close
تبلیغات در اینترنت
علل تاخیر در سرایش دفتر دوم مثنوی مولانا

مطالب مربوط

علل تاخیر در سرایش دفتر دوم مثنوی مولانا

علل تاخیر در سرایش دفتر دوم مثنوی مولانا

 

   راحمه  شهريارى:

 همونطور که همه ي خوبان مي دونن, بين سرايش دفتر اول و دوم مثنوي, فاصله اي ايجاد شده, که ميخوايم از روي خود ابيات اوليه ي دفتر دوم, علل رو جويا بشيم

 ابيات اوليه دفتر دوم رو باهم مرور کنيم, و بعد باتفاق روش صحبت کنيم

 مدتی این مثنوی تاخیر شد

 مهلتی بایست تا خون شیر شد

 تا نزاید بخت تو فرزند نو

 خون نگردد شیر شیرین خوش

  شنو

 چون ضیاء الحق حسام الدین عنان

 باز گردانید ز اوج آسمان

 چون به معراج حقایق رفته بود

 بی‌بهارش غنچه‌ها ناکفته بود

 چون ز دریا سوی ساحل بازگشت

 چنگ شعر مثنوی با ساز گشت

 مثنوی که صیقل ارواح بود

 باز گشتش روز استفتاح بود

 مطلع تاریخ این سودا و سود

 سال اندر ششصد و شصت و دو بود

 بلبلی زینجا برفت و بازگشت

 بهر صید این معانی بازگشت

 ساعد شه مسکن این باز باد

 تا ابد بر خلق این در باز باد

 مولوي, آغاز دفتر دوم

 معمولن ديباچه ها و مطلع ها, چکيده اي از کل اثر هستن, پس بهتره دقيق تر بهشون نگاه کنيم, چون نقشه ي راهمون هستن . با توجه به اين چند بيت, تاريخ روع دفتر دوم رو کي اعلام ميکنه؟! 

   على حبيبي: 

پانزده رجب ۶۶۲

    راحمه  شهريارى:

 بله. سال شروع سرايش دفتر دوم۶۶٢هجري

 مطلع تاريخ اين سودا و سود

 سالْ اندر ششصد و شصت و دو بود

    محمد زره ساز: 

هجری قمری

    محمد حسن زاده:

 درسته شاید مهمترین دلیل تاخیر مثنوی و تنها مرجع موثق همین ابیات باشند

    محمد نجفی :

   رجبش تو شعر نیست... منبع تون چیه جناب حبیبی؟

    راحمه  شهريارى:

 و روزش هم, روز "استفتاح", و به قول جناب حبيبي, ١۵رجب

   على حبيبي:

 خانم شهریاری فرمودند

 بله روز استفتاح

    راحمه  شهريارى:

  استفتاح در لغت به معنيگشايش هستش

    راحمه  شهريارى:

 اما در اصطلاح به ١۵رجب استفتاح ميگفتن

    چون گفته شده, در اين روز درهاي رحمت الهي باز ميشه

    محمد حسن زاده:

 بله روز استفتاح معادل  رجب هست که درهای خانه ی کعبه گشوده می شود به نشانه اینکه در های رحمت خداوند گشوده میشود

    راحمه  شهريارى:

 امّا بحث تاريخ رو همينجا نگهش داريم, تا دوباره بهش برگرديم

    محمد نجفی :  

 فک کنم از این روزا زیاد داریم تو تقویم هجری

    راحمه  شهريارى:

 و اما اسم شخص خاصي که ذکر شده در اين ابيات؟

    محمد نجفی :

  آره واسم جالب بود... مگه مولانام به کسی باج داده؟

    محمد حسن زاده:

  اما فکر میکنم اگر بخواهیم به علل تاخیر بپردازیم یه سری هم به ابیات آخر دفتر اول بزنیم بهتره شاید علل پایان دفتر اول رو بیابیم. حسام الدین

    راحمه  شهريارى:

 شايد هم به آخرين روز اعتکاف هم اشاره شده باشه, ١٣رجب تا١۵رجب

    محمد نجفی :

  فکر می کنم سه بیت به این جناب حسام بیک اختصاص داره

    راحمه  شهريارى:

 بله جناب حسن زاده, اما اجازه بفرمايين, به نقش حسام الدين اشاره بشه و بعد به ابيات پاياني دفتر اول استناد کنيم

    حسام بيک. همونطور که دوستان مي دونن, حسام الدين, مولانا رو تشويق به سرودن مثنوي کردي(کتابي به شيوه ي حديقه سنايي و منطق الطيرعطار) يکي از دوستان , بيت مربوط به حسام الدين رو مينويسه؟!(در همين شروع دفتر دوم)

    محمد نجفی :

  فکر می کنم اون زمان باب بوده هرکی مولوی به سر بوده از این کتابها داشته... بالغ بر چندصدهزار بیت واقعاً برای بیان کدام حقیقت؟

    راحمه  شهريارى:

 مولوي به سر بودهيعني چي؟

    محمد نجفی :

   منظورم دستار هست خانم شهریاری! من این دفتر رو عرض نکردممن در مجموع آثار از این دست منظورم بود

    راحمه  شهريارى:

 بله, منظورتون ١٨بيت "ني نامه ست". جناب نجفي, معاصر با مولانا, کم نبودن شاعراني که ابياتشون کثرت داشت, اما ماندگاري مثنوي, مطمئنن دلايل محکمي داره که موضوع بحث امشب ما نيست.

    جناب نجفي, اگه سوالتون رو جزئي تر بفرمايين و روشن تر, انشاله در دوشنبه هاي بعدي, روش صحبت مي کنيم

    چون ضياالحق حسام الدين عنان

 باز گردانيد ز اوج آسمان

    على حبيبي:

  اگه اجازه بدید ابیات رو با معنی یا مفهوم من نوشتم اینجا بنویسم که کار راحت تر بشه

    راحمه  شهريارى:

 بيت بالا, بيتي که خيلي ها, بهش استناد کردن و علل تاخير دفتر دوم از باتوجه به اون بيان کردن. چقدر عالي, جناب حبيبي بفرمايين!

    على حبيبي:

 مدتی این مثنوی تاخیر شد

 مهلتی بایست تا خون شیر شد

 اصولا هر پدیده ای اعم از مادی یا روحی،برای به کمال رسیدن نیازمند گذر زمان است.

 در این بیت مولانا یاداور میشود که تاخیر در انشا مثنوی ،بدین خاطر بوده که حکمت ومعارف باید مدتی در ذهن وقلب بماند تا قوام گیرد،وضمنا مصرع دوم اشاره به ایه ی ۶۶ سوره ی نحل دارد؛

 وان لکم فی الانعام لعبره نسقیکم مما فی بطونه من بین فرث ودم لبنا خالصا سائغا للشاربین.

 (وهمانا برای شما مشاهده ی چهارپایان مایه ی پند و عبرت است؛که ما از میان سرگین وخون ،شیر پاک به شما مینوشانیم که برای طبع نوشندگان گوراراست.)

    تا نزاید بخت تو فرزند نو

 خون نگردد شیر شیرین خوش شنو

 معنی؛ای طالب معارف مثنوی،خوب گوش کن تا وقتی که مادر بخت تو،فرزند تازه ای نزائیده،خون به شیر شیرین وگوارا مبدل نمیشود

 مفهوم بیت:

 انسان باید تولد مجدد پیدا کند واز رحم مادیات وهوی خارج شود ودر پهنه ی کمالات ومکارم تولد یابد.در این صورت شیرمعارف وحقایق باطنی برای او جوشیدن میگیرد.(تا وقتی که به الهام نو وجدید نرسیده باشی نخواهی توانست حکمت روحی ومعنوی را درک کرده چه الهام روحی نزد صوفیان سرچشمه ی معرفت وشناخت است

    ضیا الحق؛

 (روشنی حق)

 لقبی است که مولانا غالبا در مثنوی،حسام را بدان لقب میخواند.

 به طور کلی صوفیان از گذشته تا حال رسم چنین بوده که مریدان و سالکان ومنتهیان را بر حسب مقام معنوی ومرتبت سلوک به لقبی ملقب میکردند واین لقب را طریقتی گویند‌.

    محمد نجفی :

  بسیار عالی جناب حبیبی

    على حبيبي:

 چون ضیا الحق حسام الدین عنان

 باز گردانید از اوج آسمان

 چون به معراج حقایق رفته بود

 بی بهارش غنچه ها ناگفته بود

 چون حسام الدین ،عنان وتوجه وعزیمتش را از ذروه ی آسمان معنوی بازگردانید.(یعنی از تحریر وتقریر کلام مثنوی که صرفا برای ارشاد مردم انجام میداد فراغت جست ودلیل فراغتش هم این بود که برای مشاهده مراتب حقایق دنیوی ومعارج اسمان الهی رفته بود)

 پس بی بهار همت زندگی بخش وی غنچه های معانی وحقایق ربانی در باغ دل نشکفته ماند.(همانطور که دیدیم مولانا توقف و تاخیر در نظم مثنوی را ناشی از تاملات روحی ومکاشفات قدسی حسام الدین ذکر میکند واشاره ای به اندوه وسوگ حسام از فقدان همسرش را ندارد)

    چون ز دریا سوی ساحل بازگشت

 چنگ شعر مثنوی با ساز گشت

 همین که حسام از دریای تاملات روحی وسیر معنوی متوجه این عالم شد،دوباره ساز دلنواز مثنوی اماده ی ترنم ونوا شد(وقتی که حسام الدین از حالت استغراق ومو در اومده ومتوجه عالم صحو وکثرت شده،نوشتن معارف مثنوی دوباره شروع میشه باز)

    مثنوی که صیقل ارواح بود

 بازگشتش روز استفتاح بود

 مثنوی که برای جان ها حکم صیقل را داشت وانها را با معارف معنوی پاک‌وصاف می کرد،دوباره نظم آن را در روز استفتاح از سر گرفته شد و دفتر دوم آغاز گشت.

 استفتاح، در لغت به معنی گشودن وآغاز کردن است

 ولی اصطلاحا روز پانزده رجب را میگویند که درهای رحمت الهی وابواب بهشت گشاده میشود.

 اما طرز بیان مولانا کار خاصی به نیمه ی رجب ندارد ودرواقع بازگشت به مثنوی نوشتن را نوعی استفتاح تلقی کرده،انگار بازگشت به ادعیه واذکار هست که چند وقا متروک ومغفول مونده بوده)

    مطلع تاریخ این سودا وسود

 سال اندر ششصد وشصت و دو بود

 مصرع اول به ایه ی ۲۹ سوره ی فاطر(

 همانا انان که کتاب خداوند را تلاوت میکنند ونماز میگزارند واز انچه روزیشان کردیم‌نهان وعیان نفاق میکنند واز لطف خدا امید تجارتی دارند که هرگز تباهی نخواهد یافت)

 والبته نگاهی هم به ایه ی دهم سوره ی صف.

 مثنوی که محل داد وستد معنوی وفایده های روحانی است در سال ۶۶۲ هجری نظم دفتر دوم آن آغاز شد.

    بلبلی زینجا برفت و باز گشت

 بهر صید این معانی بازگشت

 بلبلی از عالم صورت به معنا رفت وباز بلند پروازی  شد که برای صید معانی والا وگرانقدر به این عالم آمد

     راحمه  شهريارى: خب دوستانم. جناب حبيبي لطف کردن و ابيات رو با شرحش نوشتن, صحبت شما خوبان رو هم ميشنويم

    على حبيبي:

 خواهش میکنم بزرگوار

    راحمه  شهريارى:

 ممنون, بسيار عالي

    على حبيبي:

 خب این یه منظر بود امثال جناب فروزانفر معتقدند که تاخیر به خاطر فوت همسر حسام الدین بوده  و البته به سوی حق رفتن هم تاثیر داشته

    راحمه  شهريارى:

 بله, يکي از دلايل رو, فوت همسر حسام الدين بوده

    راحمه  شهريارى:

 و طبيعيه که حسام الدين , خودش از نظر روحي شارژ نبوده که بخواد مولانا رو شارژ کنه

    محمد نجفی :  

 نسبت حسام الدین و مولانا رو کسی میدونه؟  اصلا ایشون چه جایگاهی توی اون دوره داشتن؟

    راحمه  شهريارى:

  اما يه نکته ي مهم. شاگردش بوده, اما شاگردي که به مقام مريدي رسيده بود.اما قبل از بيت حسام الدين , بيت ديگري اومده

    محمد نجفی :

  میشه برداشتی رو عنوان کنم؟

    راحمه  شهريارى:

  از حسام الدين, جناب نجفي؟! بفرمايين, حتمن!

    محمد نجفی :

  یعنی شما می فرمایید سرایش دفتر دوم مثنوی که بخش اعظمی از حکایتهای مشهور و تاثیرگزار بر ادب فارسی از جمله سعدی و همچنین شاعران بعدی، به دلیل تحت تاثیر قرارگرفتن شخصیت بزرگی چون مولانا از زندگی حسام الدین که شاگرد یا به قول شما مرید ایشان بوده است؟ فکر کنم به کتاب شاهدبازی در ادبیات دکتر شمیسا باید رجوع کنیم یا اینکه توضیح یا توجیهی برای اشاره به اسم حسام الدین در دیباچه داشته باشیم

    عادله سلطانی فر :

   دکتر زرین کوب در کتاب "پله پله تا ملاقات خدا"علت این وقفه دوساله را چنین بیان کرده:

 علت آن بود که در این بین قبل از آغاز نظم دفتر دوم زوجه ی حسام الدین وفات یافت()و مولانا هم پسر جوانش علاءالدین محمد را که سی وشش سال بیش نداشت و مدرسی عالیقدر و فقیهی متشرع بود از دست داد و ظاهرا از شدت تاثر به جنازه ی او حاضر نشد و مدتی به خارج شهر رفت.ناچار وقفه در کار این مجالس برا گوینده و شنونده اجتناب ناپذیر است

    على حبيبي:

  بعد از اینکه شمس میره ومولانا دوام نمیاره  مولانا با صلاح الدین زرین کوب اخت میگیره  بعد از وفات او مولانا با حسام الدین بر میخوره و اصلا به خاطر حسام مینویسه وتقدیم حسام میکنه مثنوی رو

   راحمه  شهريارى:

 جناب نجفي, سوالتون رو درست متوجه شدم؟ ميفرمايين محدود کردن مولانا به شخصي مثل حسام الدين در شأنش نيست؟! درست برداشت کردم جناب نجفي؟ يعني شما اين مراد و مريدي رو وارد مبحث شاهدبازي مي کنين؟

    محمد حسن زاده:

 محمد نجفی عزیز زیاد شفاف نبود سوالتان به هر حال رابطه ی مرید و مرادی یا هر رابطه ی دیگری در میان باشد ۀنچه مسلم است این است که انگیزه ی اصلی سرایش مثنوی را حسام الدین در مولانا ایجاد کرده که این انگیزه مورد بحث نیست . بلکه او کسی بود که سروده های بداهه را ثبت و ضبط میکرده

    محمد نجفی :

  نخیر... بنده سوالم را از جایگاه کسی که نمی داند و به علت نداشتن اطلاع کافی در این باب ناچار به برداشت های متناقض شده عنوان کردم تا شاید کمکی به خودم و به پیشروی بحث کرده باشم!

    راحمه  شهريارى:

 سوال و پيچيده تر کردين روشن تر بفرمايين

    محمد نجفی :  

 جناب حسن زاده عزیز... سوال بنده به ذات یک سوال نبود... می شود اسمش را گذاشت زاویه دید...  از بحث دور نشیم لطفاً. بنده به دنبال جواب نیستم...

    على حبيبي:

 میگویند که ایا حسام الدین شاهد مولانا نبوده ؟

    راحمه  شهريارى:

 دوستان بحث رو ادامه مي ديم, جناب نجفي همراهيمون کنين همچنان

    محمد نجفی :

  راستی آیا وارد کردن مراد و مریدی به مبحث شاهدبازی امکان ندارد؟

    عادله سلطانی فر :

  به نظرم حسام الدین جای خالی شمس را برای مولانا پر میکرده

    محمد حسن زاده:

 آنچه از ابیات بر می آید علت تاخیر ارتقای  درجه ی سلوک و طی مراحل توسط حسام الدین بوده .

    عادله سلطانی فر : 

 مولانا مدت عزلت حسام الدین را به "معراج حقایق"تعبیر می کند زیرا تالم و اندوه بیش از حد حسام الدین او را دچار قبض و ملال ساخت و چنان شد که مدتها با هرچه در اطراف خویش می دید با هر چه هالک و فانی بود قطع ارتباط کرد و این عزلت و انقطاع او به نوعی معراج روحانی تبدیل شد.  زرین کوب

    على حبيبي:

 باتوجه به سن وسالشون نه من این برداشت رو ندارم بشخصه

    محمد نجفی :  

 در مبحث شمس هم این مصداق دارد

    راحمه  شهريارى:

 ممنون خانم سلطاني

    محمد نجفی :

  ارتقای  درجه ی سلوک و طی مراحل توسط حسام الدین. میشه بهش اینطوری نگاه کرد

    راحمه  شهريارى:

  بله جناب حسن زاده, نکته ي مهمي رو فرمودين

    عادله سلطانی فر :

  جناب کریم زمانی در شرح مثنوی در توضیح این بیت علت این تاخیر را این میداند که حکمت و معارف باید مدتی در ذهن و قلب بماند تا قوام گیرد.همچنین معتقد است که این تاخیر از آن رو بوده که حقایق ربانی و معارف باطنی باید به نضج مطلوب می رسید و شرایط ظهور می یافت

    راحمه  شهريارى:

 دوستان خوب, لطفن به دلايل تاخير بپردازيم

    محمد نجفی :  

 مرسی خانم ترنم

    راحمه  شهريارى:

 نگاه کريم زماني , منطقي تره

    محمد نجفی :  

 موافقم

    محمد حسن زاده:

 محمد جان اینکه با یک کتاب به نام شاهد بازی بشود قرنها عرفان رو زیر سوال برد کاری علمی و پسندیده و علمی نیست بماند که موارد قطعی از زاویه دید شما هم هست ولی کلا تعمیم دادن روشی علمی نیست

    راحمه  شهريارى:

  تا نزايد بخت تو فرزند نو

 خون نگردد شيرشيرين خوش شنو

 " اما قبل از بيت حسام الدين , بيت ديگري اومده

       محمد نجفی :

   درسته حسن زاده ی عزیز... من این قصد را نداشتم... من متوجه نگاه دوستان به شاهدبازی نمی شوم؟؟؟؟

 شاید ما در تعاریف دچار تضاد هستیم؟

    راحمه  شهريارى:

 تا نزايد بخت تو فرزند نو

 خون نگردد شيرشيرين خوش شنو

    براي اينکه, خون در سينه ي مادر تبديل به شير بشه, بايد زماني طي بشه

    محمد حسن زاده:

 در این بیت بخت را به ضمه بُخت به معنای نوعی شتر معنا میتوان کرد و همچنین بخت با فتحه همان سرنوشت هست که هردو معنی کارکرد دارد

    عادله سلطانی فر :

  اینکه مولانا از کلام خویش تعبیر به شیر می کند مبنی بر سنتی دیرینه است و ابن عربی هم دیدن شیر خوردنی(لبن)را در خواب به علم و معرفت تعبیر کرده است

    راحمه  شهريارى:

 مولانا از اين تمثيل بهره مي گيره تا دليل تاخير رو بگه. چه نکته ي جالبي, خانم سلطاني. در قران هم , در سوره نحل هم اومده

    عادله سلطانی فر :

  خواهش میکنم

    محمد حسن زاده:

 البته کلید واژه ی این بیت بخت هست و باقی عبارات در قالب تمثیل و تشبیه هستند . اشاره به موقعیت جدیدی در سرنوشت است

    راحمه  شهريارى:

 و إن لکم في الانعام لعبرهً نسقيکم, ممّا في بطونه من بين فرت ٍ و دَمٍ لبَناً خالصا سائقا للشاربين(ايه ۶۶سوره نحل), ببخشيد اگر تايپ دقيق نيست(depressed)محدوديت صفحه کليده

    محمد حسن زاده:

 من فکر میکنم فرزند نو همان حسام الدین هست که با حالتی جدید و بازگشت از مراحل سلوک هست

    مدتی این مثنوی تاخیر شد

 مهلتی بایست تا خون شیر شد

 تا نزاید بخت تو فرزند نو

 خون نگردد شیر شیرین خوش شنو

 چون ضیاء الحق حسام الدین عنان

 باز گردانید ز اوج آسمان

 چون به معراج حقایق رفته بود

 بی‌بهارش غنچه‌ها ناکفته بود

 چون ز دریا سوی ساحل بازگشت

 چنگ شعر مثنوی با ساز گشت

 مثنوی که صیقل ارواح بود

 باز گشتش روز استفتاح بود

 مطلع تاریخ این سودا و سود

 سال اندر ششصد و شصت و دو بود

 بلبلی زینجا برفت و بازگشت

 بهر صید این معانی بازگشت

 ساعد شه مسکن این باز باد

 تا ابد بر خلق این در باز باد

 مولوي, آغاز دفتر دوم

    عادله سلطانی فر :

  در خصوص بیت دوم هم این مفهوم به نظر می رسد که تا وقتی که به الهامات نو و جدید نرسیده باشی نخواهی توانست حکمت روحی و معنوی را درک کنی.

    راحمه  شهريارى:

 و اما معني اين آيه, که تاييد فرمايش جناب حسن زاده هم هست

    على حبيبي:

 محمد جان منم موافقم با این برداشت

    محمد نجفی :

 نکته قابل توجه در این بیت عبارت "خوش شنو" در آخر بیت است:

 - آیا ضرورت وزن شاعر را مجاب به استفاده از فعل امر کرده که چندان در راستای معنا نیست و بطوری جدای از مطلبی ست که بیت عنوان می کند.

    - آیا ظرافتی در کار است و قرار است موضوع این بیت مورد تاکید قرار گرفته و جانمایه ی ابیات بعدی باشد؟

    محمد حسن زاده:

  نه محمد جان بعد از این عبارت روایت از بازگشت حسام الدین ارائه شده و بیان میکنه که گوش گن چون حسام الدین ....

    راحمه  شهريارى:

  و همانا براي شما مشاهده حال چهارپايان(همان بُختي که جناب حسن زاده گفتن)مايه ي عبرت است؛ که ما از ميان سرگين و خون, شيرپاک را به شما مي نوشانيم که بر طبع نوشندگان گواراست.

    محمد حسن زاده:

 گزینه دوم رو موافقم

    راحمه  شهريارى:

 گزينه دوم

    محمد حسن زاده:

  گزینه دوم جناب نجفی رو گفتم

    راحمه  شهريارى:

متوجه شدم, منم همونو گفتم

       خوب چيزي که مشخصه اينه که, شرط استحاله و تبديل خون به شير "تولد " هست    در عرصه ي معنا هم همين شرط حاکمه   يعني انسان بايد, تولد مجدد پيداکنه و از رحم ماديّت و هوي خارج بشه و در عرصه کمالات تولدي دوباره پيداکنه    در اين صورته کهشيرمعارف و حقايق باطني براي اون شروع به جوشيدن ميگيره.    حالا سوال

    محمد حسن زاده:

 خوب اینجا تولد دوباره آیا روی سرایش مثنوی تاثیر گذاشته ؟ آیا دفتر دوم پخته تر و یا متفاوت با دفتر اول هست ؟

    راحمه  شهريارى: 

ايا ميشه فقط فوت همسر حسام الدين رو علت تاخير بدونيم؟

    محمد نجفی :

  خوب است به دنبال دلایل باشیم نه توجیهات

    دقیق تر که بشویم حتی نی نامه با فعل بشنو آغاز می شود که این خودآگاه پنداری شاعر را نشان می دهد... من فکر می کنم به دلیل مثال های زیادی که در این باب وجود دارد ونه تنها در مولانا بلکه در شاعرانی چون سعدی که زبان و لحن خاص خود را داشتند و حتی حافظ که ادعا می کنیم در شعر او خللی وارد نیست وجود دارد...  من با نگاه آرمانی حتی به مثنوی که دستمایه ی تلاشی چندساله است مخالفم. دوست دارم بدانم دوستان بر چه اساسی گزینه دوم را انتخاب می کنند؟

    راحمه  شهريارى:

 دو تا سوال کردين جناب حسن زاده

 ج ١بله تولد دفتر دوم

  جناب نجفي, مثنوي کلاس درس مولانا بوده, طبيعي که چنين امرونهي ي در ابيات ديده بشه

    اما پاسخ سوال دومتون جناب حسن زاده

    محمد نجفی :

  من با امر و نهی مشکلی ندارم... با استفاده و نوع کارکرد آن کار دارم!

    محمد حسن زاده:

  محمد عزیز قرآن هم با فعل امر بخوان آغاز شده .و مولانا با بشنو آغاز کرده است

    راحمه  شهريارى:

  بحث سر اين نيست که کدوم دفتر بهتر بودن,  بحث اينه که, مولانا براي سرايش دفتر دوم بايد بنزين ميزده, (ببخشين اين تعبيرو بکار بردم)

    محمد حسن زاده:

 در ضمن اینجا امر نیست طلب هست میگوید خوش بشنو

    دكتر صمصام:

 سلام. البته علاوه بر تألم روحی منشی و کاتب عزیز مولوی ، دلیل دیگر تأخیر دو یا جهار ساله دفتر دوم ،درگذشت یار دیرین و پدر عروس مولوی ،صلاح الدین زرکوبوّ ،آنهم پس از بیماری طولانی خوره می باشد که فریدون سپهسالار فقط اشاره  ای به  آن. نموده

    محمد نجفی :

  جناب حسن زاده... جناب حبیبی. سرکار خانم شهریاری... و دوستان دیگری که در بحث بودند. دیروقت شده باید مغازه رو ببندم با اجازه... بحث خوبی بود... استفاده بردم....

       محمد حسن زاده:

  درود بر شما دکتر صمصام عزیز . نظر شما در تاویل ابیات چیست

       راحمه  شهريارى:

 جناب صمصام, چه فوت, همسر حسام الدين, و چه فوت پدر عروس مولانا, را نميتوان دليل تاخير دانست(دليل صرف) درسته؟ با توجه به ابيات پاياني دفتر اول

    جناب حسن زاده, در شروع بحث به ابيات پاياني دفتر اول اشاره فرمودن, که جا داره اينجا روش تمرکز بيشتري کنيم

    محمد حسن زاده:

 خوب گاهی اوقات شاعر نمیتواند دلیل اصلی رو بیان کنه شاید دست به دلیل تراشی هم بزنه و میتوان از این زاویه هم نگریست

    راحمه  شهريارى:

 اخرين حکايت دفتر اول خدو انداختن بر روي حضرت علي است. حضرت علي, بعد از خدو, کمي صبر کرد و بعد به نبرد ادامه داد, تا براساس خشم شخصي نجگد

    نجنگد.

    راحمه  شهريارى:

 و بعد مولانا در ابيات پاياني, توصيه به صبر مي کندانگار قصد اين رو داشته که قراره حالا حالاها دفتر دوم رو شروع نکنه

    دكتر صمصام:

 البته همانطور که اشاره.شد مولوی  بیش از انچه که بر تألم روحی چلبی اشاره شود ،به "آماده نبودن" معانی مثنوی "تأکید شده

  من این دومی را بیشتر در تأخیر، دخیل میدانم. بویژه انکه غنا و تنوع مفاهیم عرفانی دفتر.اول بقدری زیادست که گویا  "کفگیر اندکی به ته دیگ خورده" و لازم است اندکی درنگ و پختگی یا دست کم ،طبقه.بندی و نظم حاصل اید.

    راحمه  شهريارى:

 جناب صمصام پس شما هم با کريم زماني هم داستانين,

    محمد حسن زاده:

 مدتی این مثنوی تاخیر شد

 مهلتی بایست تا خون شیر شد

 تا نزاید بخت تو فرزند نو

 خون نگردد شیر شیرین خوش

  شنو

 چون ضیاء الحق حسام الدین عنان

 باز گردانید ز اوج آسمان

 چون به معراج حقایق رفته بود

 بی‌بهارش غنچه‌ها ناکفته بود

 چون ز دریا سوی ساحل بازگشت

 چنگ شعر مثنوی با ساز گشت

 مثنوی که صیقل ارواح بود

 باز گشتش روز استفتاح بود

 مطلع تاریخ این سودا و سود

 سال اندر ششصد و شصت و دو بود

 بلبلی زینجا برفت و بازگشت

 بهر صید این معانی بازگشت

 ساعد شه مسکن این باز باد

 تا ابد بر خلق این در باز باد

 مولوي, آغاز دفتر دوم

    عادله سلطانی فر :

  در بیت سوم و چهارم مولانا توقف و تاخیر در نظم مثنوی را ناشی ار تاملات و مکاشفات قدسی حسام الدین می داند و اشاره ای به سوگ حسام الدین از فوت همسرش ندارد

    دكتر صمصام:

 مضامین دفتر اول بالغ بر ۱۹۶ است و ازین نظر تا دو برابر سایر دفاترست. خب طبیعی است اهم تعالیم عرفانی ، دران واگویه شده.

    راحمه  شهريارى:

 ابيات پاياني دفتر اول

 سخت خاک الوده مي آيد سُخن

 آب تيره شد, سرِ چه بند کن

 تا خدايش باز صاف و خوش کند

 او که تيره کرد هم صافش کند

 صبر آرد آرزو را نه شتاب

 صبر کن و الله أعْلم بالصّواب

    دكتر صمصام:

 بله

    راحمه  شهريارى:

 جناب صمصام يک سوال دارم

    احتمالش هست , مولانا در اول نگاهش براين بوده که فقط يک دفتر قراره بنويسه, و براي همين در گفتن پاره اي از مضامين, کمي عجله کرده. منظورم از عجله اينه که, اصرار به گفتن بيشتر مضامين داشته؟!

    دكتر صمصام:

 ببینید در اندیشه اهل سنت ،فوت. و تألم بواسطه آن خیلی عجیب است. انان مرگ را  امری عادی تر ازینها میبینند و اهل سوگ نیستند انهم دوسال!

    راحمه  شهريارى:

 پس با توجه به فرمايش شما, فوت ان دو شخص دليل مناسبي براي تاخير نيستن

    دكتر صمصام:

 خیر. در مثنوی اشاره ای هست که به شش دفتر بودن بر اشاس شش جهت اشاره دارد. بعیدست ابنقدر بی برنانه باشد. گرجه احوال ، تابع عقل و نظم نیست. این را امروز در کتاب لوییس خواندم.

    راحمه  شهريارى:

 ممنون, نکته ي کليدي رو اشاره فرمودين, شش دفترشش جهات

    محمد حسن زاده:

 نیکلسون معتقد است که حسام الدین مانند وزیر در حکایت پادشاه جهود و نصرانیان ترک افاضه ی الهام خود گرفته است و به احوال درون خویش مشغول بوده است

    دكتر صمصام:

 مولوی برای حسام الدین بیش از یک فرد عادی ارزش قایل است. در تمام مقدمات شش دفتر به عربی ، عظمتش اشاره دارد ،در آغاز هر دفتر او را ستایش میکند و تازه میگوید اگر از ترس حسا دت خلق نبود در مدیحت داد سخن میدادم، ولی دو یا چهار سال صرفا بدلیل فوت همسر ،دلیل قانع کننده ای نیست

 در دفاتر اول ،صلاح الدین هنوز زنده است و مولوی کم کم حسام را جایگزین او میکند که در بستر مرگ است. نام دیگر مثنوی ، حسامی نامه است

    عادله سلطانی فر : 

 در ابتدای دفتر سوم هم حسام الدین به سبب بیماری در شروع به کار عذرهایی می آورد اما بیماری او مانع ادامه این مجالس نمی شود.

 آنچه که در این واقعه کمتر شکافته شده سخن خود مولوی در ابیات پایانی دفتر اول و آغاز دفتر دوم است .

    راحمه  شهريارى:

 پس با اين دلايلي که ذکر شد, کم کم روشن شد, که کدام دليل بر ديگري مي چربه

    محمد حسن زاده:

 اما دکتر یک سوال با این همه ارزشی که هردو نفر برای هم قائل بودند و رابطه ای نظیر شمس و مولانا برقرار شده بود آیا یک دلیل عادی مثل فوت یا حتی حالات جذبه میتواند وقفه بیندازد بین این رابطه .یا مسئله و دلیل مهمتری باید در میان باشد ؟

   دكترصادقلو:

 اگر ابیات پایان دفتر اول را ببینیم :

    راحمه  شهريارى:

 البته ما در بحث امشب, تمرکز روي خود ابيات کرديم و از روي خود ابيات بحث رو پيش گرفتيم

    ابيات پاياني دفتر اول

 سخت خاک الوده مي آيد سُخن

 آب تيره شد, سرِ چه بند کن

 تا خدايش باز صاف و خوش کند

 او که تيره کرد هم صافش کند

 صبر آرد آرزو را نه شتاب

 صبر کن و الله أعْلم بالصّواب

    دكتر صمصام:

 البته بعدها برای مثنوی دفتر هفتمی نیز قایل شدند

    دكترصادقلو:

 خاک آلوده بودن سخن در پایان دفتر اول یا آلوده بودن آب چه میتواند باشد ؟    دو برداشت

    راحمه  شهريارى:

  دوري از زلالي سخن . از جان مايه ي کلام فاصله داشتن

     ممنون دکتر صمصام از مطالب انعکاسي تون

    محمد حسن زاده:

 البته دکتر صادقلو این ابیات در مکالمه ی بین حضرت علی (ع) و مخاطبش هست و اختصاصا به پایان یافتن مثنوی اشاره ندارد

    دكتر صمصام:

 بعد از شمس ، و در پی تعالیم او ، التفات مولوی به ثبت و نگارش اندیشه و پرداختن به حلقه مریدان ، انگونه که ما توقع داریم ،جدی نیست. ارتباط این دو محصور به مثنوی نیست ،کاتب نامه های مولوی به بزرگان و حتی نامه رسان او نیز حسام الدین بوده. میدانیم که با وجود پسر بزرگ مولوی ،حسان الدین جانشین مولوی می شود

    دكترصادقلو:

  برداشت اول :مولانا بدون اتفاق و حادثه ای تشخیص میدهد که مثنوی نیاز به توقف دارد و باید مدتی بگذرد تا به پختگی برسد

    هاشمى:

 البته خیلی قبل تر ها جایی مقاله ای در این مورد می خوندم که دقیقا یادم نیست اما کلیت مطلب که تو ذهن مونده اینه که خاموشی ها در عرفان گاهی دلایل خاص دیگه ای داره وتعمدیه وبرای نشان دادن اهمیت خاموشی وسکوت عارفانه و....واین سکوت وسکوت در دفتر ششم یک انفصال وخاموشی هدفدار ونظاممنده

    راحمه  شهريارى:

 درسته جناب صمصام, اما اگه اجازه بفرمايين بريم سر نتيجه گيري که به پايان وقت رسيديم

    دكتر صمصام:

  من بیشتر همان دلیل معنایی را اهم میدانم

    راحمه  شهريارى:

 بله, دکتر صادقلو و رها نيز براين قول معتقدند

    هاشمى:

 البته شرمند گویا بد موقع وانتهای بحث رسیدم

    دكترصادقلو:

  برداشت دوم : اتفاق و حادثه ای رخ داده و مولوی این تاخیر را نقص و ضعف نمیداند بلکه دلیل بر پختگی و تکامل میداند که در گذر زمان حاصل شده ولی عجیب است که چرا مولانا مستقیم به دلیل تاخیر اشاره نمیکند

    محمد حسن زاده:

 پس چهار پیشنهاد ارائه شد  ) فوت همسر حسام الدین و فرزند مولانا -) جذبه و استغراق حسام الدین - کم آوردن مولانا در ارائه ی موضوع  ) نیاز به خاموشی و سکوت به عنوان یکی از ویژگیهای عرفان

   راحمه  شهريارى:

  پس با توجه به دلايل ذکر شده, فوت همسر حسام الدين, به تصميم مولانا بر سکوت موضعي, دامن زد.

 و هدف, صبر براي پختگي بود, تاخون, تبديل به شير معنا شود, و روز استفتتاح, زمان خوبي براي اين گشايش و تولد دولاره بود   فوت, پسر مولانا نه, فوت, پدر  عروس مولانا. خب دوستان, گفت و گوي خوبي رو داشتيم از همه ي شما بزرگواران کمال تشکر رو دارم

    عادله سلطانی فر :

  فوت پسر مولانا در کتاب پله پله تا ملاقات خدا ذکر شده

      محمد حسن زاده:

 فوت فرزند مولانا در منابع ذکر شده است

       دكتر صمصام:

 اندیشه های شهودی ،حالتی الهامی دارد ، بلاتشبیه چون.قران، تابع هیچ نظم.زمانی یا انسجام.ظاهری نیست. البته ظاهری البته فوت صلاح الدین هم وفق نظر سپهسالار. بین دو دفتر دیگر نیز شش تا هشت ماه فاصله افتاد. نمیدانم کدام دفاتر بود. دکتر سروش اشاره نموده است.

تاریخ ارسال: پنجشنبه 11 دي 1393 ساعت: 18:2 |تعداد بازدید : 1031 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب

افسانه
1395/10/18|14:48
حسام الدين همان شاگردمدرسه فقهي بودكه پس ازآشناييش باشمس مدرسه راول كردوبه خانقاه وصوفيان پيوست وهمچنين كاتب سروده هاي مولوي نيزبود.
اما سوال اينجاست كه آياحسام الدين علاوه بر كتابت مثنوي درادامه راه سلوك وپيشرفت معنوي هم به مولانا كمكي كرده؟؟؟؟

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی