close
تبلیغات در اینترنت
پدیدارشناسی در هنر ،ادبیات و فلسفه با نگاهی به آراء لامبرت ,هوسرل,کانت

مطالب مربوط

بررسی نظریه ی پدیدارشناسی در فلسفه ، هنر و ادبیات

بررسی نظریه ی پدیدارشناسی در فلسفه ، هنر و ادبیات

محمد حسن زاده:

 موضوع بحث بررسی نظریه پدیدار شناسی می باشد.

پدیدار شناسی اصطلاحی است که خواستگاهش را باید در فلسفه جستجو کرد .این نظریه توانست در روزگاری مطرح شود که موجی از نا امیدی در فلسفه بر دانشها سایه انداخته بود و این نا امیدی ناشی از عملگرایی فلسفه بود و فلسفه را به امری ناکار آمد تبدیل کرده بود

 شاید اولین سوال این باشد که پدیدار شناسی یعنی چه ؟  

پاسخ به این سوال کار ساده ای نیست با مطالعه ی جزئی که در نظریات متفاوت داشتم به تعدد برداشتها پی بردم .فیلسوف آلمانی ( لامبرت) اولین بار سخن از علمی گفت که آن را در کتاب ( ارغنون جدید)اش پدیدار شناسی نامید . منظور او از پدیدارشناسی خصوصیات موهوم ذهن انسان بود و این اصطلاح را به نظریه ی توهم تعریف کردند.

دکتر صادقلو

پدیدار شناسی تقریبا از لامبرت به صورت مدون شروع شدوی فیلسوف آلمانی بود

سیر تحول معنایی و تعاریف پدیدار شناسی نشون میده که بسیار مهم و قابل بررسی است

محمد حسن زاده:

بله عرض کردم این نظریه در دوران یاس فلسفی هزاره ی دوم امیدی برای مطرح شدن به عنوان نظریه ای محکم در هزاره ی سوم ایجاد کرد

البته کانت زیاد این اصطلاح رو مورد بحث و استفاده قرار نداده اما چند موردی که به کار برد باعث شد تعریف مجددی از این اصطلاح صورت بگیرد.

دکتر صادقلو

کانت  هم تقریبا همون بحث لامبرت رو داشت یعنی در مقابل شی که قائم به خود است

محمد حسن زاده:

بله او میان اشیا و امور آنطور که در ادراک و ذهن ما هستند با اشیا و امور آنطور که فی نفسه هستند فرق گذاشت مورد اول یعنی ادراک را پدیدارها و مورد دوم یعنی ذات اشیا را ذوات نامعلوم نامید

دکتر صادقلو

 در ترجمه نظریه ی لامبرت و کانت ازپدیدار شناسی واژه موهوم ترجمه درستی نیست منظور بیشتر دریافت فرا واقعی است

مرتضى حالى:

طبق مطالعه ی سطحی که ساعتی پیش در صفحات وب داشتم به این مطالب برخورد کردم که پدیدار شناسی یعنی دیدی بدون حب و بغض و بدون هر تعصب به مطالب و موضوعات و این می تواند به موضوعات مختلف تعمیم داده شوداین مطلب تا چه اندازه می تواند درست باشدفی المثل در مورد شعر می تواند آن دیدی را شامل شود که بدون هرگونه حمایت و یا تکذیب در مورد موضوعی باشد که شاعر به عنوان پدیده ای برای انتقال معنا و تجربه ی خویش در شعر  به آن متوسل شده است

دکتر صادقلو

جالبه بدونید نه تنها متفکرین با یکدیگر در باره این واژه متفاوت هستند حتی دیده شده که یک فیلسوف یا متفکر مثل هگل در دوره های زندگی خود چندین بار تعاریف متفاوت آورده

محمد حسن زاده:

درود جناب حالی . من هم تا حد زیادی موافقم با شما برخورد غیر سلیقه ای و بیطرفانه با متن انطور که هست رو میشه از ویژگیهاش دونست

دکتر صادقلو

جناب حالی این یکی از دیدگاههاست برخی تحلیل توصیف تجربه های موجود در شعر یا هر چیز دیگری رو پدیدار شناسسی میدونن

محمد حسن زاده:

خوب گرایشهای متفاوتی در درون پدیدارشناسی ایجاد شد این هم نوعی گرایش هرمنوتیکی در پدیدارشناسی است

اما بعد از کانت و لامبرت .نسل بعدی فیلسوفان که هگل در راس آنهاست برخورد دیگری با این اصطلاح داشتند

هگل این رای کانت رو خطا میدانست و در کتاب ( پدیدار شناسی روح) خود سیر روح در شناساندن خودش رو به عنوان یک ذات نامعلوم برای رسیدن به کمالش نشون داد

محمد حسن زاده:

در اواسط قرن نوزدهم تعریف پدیدار گسترش یافت و مترادف شد با واقعیت و یا هرچیزی که واقعیت خارجی دانسته شودو این معنا در فلسفه ی معاصر پرکاربرد بود یعنی : بیان توصیفی محض در مورد موضوعی مشخص و بعدها نیز از ان به عنوان تهیه ی فهرستی از همه ی چیزهایی که بتوان آن را موجود نامید  تعبیر شد حتی موهوماتی که امکان وجود دارند اما در اوایل دهه ی  میلادی آلبرشت هوسرل به عنوان جدیترین نظریه پرداز در رابطه با این اصطلاح اندیشه هایش را ارائه داد.

دکتر صادقلو

البته هگل اولین نفری بود که عنصر روح را در پدیدار شناسی اصل دونست .

البته ریشه ی مفهوم پدیدار شناسی به عنوان یک روش میان فلسفه و علم در اندیشه های ابوعلی سینا و به نوعی در ملاصدرا دیده میشود.

این که پدیدار شناسی روش است یا یک مکتب یا یک جنبش یا یک دیدگاه فلسفی بحث فراوان است اما بیشتر به یک جنبش یا روش فلسفی شبیه است

محمد حسن زاده:

بله بیشتر یک روش پرداختن به فلسفه هست

دکتر صادقلو

به نظر من شبیه بحث اختلاف حقیقت و واقعیت در فلسفه ی ایران بخصوص اشراق استمرز بین حقیقت و واقعیت همان پدیدار است که با عنوان پدیدار شناسی بحث شده

محمد حسن زاده:

و الان این اصطلاح به دو معنا کاربرد دارد :  ( در معنای عامش دلالت دارد بر هر نوع تحقیق توصیفی درباره ی موضوعی معلوم - ) در معنای خاص به عنوان یک نهضت فلسفی است

این هم میشه و البته روش رسیدن به این مرز رو میتونیم پدیدار شناسی تعریف کنیم

 پدیدار شناسی به عنوان یک روش فلسفی در برخی از هنرها و علوم از جمله ریاضیات -منطق- ادبیات -روانشناسی و... راه یافت

دکتر صادقلو

شناخت شهودی هم که برخی آن را در جهانی و برخی فرا جهانی میدانند با مفهوم پدیدار شناسی ارتباط دارد.

محمد حسن زاده:

دکتر یعنی شما .شناخت شهودی رو معادل درک فرا واقعی اشیا و امور میدانید ؟

وحيده سيستانى:

وقتی پدیدارشناسی به میان می آید،هجومی از فلاسفه با کلی نظریه و اصلاحاتشان سر جمع می شوند...به نظرم ادامه ی این گفتگو را به روزی دیگر موکول کنید که عزیزان بیشتری با دست پر وارد بحث شوند..

اما نظر شخصی خودم این است که چرا همیشه پدیدارشناسان به دنبال ذات هستند و این ذات مگر چقدر در نظم هستی اثرگذار است که غیر ذات نمی تواند داشته باشد...

همینطور هم می دانیم که سلسله ی پدیدارشناسان،به جهت نقد نظریات همدیگر،از پدیده تعریفی داده اند.

دکتر صادقلو

بحث پدیدار شناسی روشی است بین معنا و وجود که اتفاقا با ادبیات و شعر پیوندی نزدیک پیدا میکند

محمد حسن زاده:

هفت ویژگی غالباً پذیرفته شده در رهیافت پدیدارشناسی

پدیدارشناسان تحقیق را به شیوه هایی پیش می برند که اغلب در ویژگی های منفی و یا مثبتِ زیر اشتراک دارند:

. پدیدارشناسان می خواهند با پذیرش موضوعات مشاهده ناشدنی و سیستم های بزرگ فکری که با اندیشه نظر ورزانه بر پا شده اند مخالفت کنند.

. پدیدارشناسان می خواهند با طبیعی انگاری (که ابژکتیویسم و پوزیتیویسم نیز نامیده می شود)، که یک جهان بینی است که ریشه در علم طبیعی و تکنولوژی مدرن دارد و از زمان رنسانس به بعد در اروپای شمالی گسترش یافت مخالف کنند.

.  به بیانی مثبت، پدیدارشناسان می خواهند شناخت ( و همچنین به معنایی سنجش و عمل ) را با رجوع به آنچه که ادموند هوسرل بداهت می نامد که آگاهی از خود موضوع به مثابه آشکار شده در واضح ترین، متمایز ترین و مکفی ترین  شیوه ی چیزی در نوع خودش است، تصدیق کنند.

. پدیدارشناسان می خواهند نه تنها به ابژه هایی در جهان­های طبیعی و فرهنگی باور داشته باشند بلکه ابژه های ایده آل مثل اعداد را نیز بپذیرند. حتی خود حیات آگاهی نیز می تواند با بداهت آشکار و بنابراین شناخته شود.

پدیدارشناسان می خواهند بیان کنند که تحقیق باید بر روی آنچه که می تواند "مواجهه" نامیده شود  تمرکز کند طوری که معطوف به ابژه هایش باشد و به بیان صحیح تر معطوف به ابژه هایش "آنطور که با آنها مواجه می شود"باشد( این اصطلاح چندان توسط همه بکار نمی رود اما تاکید بر مسئله بودن دوگانه و رهیافت تاملی مستلزم آن است).

. پدیدارشناسان می خواهند نقش توصیف را در شکلی کلی، پیشینی و "آیدتیک" در مقام مقدم بر توضیح علّی،پیشنهادی، یا متکی بر اصول نخستین تشخیص دهند

و در نهایت

. پدیدارشناسان می خواهند بحث کنند که آیا آنچه که هوسرل اپوخه و فروکاست فرارونده پدیدارشناسانه می نامد مفید و یا حتی ممکن است یا خیر.

 دکتر صادقلو

در حقیقت روشی است بین فلسفه و علم

 به نوعی نزدیک کردن فاصله علم و فلسفه

 

 

 

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 08 دي 1393 ساعت: 0:40 |تعداد بازدید : 822 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی