close
تبلیغات در اینترنت
بررسی تاثیر اندیشه ی ملامتیه در شعر حافظ

مطالب مربوط

بررسی تاثیر اندیشه ی ملامتیه در شعر حافظ

بررسی تاثیر اندیشه ی ملامتیه در شعر حافظ

راحمه شهريارى:

ابتدا توضيح مختصر راجع به اين فرقه و يا بهتره بگيم اين انديشه بيان مي کنيم. ملامتيه به يک گروه خاص اطلاق نميشه, بلکه يک نوع انديشه است.ملامتیه یا ملامیه، گروه بسیاری ازعارفان و اهل حق را شامل می شود .پیروان حمدون قصار را ملامتی می گفتند ؛ زیرا طریقت ایشان ملامت بود ؛ یعنی سرزنش خلق رو بر خود می پذیرفتند وخوبی ها رو آشکار نمی کردند. نکته کليدي در لفظ ملامت, و معنيش که سرزنش ميشه هست

  فهيمه عباسى:

مایل بودن برای کشتن کبر و غرورشون ملامت دیگرون و بخرن

 وفا کنیم و ملامت کشیم وخوش باشیم

  فاطمه زيبايى:

بیشترخودشون رو مقصر میدونستن تقریبا یک نوع خود اتهامی

   وحيده سيستانى:

و این اندیشه نوعی عکس العمل در برابر اهل ظاهر بوده است.

    راحمه  شهريارى:

دقيقن همين بيت مصداق اين نوع انديشه ست . درسته خانم سيستاني, چون با ريا مخالفت شديد داشتن 

   فهيمه عباسى:

جالبه که از ارکان تصوف به حساب میاد.

    فاطمه زيبايى:

کاملا درسته خانم عباسی. در بسیاری ازکتاب ها ازجمله کتاب مقدمه ای «برمبانی عرفان وتصوف » دکترسجادی ، ملامتیه ذیل عنوان فرقه های صوفیه ذکرشده است . ملامت درتمام دوره های اسلامی وجود داشته است و از زمانی معین و مشخص به وجود نیامده است.

  وحيده سيستانى:

به همین سببی خانم عباسی اشاره کردند بیشتر این اندیشه را در اشعار عرفانی و تصوف باید جست.

  فهيمه عباسى:

احمدغزالی در رساله ی سوانح ، مکتب ومذهب عشق را مذهب ملامت می نامد و درباره ی ملامت می گوید : کمالش ملامت است و ملامت سه روی دارد : یک روی در خلق ، یک روی درعاشق و یک روی در معشوق 

  راحمه  شهريارى:

گروهی از اونها به عمد کارهایی انجام می دادن  تاخلق آن هارا سرزنش کنن و از این طریق غرور و کبر رو در خودمی کشن تابه وادی هلاک نیفتند, در واقع همون نکته اي که خانم سيستاني اشاره کردن. خانم عباسي,در سايه روشناي ذهنم انگار هرکدوم رو هم تفسيري کرده بود, غزالي, درسته؟!

  فهيمه عباسى:

ابوحفص درتعریض به صوفیه و زهاد به یک تن ازیاران گفته بود : نباید عبادت کردنت سبب شود که تو خویشتن را چون پروردگاری کنی وازبندگان عبادت طلب داری .

   وحيده سيستانى:

به این روش به مرگ منیت و خاموشی نفس نزدیک می شدند.

   فهيمه عباسى:

بله

 راحمه  شهريارى:

 در واقع معني "عبد" هم همينه عبادت کني, نه عبادت بشي

   فاطمه زيبايى:

 در رساله ی قشیریه درمورد ملامتیه اومده : « ملامتیه راعقیده برآن است که اگرنیک باشند وخلق آن ها را بد بدانند ، بهترازآن است که بدباشند وخلق آن هاراخوب بدانند تاعجب وریاازآن ها دورگردد

   سليمه تركى:

 در واقع از هر چیزی که ستایش خلق را نسبت به آنها برانگیزد ، روی گردانند 

 راحمه  شهريارى:

 مرگ منيّت مرحله ي نخستشه, و بد جلوه دادن خود جلوي ديگران به ارزش تبديل شده بود

   ابولقاسم قشيري به وضوح توضيح داده در رساله ي قشيريه. و اما اصولي هم داشتنملامتیه ، گروهی بودند که دراخلاص وصدق به نهایت می کوشیدن , اصرارداشتن در زندگی و رفتار فردی و اجتماعی برخلاف عامه باشند. طوری رفتار می کردند که مورد تحقیر، تنفر و اجتناب مردم واقع شن

 فهيمه عباسى:

 به شدت مایل بودند برخلاف عامه مردم باشند.

   وحيده سيستانى:

 و جالب اینجاست که اگر کاری یا عملی را بر خلاف شرع انجام می داند به جهت ملامت،ولی مخالف شریعت هم نبودند.

  راحمه  شهريارى:

 دقيقن. داستان بايزيد که روزه خورد که يادتونه؟!شخصي به غذا دعوتش کرد, و اون روزه بود, امّا براي اينکه ريا نشه دعوتش رو قبول ميکنه و ازون طعام ميخوره

   فهيمه عباسى:

 بله. برای دوری از ریا، روزه ش و باز کرد.

  فاطمه زيبايى:

 ملامتی به دنبال این تفکرن که عبادت ، پارسائی ، زهد و علم و حال خودشون رو پوشیده نگه دارن ، چراکه عبادات خودشون رو سرّی بین خود و خدا می دونستن و  آگاهی دیگران بر اعمال خود را نمی پذیرفتن

  مرتضی حالی:

 حقیر سراپا تقصیر با این سئوال مزاحم است که آیا ملامتیون سعی در حقیر کردن خود و هم مرام های خویش را نیز داشته اند؟

   راحمه  شهريارى:

 عرض کردم._اخلاص در عمل_خلاف عرف عمل کردن

   مرتضی حالی:

 چیزی که در تصوف نیز دیده میشود

     راحمه  شهريارى:

 جناب حالي, سعي در حقير کردن خود با هدف کشتن منيّت بله, اما مرام به معناي منش خير

  وحيده سيستانى:

 در واقع کسب سرزنش و ملامت از جانب دیگران به نوعی از مراحل ریاضتهای عرفانیشان بوده است!!

  راحمه  شهريارى:

 و امّا اين نگاه و اين نوع منش در سروده هاي حافظ فراواني دارد,کمي حافظ را از اين منظر بخوانيم دوستان!

   سليمه تركى:

 قلندریان منشعب از ملامتیان هستند که در راه و روش با انان یکی هستند و نشانه ی بارز این فرقه تراشیدن موی سر و ریش و ابرو بوده، این فرقه در زمان حافظ دچار تحولی شگرف شد و با تمام نیرو در مقابل ستمگریهای حاکمان وقت ایستاد و پناهگاه رندان شد و عقاید خود را که شکستن در برابر خلق و بی اعتنایی به مال دنیا و... بوده به میان رندان و خراباتیان رسوخ کرده و حافظ تحت تاثیر افکار ملامتیان و قلندران قرار گرفت و سالهای متمادی بر ضد ریا و تزویر شعر سرود 

  مرتضی حالی:

 ممنون پس بدین ترتیب:

 در جایگیری طریقت و مسلک ملامتیان باید گفت: رویه ای است که در عرفان عملی می گنجد و معرفت شناسی اینان شامل مجموعه ای است از عبادات و دستورالعمل هایی مانند ریاضت و پرورش نفس ، دوری از غرور و تزویر و ریاء تا بدین ترتیب قلب خود را نسبت به زنگارها پاک نموده و صفای باطن را درک نمایند

   وحيده سيستانى:

 در مورد سرزنش نفس و ریاضت کشی، شمس الدین احمد افلاکی در شرح حال شمس الدین تبریزی چنین آورده: شمس فرمود که : حالیا اگر قدری صهبا (شراب) دست دادی ، اوقات بجای آب استعمال می کردم. همانا که حضرت مولانا به نفسه بیرون آمده دیدم که سبوئی از محله جهودان پر کرده بیاورد و در نظر او نهاد. شمس در واقع خاسته تاب تحمل مولانا و نیز آمادگی او را برای تعصب شکنی و برون رفت از منزلتی که مولانا در بین مردم داشته است بیآزماید.

   راحمه  شهريارى:

 درسته خانم ترکي, امّا نکتّه اي که قابل توجه است, گرايش حافظ به اين نوع تفکر لزوما اون رو در زمره ي اهل اين فرقه قرار نميده

    فاطمه زيبايى:

 اکثرمحققان حافظ رو ملامتی میدونن تا قلندر

  سليمه تركى:

  به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید ،

   که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها،

  این بیت حافظ ناظر به طریقه ی ملامتیه است که تظاهر به می پرستی کرده است.

  و نیز;

 به می پرستی از آن نقش خود بر آب زدم ،

  که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن

  راحمه  شهريارى:

 ممنون خانم سيستاني

  مسلم فدايى:

 دوستان اگه لطف کنند به رفرنس ها هم اشاره کنند خیلی عالی خواهد بود.

  راحمه  شهريارى:

درسته جناب حالي, پيش از اين هم اشاره شد که اين تفکر, خاص يک فرقه ي خاص نيست, و ردّپاي اون رو در خیلی از فِرَق ميبينيم

  مسلم فدايى:

 حافظ خیلی مواقع جیره خوار حاکمان وقت خود بوده و چه جوری بر علیه آنها بوده آیا؟

  راحمه  شهريارى:

 جناب فدايي! رساله ي قشيريه- تذکره الاوليا و کشف المحجوب و عرفان و تصوف دکتر سجادي

  فاطمه زيبايى:

بعضی دیگه ازمحققان حافظ رو دارای مبانی بین ملامتی وقلندری میدونن  و سالک طریق

  رندی که وضع خود حافظ است می شمارند و این به حقیقت نزدیکتر است .

  مسلم فدايى:

 این بیت مدخل خوبی برای این موضوع است:

  رسید مژده که آمد و بهار و سبزه دمید

 وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید 

 دوستان عزیز بهتر از من می دانند که منظور از وظیفه "پول واصله از سوی جناب حاکم" بوده است

  مرتضی حالی:

 ممنونم خانم شهریاری. بقول هم ایشان 

 به می پرستی از آن نقش خود بر آب زدم

  كه تا خراب كنم نقش خودپرستیدن

   سليمه تركى:

 حافظ گاهی هم بر ملامتی گری ایراداتی هم میگرفته، گاهی هم ابراز همدردی با انها میکرده اما نکته اینجاست که حافظ سلوک شخصی خودش را داشته

    راحمه  شهريارى:

 معمولن اين نوع تفکر رو در غزلهاي عرفاني ميبينيم و از اين شيوه براي اجتماعي تر کردن موضوع استفاده ميکنه, فرمايش شما شايد بقلت مصداق داشته و نميشه حکم کلي داد جناب فدايي.

  مسلم فدايى:

 اگر رفتار بایزید مبنی بر روزه باز کردن را از ویژگیهای ملامتیان بدانیم، باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که حافظ کلا با بایزید مشکل داشته است،

  شاهد مثال: سوی رندان قلندر به ره آورد سفر

  دلق بسطامی و سجاده ی طامات بریم/  خانم شهریاری اون غزل که اشاره کردم مثل خیلی از غزلهای دیگر حافظ جزو غزلهای عرفانی نیست.

  سليمه تركى:

 اقای فدایی شاید حافظ از ملامتگری به عنوان ابزاری برای مبارزه با حاکمان وقتی که دل خوشی ازشون نداشته ،استفاده کرده، و شما بهتر میدونید که حافظ رند بوده و رندی با ملامتیگری و قلندری رابطه ای نزدیک داره

  راحمه  شهريارى:

 دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

  گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست 

  جناب فدايي عمل بايزد ضد نفس بود و ضد ريا پس مشمول افکار ملامتيه ميشه, توي اون مثالي هم که شما اژ حافظ اوردين اون نوع از انديشه رو نفي نميکنه

   سید مهدی جلیلی:

 حافظ از هر ایده ای برای خلق شعر استفاده کرده  

مسلم فدايى:

 حافظ در برخی ابیات از یک غزل نگاه عرفانی دارد وگرنه غزل یکدست عرفانی کم دارد،

  عارف بودن حافظ ساخته و پرداخته ذهن و قلم مفسران و حاشیه نویسان گذشته و حال بوده است و  تا در افراط تا جایی پیش رفته اند که حتی عاشقانه ترین و زمینی ترین غزلهای حافظ را هم عارفانه قلمداد کرده اند. بد نیست به کتاب های افراد منتقد معاصر همچون احمد کسروی نیز اشاره داشته باشیم، و حافظ را با تذکره الاولیا که قبل از او تدوین شده تفسیر نکنیم

   سليمه تركى:

 حافظ از تزویری که دامنگیر صوفیان بوده بیزار است و این بیزاری از تزویر یکی از خصوصیات بارز ملامتیانه و از همین روست که حافظ به این فرقه ها پیوند میخورد

  مرتضی حالی:

 او شاعری آزاد اندیش است که در هیچ قالبی اعم از عرفانی و غیر عرفانی نمی گنجد و هنرش را در درجه اول اهمیت قرار می دهد. با این همه، تاویل پذیری شعر وی از سویی و سعی شارحان بر پاسخ گویی به افق توقعات زمانه از سویی دیگر، سبب اعطای مشرب ملامتی به وی شده است

  سید مهدی جلیلی:

 درود مسلم جان! حافظ پیش از هر برچسب دیگر شاعر است و معمار شاعران . معماری او در شعر با ذوقیات و تلاش های جذبی و الهامی یا حتا فنی و یا عرفانی متفاوت است/ ... عرفانی دیگران متفاوت است

  وحيده سيستانى:

 اشاره ای می کنم به کتاب عرفان و رندی در شعر حافظ:

  در واقع درین کتاب فرقه ی ملامتیه را تجربه ی ذوقی یا عرفان ذوقی نیز نامیده،و همانطور که می دانیم ریشه در خراسان و شاعران عارفی چون غزالی،سنایی و عطار دارد شعر صوفیانه و تصوف شاعرانه ی سعدی اصلا خراسانی ست و حافظ هنینطور.و همان تفکری را بیان می کند که عطار و غزالی بیان کرده اند،از همان نظرگاهی که حکمای ذوقی خراسان اختیار کردند،یعنی نظرگاه عشق و عاشقی.

  دكتر صمصام:

 سلام. تصور .نمیکنم کسی باشد که حافظ را عارف بداند.

    راحمه  شهريارى:

 بله دوستان

 ما هم اشاره کرديم که حافظ محدود به ملامتيه نيست, امّا اين نوع تفکر در شعرهاش فراواني داره

  مسلم فدايى:

 در خصوص بیتی هم که اشاره شد :

  دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

  اینجا ملامت به معنی سرزنش است، همین معنای متداول امروزی و هیچ ربطی به فرقه ی ملامتیه ندارد

   فاطمه زيبايى:

 منم با شما هم عقیده ام دکترفدایی مثلا بیت

  گر چه پیرم تو شبی ....تاسحرگه ز کنار....

  این روچطوری باید عرفانی معنی کنیم از این دست ابیات زیادن

   سید مهدی جلیلی:

 البته جناب صمصام! عارف رسمی و اسمی و اصطلاحی نه. اما به جای خود مانند بیشتر شاعران شناساست

   مسلم فدايى:

 سلام خانم زیبایی بله همینطوره،/ سیدمهدی جان موافقم که شناسا به معنای اعمش، کما اینکه هر شاعری به درجه ای از درجات یک شناساست

  فاطمه زيبايى:

حافظ خودش را رند میداند نه عارف

 

   راحمه  شهريارى:

 در جامعه ي اسلامي,  وقتي دين از دست بره, حاصلش سرزنش بقيه است, پس چطور ميگين دل و دينم شده دلبر... اين نوع تفکر رو القا نميکنه؟!

  سليمه تركى:

 حافظ در این بیت بر ملامتیان خرده گرفته:

  دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات

   مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش .

  میبینید که مباهات کردن به فسق را در ردیف زهد فروشی نکوهش میکند.

   وحيده سيستانى:

 آتش زهد و ریا خرمن دین خاهد سوخت

 حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز و برو

  راحمه  شهريارى:

 البته, اينکه غزلهاي حافظ عرفاني هست يا نيست, مشخصن بحث امشب ما نيست که دوستان موافق باشن در شبي ديگر روي اين موضوع صحبت کنيم

  مسلم فدايى:

 اگر تاویل ها را اینقدر باز در نظر بگیریم همه جزو ملامتیانیم

  فاطمه زيبايى:

 بشارت بر به کوی می فروشان

  که حافظ توبه از زهد ریا کرد

  سليمه تركى:

 حافظ از ملامت استفاده ی ابزاریه سیاسی و اجتماعی کرده

  دكتر صمصام:

 بله خب مثلا در عارف بودن مولوی شک نیست و در نبودن سعدی و حافظ هم شک نیست. کاربرد اصطلاح عرفانی به معنی سلوک و منش عارفانه نیست. عرفان علایمی و منشی دارد که حافظ و سنایی و سعدی پایبند ان نیستند

   راحمه  شهريارى:

 خب تقريبن درسته جناب فدايي اگر اصل را ضد ريا بودن بذاريم

  وحيده سيستانى:

 جناب فدایی،به اصطلاح خودمون،،همون خودزنی کردن خودمونه

   مسلم فدايى:

 بله موافقم

   سليمه تركى:

 درود بر استاد بزرگوارم دکتر صمصام

  مسلم فدايى:

 مدح و ثناهایی که حافظ از حاکمان وقت خود داشته است هرگونه شبهه مبنی بر حاکم ستیزی را از بین می برد

    مهدی رهنما:

 بنده نیز معتقدم ملامتی بودن حافظ فقط یه برداشت شخصی از غزل های خاص دوران امیر مبازرالدین هست و واژه ملامت در همان معنای لغوی بکار رفته است و بس.

    مسلم فدايى:

 حال آنکه هم عصر با حافظ شاعر جسوری چون سیف فرغانی می زیسته که فریاد ظلم ستیزی اش در این غزل قصیده هنوز بعد از قرنها به هر زبانی که ترجمه شود مستحق تحسین و ستایش است:

 هرکس که اسب داشت غبارش فرو نشست

  گرد سم خران شما نیز بگذرد

  دكتر صمصام:

 کلا در پیشینه ادبی ،شاعر یا هنرمند حاکم ستیز هم داشته ایم؟

   مسلم فدايى:

 آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

  بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

  فاطمه زيبايى:

 مخصوصا غزل معروف

  روزهجران و شب فرقت یار آخرشد

  که مربوط میشه به دوران روی کار اومدن شاه شجاع و سرآمدن حکومت امیرپیرحسین

  راحمه  شهريارى:

 اينکه کلن بگيم ملامتيه نبوده

  و کلن بگيم بوده, هردو ناصوابه

 اين بيت را که نميشود ملامتيه ندونست

  درکوی نیکنامی ما را گذر ندادند

  گر تو نمی پسندی تغییرکن قضا را

   مسلم فدايى:

 من اعتقادم اینه که اگر دوستان برداشت ها و خوانش های خود از شعر حافظ را ارایه کنند بسیار مفیدتر از نقل قول هایی است که دیگران گفته اند. این بیت هم ملامتیه نیست، چه بسا در این مضمون در اشعار معاصر هم فراوان آمده است، پس اینها ملامتیه بوده اند؟؟

  راحمه  شهريارى:

 خوشبختانه هر دو داره صورت ميگره, هم نقل قول و خوانش هاي خود دوستان

    فاطمه زيبايى:

 اینطوری آقای فدایی یاد شعر مولانا افتادم

  آن یکی دالش لقب داد آن الف

  مسلم فدايى:

 دقیقن همان داستان فیلی اندر خانه ی تاریک مولوی است

   راحمه  شهريارى:

 جناب فدايي. ممکنه خیلی از گرايشها غيرتعمدي باشه و ريشه در فرهنگ داشته باشه, چرا همون شعرهاي معاصري که فرمودين رو نبايد جزو اين انديشه بحساب اورد؟!

   مسلم فدايى:

 احمد کسروی جزو معدود افرادی بود که در همان کتاب کوتاه به روشنی دکان بسیاری از حاشیه پردازان را تخته کرد

   وحيده سيستانى:

 گفتی از حافظ ما بوی ریا می آید

  آفرین بر نفست باد که خوش بردی بو

  یا

  خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست

  پرده ای بر سر صد عیب نهان می پوشم

   دكتر صمصام:

 آغازگر غزل قلندری و ملامتی را از سنایی، بررسی میکردیم.

  راحمه  شهريارى:

 نمونه هاي خوبي بود خانم سيستاني

    مسلم فدايى:

 عماد خراسانی میگه:

  از ما گذشت خوب و بد اما تو روزگار

  فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

  اگر شعر عماد را با منطق برخی حافظ شناسان بخواهم تفسیر کنم میگویم:  عماد به شدت تحت تاثیر ایده های نیچه بوده است (!!!) چون نیچه کتابی دارد تحت عنوان " فراسوی نیک و بد"

   راحمه  شهريارى:

 الکلام يجرّ الکلام.  اين پرده هم گفت و گو محوره

  مرتضی حالی:

 بنظرم اگر هدف از این مباحث تبادل اطلاعات بین اعضاء گروه باشد این اطلاعات را دوستان به هر شکل یا نظر و ایده ی شخصی یا نقل قول در مخیله خود وارد و امید که چون حافظ بهترین  اقوال را انتخاب کنند...!

   وحيده سيستانى:

 درسته خانم شهریاری،،فکر می کنم مسیر گفتگو جاهایی به بیراهه می رود!

   مسلم فدايى:

 یا بقول خانم ترکی که تظاهر به می خوردن را نشانه ملامتی بودن حافظ می داند، عماد خراسانی هم ملامتیه بوده چون میگه:

  عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر

  بجز از امشب و فرداشب و شبهای دگر

   سليمه تركى:

 جناب دکتر بحث امشب مربوط به بحث ناتمام هفته ی پیش مبنی بر تأثیر اجتماع بر شعر حافظ بود.

   راحمه  شهريارى:

 خاتم ترکي البته گفتن حافظ از اين نوع انديشه استفاده ابزاري کرده

   مرتضی حالی:

 دقیقن حافظ مثل سهراب نقاش بوده...

  مسلم فدايى:

 منظورم اون پست مربوط به استفاده ابزاری نبود، ایشون در چند پست قبل فرمودند:

  به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید ، که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها،

  این بیت حافظ ناظر به طریقه ی ملامتیه است که تظاهر به می پرستی کرده است.

  و نیز;

  به می پرستی از آن نقش خود بر آب زدم ، که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن

  سليمه تركى:

 بهتره پیامها ی پیشین مرا بخوانید جناب فدایی

   مهدی رهنما:

 ایهام گونگی و کنایه آمیزی زبان حافظ ریشه در اوضاع اجتماعی شاعر دارد.بدون دریافت عوامل اجتماعی، زبان حافظ کاملا دریافت نمیشود.

  سليمه تركى:

 حافظ از تزویری که دامنگیر صوفیان بوده بیزار است و این بیزاری از تزویر یکی از خصوصیات بارز ملامتیانه و از همین روست که حافظ به این فرقه ها پیوند میخورد

  وحيده سيستانى:

 گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

  شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمار داشت

  یا

 گر چه بدنامی ست نزد عاقلان

  ما نمیخاهیم ننگ و نام را

  راحمه  شهريارى:

 نکته ي ديگر که جانمونه اينه که حافظ زهد رو هم مذموم ميدونه

  ممنون خانم سيستاني از نمونه هاي بسيار خوبت

  فاطمه زيبايى:

 حافظ از جاه و جلال دنیوی و صلاح و مصلحت اندیشی پرهیز می کنه و نسبت

   به نام و ننگ این دنیا نیز بی اعتناست:

  گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

  شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمار داشت

 گرچه بدنامیست  نزد عاقلان

    مانمی خواهیم ننگ و نام را

  درکوی نیکنامی ما را گذر ندادند

  گرتو نمی پسندی تغییرکن قضا را

  راحمه  شهريارى:

 قرار نيست مشخص کنيم که حافظ ملامته هست يا خير, چون در هر صورت محدودش کرده ايم, اما هدف از اين مباحث اينه که از اين زاويه هم به شعر ميتوان نگاه کرد(هرچند تازه نيست اما ارزشمنده)

   سليمه تركى:

 هدف بررسی عقاید ملامتیه در شعر حافظ بود نه اثبات ملامتی بودن حافظ، شاهد مثالها هم بر این هدف بودند

   راحمه  شهريارى:

 بحث ما با انرژي بسيار مطلوب که دور از انتظار هم نبود به پايان مي رسه با اين نتيجه کهحافظ نيز به شيوه ي ملامتيون ضدريا و ضد زهد بوده و اخلاص در عمل را پسنديده ميشمرده است, و با تمام اينها, اينکه اساسن حافظ ملامتيه و همان "رند"است که تمام قد آينه شخصيت خود اوست

  سید مهدی جلیلی: 

 اتفاقا همه چی هست و هیچ کدام نیست

   فاطمه زيبايى:

 عاشق و رندو نظر بازم و میگویم فاش....

  مرتضی حالی:

 اگر ممکن است یکی از دوستان توضیح بفرمایند

  اینکه گروهی ضد ریا و تزویر باشند و ایده آل خود را مبارزه با موارد فوق بداند چطور میتواند اینقدر در شعر حافظ تاثیر  بگذارند...؟!

  مهدی رهنما:

بیان اعتقاد یک فرقه دلیل بر شمول خود شخص نمیشود.

  مرتضی حالی:

 که در طریقت ما... کافریست رنجیدن

   راحمه  شهريارى:

 دو سپاس ويژه از دو بازوي امشب

 سليمه تركى:

 وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

  که در طریقت ما کافریست رنجیدن

  عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت

 با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست

  هرسر موی مرا با تو هزاران کارست        

    ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست

  دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

  گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست

  گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

   شیوه ی رندی ومستی نرود از پیشم

  مسلم فدايى:

 به نظر من حتی حافظ در بعضی جاها کفر هم گفته است، و شعرش مستقیما با آیات قرآن تضاد دارد، کجا؟ همان جاهایی که به تعبیر دوستان با زاهدان مبارزه می کند،این بیت را ببینید:چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی 

 به سیب بوستان و جوی شیرم

   سليمه تركى:

 جناب جلیلی مثال

    سید مهدی جلیلی:

 خانم ترکی بزرگوار در هیچکدوم از بیت های بالا ملامت به معنایی که مورد نظر ملامتیه است نیامده

   مسلم فدايى:

 با تشکر از بحث های ارزشمند دوستان، در مجموع نظرم بر این هست که برخی شاهد مثالها به وضوح بیانگر اشاره ی حافظ به مسلک ملامتیون نیست، و بسیار بسیار کمرنگ است و نمیتوان آنها را جزو ملامتیه دانست،

    فاطمه زيبايى:

 وای اگر از پس امروز بود فردایی

    سید مهدی جلیلی:

 اعتمادی نیست بر کار جهان

   بلکه بر گردون گردان نیز هم

   مرتضی حالی:

 یعنی حتی بیت اولی مهدی جان؟

   عادله سلطانى فر:

 دکتر تقی پورنامداریان معتقد است که حافظ در شعرش ملامتی می نماید اما در زندگی عملی خودش ملامتی نبوده

   سید مهدی جلیلی:

 البته بهتره (گردونه گردان) بخوانیم

  سليمه تركى:

 درسته خانم جان

  عادله سلطانى فر:

 یعنی در شعرش خوبیها و محاسن را پنهان مبکند و بدیها را آشکار میسازد اما در زندگی عملی خودش پرده نگه داری و خاموشی را می بایست پیشه کند.

     سید مهدی جلیلی:

 بله مرتضی جان! مضمون عاشقانه ی واضحی است و از رابطه ی عاشق و معشوق سخن میگه

   عادله سلطانى فر:

 علت این امر را هم ناشی از توغل وی در قران و فرهنگ اسلامی میداند که مانع اعمال خلاف او می شده

  مسلم فدايى:

 اعمال خلاف هم کم نداشته حافظ،دیوانش پر از شاهد مثالهای فراوان است

   مرتضی حالی:

 آخه صحبت از طریقت و کافری را در دنبال مصرع اول آورده !!!!؟

  عادله سلطانى فر:

 یعنی کسی که هم شیخ و واعظ و فقیه و صوفی را با نیش زبان می آزارد و هم به شرابخواری و باده نوشی و فسق اعتراف میکند تنها به یمن درستی رفتارش می تواند جان سالم به در ببرد.

  مسلم فدايى:

 مثلا همین بیت: به می سجاده رنگین کن.../همه ی اینها بخاطر برخورداری از حمایت دربار بوده

 عادله سلطانى فر:

 در شعرش بله.در زندگی عملیش رو عرض کردم

  سید مهدی جلیلی:

  مسلم جان! بیت (اعتمادی نیست بر ... را در کفر گویی احتمالی حافظ مثال آورده اند. اگر گردون گردان بخوانیم با توجه به (جهان) در مصرع اول حشو است. پس می بایست (گردونه گردون) یعنی خدا بخوانیم

    عادله سلطانى فر:

 شعر حافظ مضمون ملامتی دارد.

    مسلم فدايى:

 وگرنه اگر برای چاپ اشعارش پشت در ممیزی چندماه چندماه منتظر می ماند و اشعارش را بیت بیت مثله مثله و قلع و قمع میکردند می فهمید یک من گندم چقد آرد داره

    عادله سلطانى فر:

 یعنی ظاهرا زمینی است ولی در باطن آسمانی و باطنی است

   مثل چهره پیر مغان. که یک ترکیب ملامتی است که جمع اضداد است.

    مسلم فدايى:

 تفسیرها برخی مفسران حافظ تا جایی پیش رفته است که اگر حافظ از قبر درآید و بگوید بخدا منظورم می واقعی بوده میگن نه بخواب تو نمی فهمی حافظ جان بخواب 

  خانم سلطانى:

 خیر .اینطور نیست. در بسیاری از ابیات دقیقا شراب انگوری مدنظر بوده.

   سید مهدی جلیلی:

 مرتضی جان! اونجا هم به نوعی از اصطلاحات دینی در کاربرد عاشقانه استفاده کرده که زیبایی بیت هم در این است. مثل :

  از جمله این دوازده ماه تمام یک ماه مبارک است و آن هم رویت در این بیت هم که شاعرش یادم نیست همین اتفاق افتاده که البته دقیقا اینجا بهش میگن (استحاله ی کنایه) در مبارک  

  شمیسا قضیه رو خیلی خب راست و ریس و حل کرده. از نظر ایشان سه نوع می داریم: . انگوری  . عرفانی  . شعری و ادبی

 مسلم فدايى:

 بله سیدمهدی جان از این کفرگویی ها فراوان دارد، و البته اینکه بگوییم در شعرش بوده نه در زندگی عملی اش، کی از زندگی عملی حافظ خبر دارد؟؟ تمام شناخت ما از حافظ در محدوده ی اشعارش است نه زندگی عملی اش

  مرتضی حالی:

 درست میفرمائید پس تائید میفرمائید که این تیر دوشعبه است؟

  عادله سلطانى فر:

 حافظ خودش شعرش زندگیش و همه چیزش ایهام است

  دکتر صادقلو:

 دقیقا از هر منظر به شعرش نگاه کنیم همان مینماید به همین خاطر است که برخی او را حافظ قران برخی او را حافظ از منظر موسیقی و برخی او را ادیبی کم نظیر میدانند عده ای رند لاابالی میخوانندش گروهی عارف واصل میدانندش برخی انسانی اجتماعی و دانی میپندارندش  هیچ شاعر و اندیشمندی در این هاله ی افکار متضاد دیگران گرفتار نشده است و هرکس حافظ را هرچه نامیده از شعرش استناد هایی محکم ارائه کرده است . حال حافظ کیست ؟ هرچه ببینید همان است

     مرتضی حالی:

 و بعبارتی حافظ اینجوری منصب لسان الغیبی گرفته...

    سید مهدی جلیلی:

 بله و معنایی که می خواهد منتقل کند بر اساس دریافتهای از خود متن عاشقانه است و ارتباطی با ملامتیه پیدا نمی کند و همون سرزنش یار است  در مقابل خواهش

   مسلم فدايى:

 منکه امروزم بهشت نقد حاصل می شود

  وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم؟

 حافظ

   ابیاتی از این دسته بیشتر دین ستیزی است تا حاکم ستیزی و زاهد ستیزی

   سید مهدی جلیلی:

 دکتر جان! این که خود حافظ هم این تخلص را انتخاب کرده خیلی هوشمندانه بوده  ناصر خسرو هم حافظ کل قرآن بوده

 دکتر صادقلو:

 با کمتر از  غزل کاری کرد که با هزاران غزل نتوانستند بکنند

   سید مهدی جلیلی:

 یا شاید غلو مسلم جان

   مسلم فدايى:

 بله جناب صادقلو به تعبیر شاملو در سطر نخست مقدمه حافظش:

   " حافظ راز عجیبی است..."

 دکتر صادقلو:

 در مورد هیچ شاعر یا نویسنده ای به اندازه ی حافظ ننوشته اند و با این همه هنوز شناخته نشده

   سید مهدی جلیلی:

 حافظ بیش از همه شبیه عموم ما ایرانی ها و انسانهای دوره های مختلف تاریخی ماست. با امیدها و نامیدی های مکررش. با تناقض ها ی جبری و اختیاری. عرفان منشی و عاشقی و ملامتی گری و .... خود واقعی ماست

 دکتر صادقلو:

 از دکتر فروزانفر در اواخر عمرش  پرسیدند که حافظ را چه دیدی گفته در سال اول تدریسم فکر میکردم حافظ را شناخته ام اما امروز اعتراف میکنم نمیشناسمش

   عادله سلطانى فر:

 دلیلی مستند نیست که حافظ را از اهل ملامت بشماریم اما حساسیت عاطفی او نسبت به ریا و نفرت شدید او از همه مظاهر و جلوه های ریا سبب حضور نظر گاههای ملامتیان در شعرش می شود.

  مرتضی حالی:

 خیلی جالب است مهدی جان

  بیت اول 

 منم! که شهره ی شهرم! به عشق ورزیدن

  منم! که دیده نیالوده ام! به بد دیدن

  دکتر صادقلو:

 حافظ با توجه به این که اندیشه های اجتماعی دارد قطعا اندیشه های ملامتی در شعر او جاریست اما خود او سلوک ملامتی نداشته

   مرتضی حالی:

 بیت دوم

 وفا کنیم! و ملامت کشیم! و خوش باشیم

  که در طریقت ما!!!! کافریست رنجیدن

  سید مهدی جلیلی:

 وقتی دو بیت را در ادامه هم می آورید احتمالات مویینی برقرار می شود که آن هم بر می گردد به استفاده هنرمندانه ی حافظ  که در وارد کردن این معنا در ذهن مخاطبان کنجکاو و دقیق هم موفق بوده. این نشان توفیق حافظ است نه واقعا دلیل انتسابش به ملامتیه

   سليمه تركى:

 به شیوه ی ملامتیه بودن دلیل بر ملامتی بودن حافظ نیست

    اگه فرد در هر زمینه ای اطلاعاتی وافر داشته باشه دال بر تجربه ی ان امر نیست، یه ضرب المثل معروف هست که میگه، ما نخوردیم نان گندم ولی دیده ایم دست مردم

   مرتضی حالی:

 نه بنده عرض نمی کنم ایشان منتسب به این فرقه بوده اند کما اینکه ابیاتی که ایشان را به مغ و مغبچه گان و اندیشه زرتشتیان متمایل میداند  نیز حتمن درست نمی تواند باشد عرض بنده این است که همانطور که شما و سایر دوستان بنوعی فرمودید ایشان رایحه ی هر گلی را در مشام کشیده و با انواع صور خیال بمنصه ظهور خلایق رسانیده است.... آن هم در عین ظرافت و رندی

   سليمه تركى:

 همین ویژگی رندیه حافظه که انقد گروهو به چالش کشونده

    سید مهدی جلیلی:

مرتضی جان! یعنی می گی حافظ به طریقه ی شمراخیه بوده ؟

   وحيده سيستانى:

 گویی از هر باغی گلی چیده است!

  مرتضی حالی:

 ولی بنظرم این بیت با علامات جمعی که در جای جای آن نشسته یک جورهائی اصطکاکی با بیان اندیشه های فرقه ی ملامتیه دارد

  وفا کنیم! و ملامت کشیم! و خوش باشیم

  که در طریقت ما!!!! کافریست رنجیدن

  شمراخیه را سیلاب بندی بایست مهدی جان

   سید مهدی جلیلی: 

 شَمراخیه : روی (م) ساکن

   سليمه تركى:

 هردوانه مارا به یاد هندوانه و شب یلدا انداخت جناب حالی

  مرتضی حالی:

 "یه" آخر خاتمه ی ملامتیه است بقیه چیست؟ مهدی جان

  سید مهدی جلیلی:

 همانطور که گفتی هر گلی رو بوییده  این فرقه از فرقه های  گانه یا همون  ملت که به اشتباه  میگن است که معتقد است دنیا گلستانی است و می بایست از گلهای آن بویید لذا برای ازدواج نکاح را لازم نمی داند و حتا نماز و روزه را هم تاکید چندانی ندارد و آنان را (حبیه) هم می گویند. معتقدند می توان در نماز بر مسیحی و یهودی هم اقتدا کرد. اینها هم دسته ای از مسلمانان اند مرتضی جان

  - فرقه شمراخیه پیروان عبدالله بن شمراخ را شمراخیه گویند.این فرقه نماز را به امامت هر کس (یهودى ، نصرانى ، مسلمان و...) جایز مى دانستند. این فرقه را حبیه نیز گفته اند. زیرا عقیده داشتند هر کس در او محبت استوار باشد، در همه کارها آزاد است ؛ اگر چه نماز نخواند و روزه نگیرد و کبیره مرتکب شود. زنان چون گلها هستند که بوئیدنشان آزاد است ، لذا نکاح معنى ندارد این فرقه به اباحیگرى متهم است .

  مرتضی حالی:

 یعنی:چون ندیدند «حقیقت» ره افسانه زدند؟!!

   سید مهدی جلیلی:

 از این جالب تر هم هست. (سارقیه) که الان خیلی رو بورسناینها معتقد بودند اگه ده درهم بدزدی و یک درهمش رو صدقه بدی بقیه  درهم حلال میشه.

تاریخ ارسال: پنجشنبه 04 دي 1393 ساعت: 19:13 |تعداد بازدید : 1314 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی