close
تبلیغات در اینترنت
بررسی زمانی و ابزاری هنجار شکنی و هنجار گریزی در شعر معاصر ایران

مطالب مربوط

بررسی زمانی و ابزاری هنجار شکنی و هنجار گریزی در شعر معاصر ایران

بررسی زمانی و ابزاری هنجار شکنی و هنجار گریزی در شعر معاصر ایران

  سید مهدی جلیلی:

موضوع گفت و گوی شبانه ی امشب هنجار گریزی است. برای آغاز به بحث درباره ی هنجار گریزی نیازمند بررسی ریشه ی آن هستیم پس کمی به عقب تر می رویم گذرا به مباحثی اشاره می کنیم که چه بهتر بود ابتدا به آنها بپردازیم از فرمالیسم شروع می کنیم. و خیلی زود به بحث اصلی می رسیم و از آنجا با دوستان همراه می شویم.

در نقد امروز، فرمالیسم، رویکردی است که به گواه صاحب نظران برخی سویه‌های آن در ادبیات فارسی پیشینه‌ای کهن دارد و آشنازدایی ابزار و هنجارگریزی عادت بسیاری از شاعران گذشته فارسی بوده است.

زادگاه فرمالیسم، روسیه است و با اینکه در آستانه‌ی یکصد سالگی است، اما هنوز از مهم‌ترین رویکردها در نقد ادبی است. فرمالیسم توجه به فرم است و فرمالیست‌ها کسانی هستند که در نگاه و نقد و آفرینش ادبی به فرم و یکپارچکی متن توجه دارند. بحث های دراز دامنی چون تقابل لفظ و معنا و صورت و معنا که طی قرون در میان منتقدان سنتی ادب فارسی پدید آمده گواه این مدعاست از سوی دیگر «نظریه‌ی نظم» عبدالقاهر جُرجُانی بسیار شبیه نظریات فرمالیست های روس است به ویژه در توجه به کل در بررسی ساختمان اثر ادبی،

آنجا که می‌گوید: «بنیان ادبیات بر زبان استوار است و بنیاد زبان بر کلمات، برای درک دقیق و درست ادبیات، چاره ای جز شناخت درست زبان نداریم و برای درک درست زبان، چاره ای جز درک درست واژگان نیست، هر چند کلمه ها نیز به صورتی مستقل و مجزا فاقد ارزش ادبی و هنری هستند، چون جایگاه و ارزش هنری کلمات صرفاً در موقعیت انضمامی و در حالت پیوستگی است که پیدا می‌گردد. برهمین مبنا، کلمات در اثر ادبی هیچ گاه نباید دچار ثبات کارکردی و معنایی شوند. هرچه تغییر موقعیت واژگان براساس ارتباط موثر وگیرا در جمله بیش‌تر شود و کلمات حالت انفعالی و سیال بیش‌تری بیابند؛ امکان ظهور اثر ادبی والا بیش‌تر است.»(محبتی،:)  رجوع به کتاب از معنا تا صورت

شباهت دیدگاه های جرجانی قرن پنجم هجری با فرمالیست‌های قرن بیستم میلادی بیش از آن چیزی است که نیازمند استدلال باشد.

فرمالیستها، دو مبحث اساسی یکی دیگر از مسایل اساسی «آشنایی زدایی» و «ادبیت» را مطرح نمودند. در فرمالیسم روسی «ادبیت» است و این همان مسأله ای است که هر پژوهشگر ادبی در هر نظریه و هر نوع نقدی در پی آن است، مجموعه‌ی آن چیزهایی که یک متن را تبدیل به اثر ادبی می‌کند. اصل «آشنایی زدایی» نیز مشهور‌ترین مفهوم و اصطلاح فرمالیسم روسی است که ویکتور اشکلوسکی این اصطلاح را ساخته و در بیانیه ی خود که با عنوان «رستاخیز کلمات» در  نشر داده است، از تقابل «آشنایی زدایی» با «خودکار شدن» سخن به میان آورده است.

صورت گرایان، رازِ ادبیت را در آشنایی زدایی یافتند، آشنایی زدایی از زبان معمولی در شعر با استفاده از صناعات ادبی بسیاری است که شاعر با استفاده از امکانات آن شعر خود را تازه می‌سازد.

اصطلاح دیگری که در پیوندی مستقیم با آشنایی زدایی است و در این مکتب نقد از اهمیت به‌سزایی برخوردار است، «هنجار‌گریزی» است.

آشنازدایی، موجب می‌شود در زبان معمولی یا حتی معهود و سنتی پیشین، «برجسته سازی» صورت گیرد، و این اصطلاح نیز از ساخته های فرمالیست‌هاست. آنها معتقدند آشنازدایی و برجسته سازی در زبان شعر به دو شیوه‌ی کلی قاعده کاهی(هنجارگریزی) و قاعده افزایی صورت می‌گیرد

هنجار گریزی، هر گونه خروج از هنجارهای عادی زبان است. این همان چیزی است که همواره شاعران به آن کوشیده‌ و گاه درباره‌اش سخن گفته‌اند. در ادبیات فارسی نیز، گاه از زبان شاعران اشاراتی به این نگاه را می‌بینیم. حکیم نظامی گنجوی، از آن با عنوان زیبای «خلاف آمد عادت» یاد کرده آن را مایه‌ی سعادت می‌خواند:

هرچه خلاف آمد عادت بود            قافله سالار سعادت بود

مولانا نیز، مسأله‌ی «غبار عادت» را مطرح می‌کند: «غبار عادت» از اندیشه های ژرف مولاناست که می‌گوید بین انسان و درک حقایق جهان، غباری از «عادت» پاشیده شده است و آن غبار مانع از رویت حقایق می‌شود

جفری لیچ، منتقد انگلیسی مهم‌ترین نظریه در این باره را ارائه کرده است. او، هنجار گریزی را در هشت نوع صورت بندی کرده است:

هنجارگریزی واژگانی، هنجارگریزی نحوی، هنجارگریزی آوایی، هنجارگریزی نوشتاری، هنجارگریزی معنایی، هنجارگریزی گویشی، هنجارگریزی سبکی و هنجارگریزی زمانی.

از میان سه نظریه و روش مهم نقد ادبی امروز، یعنی، هنجارگریزی، نشانه شناسی و تصویر خیال، «هنجارگریزی به دلیل اشتمال بیش تر، چراکه در قواعد خود شامل دو نظام نشانه شناسی و تصویرگری هم می‌شود دیدگاه نسبتاً جامع‌تری است.»(مرتضایی، :)

مرتضایی، ج، از نشانه شناسی، هنجارگریزی و تصویر خیال تا زبان شعر؛ نقد آرا و دیدگاه ها، فصلنامه‌ی پژوهش های زبان و ادبیات فارسی، زمستان ، شماره ، صص -.

منبع اعلام شده تنها برای آن جمله ی انتهایی بود

   محمد زره ساز:

 با سلام. آیا این تعریف تعریف کاملی است سید جان با توجه به تقسیم بندی که ارائه داد. هنجار گریزی، هر گونه خروج از هنجارهای عادی زبان است؟

    سید مهدی جلیلی:

 این نظریه، با زاویه نگاه و ابزار سنجشی که به دست می‌دهد، می‌تواند مایه‌ی پژوهش‌های مفیدی در بررسی شعر باشد

    محمد زره ساز:

 آیا فقط به زبان محدود می شود؟

    وحيده سيستانى:

 در واقع تا رسیدن به دهه ی  ادراک سنتی از زیبایی هنری جایش را به ادراکی تجریدی و عشق به شکل های هندسی و استیلیزه داد.به جای همبستگی و نزدیکی با طبیعت ،شهر و ماشین مطرح شد.و نکته ی اصلی دیگر نه رابطه ی اثر با واقعیت و جهان، بل این پرسش ساده شد: شعر چگونه پدید می آید؟ از این منظر که به ابزار مدرنیته گراییدند بسیار شبیه فوتوریسمها یا فیوچریسمها هستند.

   سید مهدی جلیلی:

 درود محمد جان! در یک نگاه کلی و معنایی بله. اما از نظر اصطلاحی تعریف و انواع مشخصی دارد که در تقسیم بندی لیچ آمده است

 چون بحث شعر هست و نظریه جفری لیچ غالب ترین و برای شعر هست درباره آن بحث می کنیم

    وحيده سيستانى:

 خیر، هنجارگریزی تنها محدود به زبان نیست.البته اگر معنای زبان را از فرم زبانی شعر جدا بدانیم و آن را شامل کارکردهای مختلف زبانی تلقی کنیم بله

    محمد زره ساز:

 آیا مثلا برای تصویر سازی در شعر نمی توان هنجارشکنی کرد؟

    سید مهدی جلیلی:

 دقیقا وحیده بانوی عزیز! فرمالیست ریشه های فکری اش را از فوتوریسم فیوچریستت ها دارد

    محمد زره ساز:

 بله خانم سیستانی به نظرم می توان این تفکیک را انجام داد

    وحيده سيستانى:

 درود جناب زره ساز، مؤلفه های زبانی را اگر ترکیبی از ایماژ،اطناب،ایجاز ،اسطوره سازی و....بدانیم هنجارشکنی می تواند شامل تک تک آنها شود.

    سید مهدی جلیلی:

 چنان که در رستاخیز کلمات ، دکتر شفیعی اشاره ی جالب و دقیقی دارد به این که روس ها اصلا فلسفه ی خاصی ندارند و سابقه ی فلسفی نیز ندارند و شواهدی هم می آورد از این رو استدلال می کند که ریشه های فکری خود را و همین توجه به فرم را از نگاه مادی خود دارند

    وحيده سيستانى:

 درسته مهدی جان،،ریشه ی فورمالیستها به فلسفه ی فوتوریسم ایتالیا بر می گردد که بزرگانی چون پیکاسو و مایاکوفسکی را در خود دارد.

    سید مهدی جلیلی:

 و البته حتا قبل تر از اینها چرا که تا یکی دو سال دیگر فرمالیسم صد ساله می شود

 در باور فرمالیست ها و سخن مشهور شاعر نامدارش، مایاکوفسکی،«شعر، رستاخیز کلمات است.» و عنوان«رستاخیز کلمات» مهم ترین اثر فرمالیست ها به قلم ویکتور شکلوفسکی نشر یافته به سال  نیز تاکیدی بر آن است، که شعر، اتفاق در زبان است و بدیهی ست که اتفاق در رفتار عادی زبان نمی¬افتد و نیازمند خروج از نُرم و هنجار های موجود و مورد استفاده در زبان است. از این جاست که فرمالیست ها، «هنجار گریزی» را شاخصه ی زبان شعر و ممیز آن از سایر متن ها می دانند

 دوستان یک نکته ی مهم این است که  برجسته سازی و آشنا زدایی  از خصایص متن ادبیه ولی هنجار گریزی روشه

    وحيده سيستانى:

 در واقع فرمالیستها مثل سوسور تاریخ را کاملا حذف نکردند بلکه آن را فعلیت جدیدی بخشیدند و دگرگونی هایی در متن آوردند نه صرفا کنش و واکنش عناصر درونی متن ،بلکه فرءورده ی دگرگونی قانون ژانرهای ادبی ...متن رو در مرکز توجه قرار دادند که حالا بحث ما شعر هست.

    سید مهدی جلیلی:

 از مهمترین روش های دست یافتن به اون دو مورد بالا

    هادی خورشاهیان:

 سوسور ساختگرا نبود؟

 سید جواد طباطبایی:

 فکر نکنم

    وحيده سيستانى:

 کاملا درسته،در واقع به کمک هنجارگریزی یا هنجارشکنی می توان به آشنایی زدایی و برجسته سازی رسید .حتا می توان بین اینها یک حرکت مدور را تعریف و مشخص کرد.

    سید مهدی جلیلی:

 سوسور از مهمترین ساختارگرا هاست وحیده بانو از آنجا که ساختار را بسیاری در معنای فرم می گیرند با این دیدگاه ها همصدا شده است.

    وحيده سيستانى:

 درود جناب خورشاهیان...سوسور با محوریت زبان شناسانه و ساختارگراست

    هادی خورشاهیان:

 سوسور ساختگرا بود همنشینی و جانشینی رو در فرم مطرح کرد بیشتر مباحثش به در زمانی و همزمانی می پرداخت

    وحيده سيستانى: جمله ی من رو با دقت نخاندید دوستان،نوشتم مانند سوسور تاریخ را کاملا حذف نکردند و...

    سید مهدی جلیلی:

 اتفاقا در چند نوع از تقسیم بندی جفری لیچ این مساله ی هم زمانی و در زمانی به ویژه در بررسی متون کهن به عنوان یک سوال مهم جلوه می کنه

    هادی خورشاهیان:

 من فقط مشکلم با فرمالیست هایی مانند سوسور بود وگرنه همزمانی بحث عمده ی سوسور است

    سید مهدی جلیلی:

 تقسیم بندی لیچ را فهرست می کنم با تعاریف یه خطی و ادامه بدیم با مثالهایی که در ذهن داریم جفری لیچ، زبان¬شناس انگلیسی و یکی از نظریه پردازان فرمالیست، هنجار گریزی را به انواع واژگانی، نحوی، زمانی، سبکی، گویشی، نوشتاری، آوایی و معنایی تقسیم کرده است.

 هنجار گریزی واژگانی، ساخت واژگان تازه با گریز از شیوههای معمولی ساختن واژه در زبان هنجار است.

 هنجار گریزی نحوی، گریز از قواعد حاکم بر نحو زبان هنجار، با جابهجا کردن سازههای تشکیلدهنده¬ی جمله و برهمزدن آرایش قواعد زبان هنجار به منظور برجسته سازی زبان است.

 هنجار گریزی زمانی، بهکار بردن سازههایی است که در زبان خودکار رایج نیستند و در واقع انواع باستانگرایی در زبان اعم از کاربرد واژگان مرده، کم کاربرد و مخفف ها و ... است.

 هنجار گریزی سبکی، عدول از نظام حاکم بر نوشتار با کاربرد واژههای محاورهای، عامیانه و برخی اصطلاحات روزمره است.

 هنجار گریزی گویشی، آن است که شاعر واژگان یا نحو گویش محلی خود و زیست بومش را که در زبان معیار و رسمی نیست، وارد زبان شعری خود نماید.

 هنجار گریزی نوشتاری، این هنجار گریزی در مصراع بندی اتفاق می افتد و شاعر برای برجسته سازی، تدارکی بصری برای خواننده پیش بینی می¬کند. این هنجار گریزی در شعر نو کاربرد دارد.

 هنجار گریزی آوایی، سر پیچی از قواعد آوایی زبان هنجار و به کار بردن آن صورت آوایی ست که در زبان روز¬مره، مرسوم نیست. ادغام، قلب، حذف، تسکین، تشدید و ... به شرط آن که در جهت حفظ جلوه های موسیقیایی شعر به کار گرفته شوند، در این مبحث، مطرح می¬گردند.

 و اما مهمترینش :

 هنجار گریزی معنایی، همنشینی واژهها براساس قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار نیست بلکه تابع قواعد خاص جهان خیال است و به کاربرد صور خیال مربوط می شود.

 همینجا باید نکته ای عرض کنم که تمام آنچه که از این نظریه در فارسی ترجمه شده همه اش همین چند سطر بالاست آن هم به قلم کوروش صفوی

    وحيده سيستانى:

 مهدی جان به نظر شما و دوستان در شعر معاصر ما کدامیک از انواع هنجارگریزی پا گرفته است؟

    سید مهدی جلیلی:

  شک نکنید هیچ افزودنی ای هم با تمام تلاشم ندیدم و خبر هم گرفتم نبووود . و دکتر صفوی مرتب همین ها را با مثالهای ثابتی مدام در چند کتابش مطرح کرده چند نوع از این تقسیم بندی اصلا در زبان فارسی جنبه ی زیبایی شناسی ندارد تقریبا همه ی انواع آن را داریم وحیده بانو!

    وحيده سيستانى:

 درسته مهدی جان،حتا در کتاب مرجعی مثل ساختار و تأویل متن بابک احمدی هم یک خط در مورد هنجارگریزی نوشته نشده،،بیشتر به ساختارشکنی و شالوده شکنی پرداخته شده است.

    سید مهدی جلیلی:

 مقاله ای تحت همین عنوان بر روی شعرهای نیما انجام شده مقاله ای هم درباره ی قیصر امین پور

    وحيده سيستانى:

 البته پیشنهاد می دهم قبل از رسیدن به پاسخ این پرسش ،گریزی به شروع هنجارشکنی در شعر معاصر فارسی داشته باشیم.

    سید مهدی جلیلی:

 من معادل هنجار گریزی رو به جای هنجار شکنی پیشنهاد میدم

    وحيده سيستانى:

 دقیقا، اولین قدمها را در شکستن هنجارهای تابو شده ی شعر فارسی،نیما برداشته است.هر چند که پیش از نیما افرادی چون میرزاده ی عشقی،نظام وفا،بهار و...به تکاپو در جهت تغییراتی در شعر فارسی افتاده بودند اما سنگ بنای این بستر آماده را نیما بنا نهاد. آن هم در وزن،زبان،ابزار و امکانات شعری ،وسعت واژگان شعری و مضامین شعر

    سید مهدی جلیلی:

 بله نیما نظام تصویرگری را متحول کرد از این منظر هنجارگریزی معنایی دارد و یکی از ویژگی های شعر نیما داخل کردن واژگان محلی در شعر و نیز واژه سازی های تازه است. این دو مورد هم از انواع هنجارگریزی است

    وحيده سيستانى:

 و البته هر چند که نیما هم نتوانست بطور کامل از زیر بار سنگین سنتهای شعری گریز کند اما پلی شد برای ورود شعر معاصر ما به مسیری جدید از جهان تجربیات جدید شعری...به نظرم بیشترین اتفاقات هنجارشکنی یا به قول تو هنجارگریزی بعد از نیما ،با اخوان،فروغ،سپهری و علی الخصوص به کمک شاملو صورت پذیرفت.

    صفیه کوهی:

 وحیده جان من علی الخصوص که فرمودین شاملوست ، بنده علی الخصوص رو به فروغ میگم

    هادی خورشاهیان:

 من راستش الان دیگه خیلی به برخی نظریه ها اعتقاد عملی ندارم چیزایی که درباره ش بحث می کنیم مال صد سال گذشته ست به نظرم نظریه ها رو باید مصداقی بررسی کرد الان ترجیحی بین سنت و مدرنیته ندارم ادبیات چهارصد سال اخیر غرب درسای عجیبی بهم داده که دیدم هنوز سنت ناشناخته ست برام

    وحيده سيستانى:

 صفیه کوهی بانو علت اینکه فروغ رو انتخاب می کنی چیست عزیزم،توضیح بیشتر بده لطفا؟

    صفیه کوهی:

 بله هنجار گریزی فروغ از لحاظ محتوی نسبت به شاملو بیشتر بود

    سید مهدی جلیلی:

  من هم موافقم هادی جان! اینجا قصد بررسی مفاهیم یا نظریه هاست و اگر شخصا نقدی داریم بهشون

 به شخصه با بسیاری از برجسته کردن های زبان موافق نیستم  و اصلا طبیعی نمی دانم برجسگی های حاد را بیشتر به دست کاری می ماند تا خلق

    وحيده سيستانى:

 از یک منظر با شما موافقم جناب خورشاهیان.آن هم این است که به نظرم ما هنوز در زمان گذر از سنت به مدرنیته ی زبانی هستیم در شعر و هنوز هم شاعر معاصر ما با ذهنیت سنتگرا یی می نویسد...مگر اتفاقاتی محدود به دهه ی چهل،پنجاه،هفتاد و کمی هشتاد.

    داوود خان احمدی:

 بنده هم نظرم با هادی عزیز یکیه.در غرب هم اول اثر افریده میشه و بعد نظریه از توش بیرون کشیده میشه.بیاییم مصداقی تر صحبت کنیم ک استفاده لیشتری ما یادگیرندگان ببریم

    وحيده سيستانى:

 بانو، اگر منظورت تولدی دیگر فروغ باشد موافقم اما در کارنامه ی شعری شاملو و فروغ در کنار هم به لحاظ محتوایی شاملو را برجسته تر می دانم...اما تولدی دیگر فروغ در شعر معاصر ما هنوز هم شاهکاری درخشان است.

    سید مهدی جلیلی:

 دوستان واژه ی هنجار گریزی آنقدر وسعت دارد که می توان از هر زاویه به آن نگاه کرد. لیکن نظریه ی لیچ درباره ی هنجارگریزی معطوف به مضمون و موضوع نیست به صورت معطوف است. در چارچوب این تقسیم بندی می توان بسیار سخن گفت و نمونه آورد.

    وحيده سيستانى:

 توو پرانتز:

 راستش را بخاهید افتاده ام به جان تولدی دیگر از منظر ناتورالیسم و خیلی خوب هم جواب گرفته ام.

    سید مهدی جلیلی:

 بر اساس نظریه لیچ می توان تک تک متون کهن رو هم بررسی کرد. هنجار گریزی همیشه بوده و هر شاعری کما بیش داشته

    داوود خان احمدی:

  البته نکته دیگه ای ک هستش با این بحران میانمایگی ک لسیتری از ماها با ان روبروییم...عدم مطالعه عمیق و...اصلا ببینیم معنایی افریده میشه جدای از تکرار و رونویسی از هم بعد بفهمیم معناگریری و...اتفاق میفته بانه

    سید مهدی جلیلی:

 درود داوود جان! همینطوره نظریه ها که امروزه به سمت پایان و حذف و گریز و مرگ و  ... میره پایان تاریخ، حذف معنا، گریز از هنجار، مرگ مولف و ....

    داوود خان احمدی:

  درود بر شما...مثلن اگر یکی از اثار شعرایی مثل فروغ یا شاملو رو از منظار یادشده بررسی کنیم فک کنم من دانش اموز بیشتر یادمیگیرم

    هادی خورشاهیان:

 مشکلم اینه مهدی جان که هنجارگریزی بعد از چند سال خودش میشه هنجار به نظر من ادبیات اول باید یه حرفی برای گفتن داشته باشه بعد درباره ی فرمش حرف بزنیم همه ی کارای موندگار هنجارشکن در درجه ی اول یه دغدغه رو مطرح کردن هیچ کار فرم معناگریزی حداقل در زبان فارسی که من بلدم, موندگار نشده حالا در فرم از رویایی بگیر در شعر, تا کاتب و براهنی در داستان

    سید مهدی جلیلی:

  بله صد درصد با نظریه نمیشه اثر تولید کرد

    هادی خورشاهیان:

 مرگ مولف نظریه ی نوشتار نیست نظریه ی پسانوشتاره

    سید مهدی جلیلی:

  اثر باید نظر و نظریه تولید کنه نظریه صرفا ابزاری برای بررسیه

    وحيده سيستانى:

 خب فکر می کنم دوره ی تبلور هنجار گریزی ها از زمان نیما و بعد هم شعر سپید با شعری که ما به عنوان شعر امروزه می شناسیم بسیار متفاوت است.بیشترین اتفاقات فرمی در دهه ی چهل و بعد هفتاد افتاد آن هم به مدد یکسری تئوری ترجمه شده ی غربی.

    سید مهدی جلیلی:

  یک نکته رو با شهامت میگم که بسیاری از شاعران کهن ما هنجار گریز تر از هنجار گریزترین چهره های معاصر ما بودن در قیاس با زمانه شان

    هادی خورشاهیان:

 ادبیات همیشه هنجارگریز بوده اصلا بشر هنجارگریزه ذاتا به عصر ما محدود نمیشه اصلا

 مثلا از دن کیشوت بگیر تا ژاک قضاقدری و اربابش تا امروز

    وحيده سيستانى:

 ببخشید جناب خورشاهیان اگر قرار بر ماندگاری فرم باشد پس همیشه شعر باید در هنجار جاری شود نه در هنجارگریزی و اونوقت شعر دارای تاریخ مصرف نخاهد شد؟؟

    داوود خان احمدی:

  اخه وقتی الان خیلی ها به دام تقلید و نهایتا بازتولید سبک هندی و ...در غالب عزل میکنند...خیلی سخته ک جریان شعر امروز رو از جهت معناگریزی و هنجارشکنی و..بررسی کرد

    سید مهدی جلیلی:

 هنجار گریزی حتی در تعریف لیچ هم همیشه بوده و معناش یک قدم به جلو و تلاش در آفرینشگری بوده

    داوود خان احمدی:

 موقع نوشتن فک نمیکنم اکثر نوبسنده ها و شاعرا بتونن ب سبک و نظریه ها و...فک کنن

    هادی خورشاهیان:

 من گفتم هنجارگریز نباشیم؟!به نظرم گفتم هنجارگریزی همیشه بوده

    داوود خان احمدی:

 چون مثل اس ام اس دادن هنگام رانندگی می مونه

    وحيده سيستانى:

 دقیقا همینطوره،به خصوص در جهان امروز ،منظورم خارج از محدوده ی جغرافیایی ست،هنجارگریزی یک قطعیت محسوب می شود ..اگر شاعر امروز نتواند به زبان و عناصر زبانی رایج و وقتش نزدیک شود کشفی را به مخاطبش ارائه نکرده است و تکرار مکررات خاهد شد.

    سید مهدی جلیلی:

 بخشی از هنجار گریزی هم همین برجسته کردن خصیصه های فراموش شده است. گونه زمانی، یعنی آرکاییسم این خودش نوعی هنجار گریزی است

    هادی خورشاهیان:

  هنجار گریزی فقط به زبان محدود نکنیم بهتره

    داوود خان احمدی:

 اصلا همینکه تلاش میکنیم چیزی غیر ازونچه که قبل افریده شده بنویسیم وارد هنجارگریزی شدیم

    وحيده سيستانى:

 متن بالایی شما کمی ابهام داشت،،دوباره با مضمون جدید شما خاندمش و حلاجی کردم.

    سید مهدی جلیلی:

 داوود جان! از طرف دیگه قالب کلاسیک باید به اونجایی بره که از ش منقطع شده. این فاصله زمانی نوعی هرز روی بوده

    هادی خورشاهیان:

 دقیقا وقتی شعری میگیم که قبل از ما نگفتن داریم هنجارگریزی می کنیم

 در بعد زبانی اهمیت در همنشینی و جانشینی است

    داوود خان احمدی:

 یعنی برگرده به سبک عراقی و خراسانی و هندی و...؟!

    ميثم متاجى: من هم موافقم هنجار گریزی حضوری دایمی علی الخصوص در هنر و ادبیات داشته و در قرن بیستم مدون شد نظام یافت.

    وحيده سيستانى:

  به نظر شخصی بنده،قالب غزل یک قلب سنتی شعری ست بنابراین هر چقدر هم معاصرین از تکنیکهای معاصر در آن بگنجند باز هم بوی غزل بوی سنت را دارد..چه برسد به غزل پست مدرن که به نظرم یک ترکیب پارادوکسیکال است!!

 یا حتا قالبهای دیگر شعر سنتی که امروز شاهد هستیم شاعران معاصل ما اصرار در به روز کردنشان دارند.

    ميثم متاجى:

 رویکرد دقیقا چیست عزیزان؟

 بازخوانی اندیشه هایی پیرامون آشنایی زدایی یا نظر گاه شخصی خودمان به مقوله هنجار گریزی؟

    سید مهدی جلیلی:

 داوود جان! منظورم اینه که بعد سبک هندی ما انقطاعی داشتیم به نظر منطقی میرسه که از همون سبک هندی ادامه پیدا کنه و راه خودشو پیدا کنه

    وحيده سيستانى:

 وقتی شاعری می پذیرد در چارچوبی سنتی کلمات و محتوای امروزی را وارد کند،انگار مهندس ساختمانی با نقشه ی قدیمی و ابزار و تجهیزات امروزی طرح خانه را بریزد...خب ظاهر همان است فقط مصالحش تغییر کرده ،،این چه هنجارگریزیی خاهد داشت؟

 به همین خاطر ترجیح این است که شاعر سنتگرا با همان زبان به شعرش بپردازد تا مخاطب شعر تکلیف خودش را با شعر مشخص کند.

    وحيده سيستانى:

 درود میثم جان، بفرمایید هنجارگریزی

    ميثم متاجى:

 چون هر دو شکل را دیدم

    هادی خورشاهیان:

 به نظرم چند تا شعر از خودمون بذاریم بهتر منظورمون و میرسونه!

    سید مهدی جلیلی:

 جناب متاجی عزیز! موضوع هنجار گریزی به عنوان اصطلاحی است و نظریه ای ست از جفری لیچ با تعاریف و دسته بندی خاص خودش و قوانین حاکم بر آن در زیباشناسی

    وحيده سيستانى:

 فکر کنم مسیر گفتگو به انحراف کشیده شد!

 خودش دچار هنجارگریزی شد.در اتاق فکر گفته بودم امشب گروه هنجارگریزی می کند انگار واقعا محقق شد

    هادی خورشاهیان:

 مگر نه این که خنجر آبداده بود و گلوی تو نه؟

 کدام جنگل است این سوارها از دور

 و اسب ها بوی آب نمی دهد شیهه شان.

 بلندبالاتر از هر درخت

 ریشه در آب های جهان داری

 و دستی به آسمان

 که کوتاه آمده در برابر تو از هرچه بید مجنون.

 (می بافد گیسوان دختر را مادرش

 و قصه ای از نخست آفرینش

 جهان کلمه بود و آن کلمه خدا بود

 و هر چه در تمام زمین آب.)

 آموزگار می کشد روی تخته نقشه ای

 مرزهای آن از تخته بیرون می زند

 خط منحنی دور برمی دارد و دور می زند

 تمام مدرسه را.

 گیج مانده در کجای نقشه می توان

 نهر آب را کشیده و سوارها را.

 (آقا اجازه!

 می توانیم برویم آب بخوریم؟)

 ۱۳۸۱/۱/۲۴

 هادی خورشاهیان

    ميثم متاجى:

  هنجار گریزی در قدم اول نیاز به معرفت به هنجار دارد.

 ما در حدود و مرز و مصادیق اصول و هنجار موافق و مشترک هستیم؟

    سید مهدی جلیلی:

  نخست این که چه گفته و دوم این که تا چه اندازه کاربردی است و در روزگار ما چند و چون شعر بر اساس آن چیست؟

    ميثم متاجى:

  درود جناب سید مهدی جلیلی خواندم نظرات لیچ رو

 جناب خورشاهیان ممنون بابت شعرزحمت بررسی و ارائه مصادیق هنجار شکنی در قدم اول با خودتان بزرگوار

    ميثم متاجى:

 موافقید این اثر جناب خورشاهیان  از دریچه آراء جفری لیچ بررسی شود؟

    هادی خورشاهیان:

 میثم جان هنجارشکنی به زبان و نحو محدود نشود بهتر است

 خروج از نرم به نظرم از نظرگاه شاعر شروع می شود تا مثلا تبدیل استعاره به مجاز تا مثلا نشانه شناسی خاص شاعر قالب در هنجارشکنی در آخرین مرحله قرار دارد در مقایسه با نظرگاه

    ميثم متاجى:

  آراء لیچ رو گزیده محبت می کنید

    سید مهدی جلیلی:

 مگر نه این که خنجر آبداده بود و گلوی تو نه؟

 کدام جنگل است این سوارها از دور

 و اسب ها بوی آب نمی دهد شیهه شان.

 بلندبالاتر از هر درخت

 ریشه در آب های جهان داری

 و دستی به آسمان

 که کوتاه آمده در برابر تو از هرچه بید مجنون.

 (می بافد گیسوان دختر را مادرش

 و قصه ای از نخست آفرینش

 جهان کلمه بود و آن کلمه خدا بود

 و هر چه در تمام زمین آب.)

 آموزگار می کشد روی تخته نقشه ای

 مرزهای آن از تخته بیرون می زند

 خط منحنی دور برمی دارد و دور می زند

 تمام مدرسه را.

 گیج مانده در کجای نقشه می توان

 نهر آب را کشیده و سوارها را.

 (آقا اجازه!

 می توانیم برویم آب بخوریم؟)

    سید مهدی جلیلی:

  مهمترین گونه معنایی است: صور خیال

    ميثم متاجى:

 و در سوی دیگر هم که اثر جناب خورشاهیان عزیز هست

    سید مهدی جلیلی:

  واژگانی: شامل واژه سازی

 آوایی: که بحث مخفف کردن مشدد و مشدد کردن مخفف و ... است که در کل ادبیات فارسی از جنبه ی زیبایی شناسی چیز دندان گیری نمی توان یافت

 هنجار گریزی سبکی: اگر شاعر از گونة نوشتاری معیار به ساخت نحوه‌ی گفتارگریز زند، به آن هنجارگریزی سبکی گویند. این نوع هنجارگریزی مربوط به کاربرد واژه های محاوره ای ، عامیانه و برخی اصطلاحات روزمره است که باعث آشنایی زدایی میشود.

 هنجار گریزی نوشتاری: گاهی شاعر در نوشتار شعر شیوهای را بهکار میبرد که تغییری در تلفظ واژه به وجود نمیآورد ولی این شکل نوشتن، مفهومی ثانوی به واژه میافزاید. شاعر با این نوع کاربرد، در واقع دست به تصویرسازی میزند. این نوع هنجار گریزی در اشعار نیمایی، آزاد و سپید اتفاق می¬افتد

    ميثم متاجى:

 دوستان هم از نکاتی رو به عنوان مصادیق آشنایی زدایی در اثر می بینند مشتاقی م بشنویم

    سید مهدی جلیلی:

  هنجار گریزی زمانی: یکی از شگردها و شیوههای شاعرانه که به نوعی عدول از هنجار محسوب میگردد، بهکار بردن سازههایی است که در زبان خودکار رایج نیستند و درواقع واژگانی هستند که در گذشته متداول بودهاند. سپس با گذر زمان مردهاند یا اکنون کاربرد کمی دارند. به این نوع هنجارگریزی، باستانگرایی نیز میگویند

 هنجار گریزی گویشی: آن است که شاعر واژگان یا نحو گویش محلی خود و زیست بومش را که در زبان معیار و رسمی نیست، وارد زبان شعری خود نماید.

 هنجار گریزی نحوی: گریز از قواعد حاکم بر نحو زبان هنجار را هنجارگریزی نحوی میگویند. شاعر با جابهجا کردن سازههای تشکیلدهندة جمله و برهمزدن آرایش قواعد زبان هنجار، زبان خود را نسبت به زبان هنجار برجسته میسازد

    ميثم متاجى:

 پس هنجارگریزی سبکی فعلا در اثر قابل  رویت است.

    سید مهدی جلیلی:

 معنایی نحوی وجود دارد در نگاه اول و سبکی را نیز می توان دید

    ميثم متاجى:

  هنجار گریزی زبانی هم که به نظر در این تعریف در همه ی اشعار وجود دارد

    سید مهدی جلیلی:

  همه ی اینها زبانی است

    ميثم متاجى:

 عذرخواهی می کنم هنجار گریزی نحوی

    وحيده سيستانى:

 مگر نه این که خنجر آبداده بود و گلوی تو نه؟

 کدام جنگل است این سوارها از دور

 و اسب ها بوی آب نمی دهد شیهه شان.

 بلندبالاتر از هر درخت

 ریشه در آب های جهان داری

 و دستی به آسمان

 که کوتاه آمده در برابر تو از هرچه بید مجنون.

 (می بافد گیسوان دختر را مادرش

 و قصه ای از نخست آفرینش

 جهان کلمه بود و آن کلمه خدا بود

 و هر چه در تمام زمین آب.)

 آموزگار می کشد روی تخته نقشه ای

 مرزهای آن از تخته بیرون می زند

 خط منحنی دور برمی دارد و دور می زند

 تمام مدرسه را.

 گیج مانده در کجای نقشه می توان

 نهر آب را کشیده و سوارها را.

 (آقا اجازه!

 می توانیم برویم آب بخوریم؟)

    سید مهدی جلیلی:

  همان سطر اول

 آبداده بودن برای خنجر و برای گلو

    ميثم متاجى:

 پس فرض اول وجود هنجار گریزی نحوی . سبکی و معنایی در این اثر هست.

    سید مهدی جلیلی:

  و سطر دوم تصویر جنگل برای انبوهی سواران نیزه به دست

 و استفاده کردن از درخت در سطر های بعد

    وحيده سيستانى:

 یکبار دیگر شعر را کپی کردم.عزیزان به نظر شما آیا شعر به لحاظ آشنایی زدایی و خلق تصاویر و بدعتهای شعری موفق بوده است اگر بوده به چه دلایلی؟

 همینطور به لحاظ فاصله گیری ار تلمیح به تعمیق چطور؟

    سید مهدی جلیلی:

 و تصویری که در اسبها و بوی آب و شیهه هایشان در فضا سازی + جهت دهی ذهنی از سوی شاعر هست

    ميثم متاجى:

 دوستان من بین آشنایی زدایی و هنجار گریزی تفاوتی قایل نباشیم ؟

    سید مهدی جلیلی:

 یعنی راوی و توصیف گر صرف نیست

    ميثم متاجى:

 جناب سید مهدی جلیلی ممنون بابت مصادیق

    هادی خورشاهیان:

 آشنایی زدایی یکی از عناصر هنجارگریزی ست به نظرم

    سید مهدی جلیلی:

 خواهش. آشنا زدایی ویژگی شعر است و هنجار گریزی دسته ای از ابزار

    وحيده سيستانى:

 خب آشنایی زدایی یکی از شاکله های هنجارشکنی ست میثم جان

    هادی خورشاهیان:

 خانم سیستانی شما نظری ندارین؟

    ميثم متاجى:

 آشنائی زدایی مگر از یک هنجار لباس تکرار بر نمی دارد؟

 همینطور هنجار گریزی یعنی عبور از عادت و تکرار و کلیشه گی.

    وحيده سيستانى:

 راستش بنده فکر می کنم به این شیوه ای که پیش می رویم،مسیر گفتگو به سمت نقد شعر خاهد رفت.ترجیح می دهم نظرات دوستان را بخانم تا به مسیر هنجارشکنی بر گردیم.

   ميثم متاجى:

  چرا این دو را متفاوت می بینیم؟

    هادی خورشاهیان:

  آشنایی زدایی مثلا می گوید

 از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر

 یا می گویید

 بوی تو می کند, آینه مست می شود

    وحيده سيستانى:

 متفاوت نیستند عزیز،لازم و ملزوم یکدیگرند.

    ميثم متاجى:

 در این میان شالوده شکنی را هم اضافه کنید.

    وحيده سيستانى:

 در واقع هنجارشکنی برای گریز از تکرار کلیشه ها به سمت خرق عادتها می رود

    سید مهدی جلیلی:

 ادبیات حتی از گذشته‌ی خود، در همان حال که بهره می‌گیرد می‌گریزد، این گریزها برای تازگی و تازه ماندن است که در تولید مدام ترکیبهای هنر سازه ها رخ می‌نماید و « آشنایی زدایی» یکی از مهم ترین شگردها در ادبی کردن زبان و گریز از عادت و بهره گیری از هنر سازه ها در ترکیب های تازه و همنشینی‌ها و جانشینی های غریب است.

 آشنازدایی در نگاه صورت گرایان روس «هر نوع نوآوری در قلمروی ساخت و صورت هاست و هر پدیده‌ی کهنه ای را در صورتی نودرآوردن؛ یعنی«هنر سازه را از نوزنده و فعال کردن. مثلا یک تشبیه را که به علت تکرار، دستمالی شده و نمی تواند فعال باشد، از طریقی فعال کردن.» (شفیعی کدکنی، :) رجوع به کتاب رستاخیز کلمات

    ميثم متاجى:

 هنجار گریزی.آشنایی زدایی و شالوده شکنی..  آیا یکی هستند یا متفاوت اند؟

    سید مهدی جلیلی:

 و همه ی این آشنازدایی ها با ابزاری تحت عنوان هنجار گریزی انجام می شود

    وحيده سيستانى:

 درسته میثم جان، شالوده شکنی یا ساختار شکنی و آشنایی زدایی از ضرورتهای هنجارشکنی هستند.

    ميثم متاجى:

 پس هنجار از نگاه دوستان چون چتری شالوده و ساختار و آشنا و... را شامل می شود ؟

    وحيده سيستانى:

 در واقع هنجارشکنی یک راه و روش گریز از هر هنجاریست،،می تواند فرم باشد،می تواند محتوا باشد و...

    سید مهدی جلیلی:

 آشنایی زدایی در نگرش فرمالیست‌ها مرزی ندارد، «هر نوع نوآوری در هنر، آشنایی زدایی است زیرا در عالم هنر هیچ حرف تازه ای وجود ندارد و در عین حال اگر چیزی واقعاً هنرباشد، حتما تازه است و «غریب» و «ناآشنا». اشکلوسکی میان آشنایی زدایی و فرم نوعی ملازمه را تایید می‌کند،که هر جا آشنازدایی دیده شود، فرم حضور دارد

   وحيده سيستانى:

 به نظر خودت اینطور نیست میثم جان؟

    ميثم متاجى:

 به نظر شما نیاز به تبارشناسی واژگانی چون شالوده و ساختار و آشنا نداریم ؟

    سید مهدی جلیلی:

  البته که لازمه. این کپی ها از تحقیقی که سابق انجام دادم به همین منظوره.

    آشنازدایی، موجب می‌شود در زبان معمولی یا حتی معهود و سنتی شعر پیشین، «برجسته سازی » صورت گیرد، و این اصطلاح نیز از ساخته های فرمالیست‌هاست. آنها معتقدند آشنازدایی و برجسته سازی در زبان شعر به دو شیوه‌ی کلی قاعده کاهی(هنجارگریزی) و قاعده افزایی صورت می‌گیرد.

 «قاعده افزایی، برخلاف هنجارگریزی، انحراف از قواعد زبان هنجار نیست، بلکه اعمال قواعدی اضافی بر قواعد زبان هنجار به شمار می‌رود.(صفوی،:) و به موسیقی و تمهیدات موسیقیایی زبان شعر مربوط می‌شود

    ميثم متاجى:

  از نظر من ساختار و شالوده در وجه فیزیک اثر تعریف می شوند آشنا هم وجه فیزیک و هم درونه ی متن را شامل می شود.

    وحيده سيستانى:

 خب حتا از منظر زیبایی شناسی،معرفت شناسی،هرمنوتیک،و حتا متافیزیک هم باید بررسی شود...حتا خیلی ملزومات دیگر فلسفی-ادبی.

 من هم با نظرت موافق هستم.

    ميثم متاجى:

  بین گریز و شکن هم من تفاوت قایل هستم

 هر گریزی لزوما شکست نیست

    وحيده سيستانى:

  قطعا،،گریز مقدمه ی شکن خاهد بود..

    ميثم متاجى:

  گاهی گریز در صورتی غیر از شکستن نیز اتفاق می افتد.هنجار گریزی به دنبال قوای شکستن نیست.از مرزی کلیشه مند گاهی فرار می کند.تنها یک مثال عرض می کنم و نظر عزیزان را با اشتیاق می خوانم

 تدقیق در تفاوت دو واژه اسطوره زدایی و اسطوره شکنی!

    وحيده سيستانى:

  به نظر شما هنجارشکنی تأثیر قوی تری خاهد گذاشت یا هنجارگریزی؟

    ميثم متاجى:

 شکستن بار قوی تری را با خود حمل می کند.شکست مقاومت در برابر یک هژمونی یا کلیشه است.

    وحيده سيستانى:

 و حتا اسطوره سازی که در شعر امروز هم زیاد می بینیم..در واقع خلق اسطوره های جدید به معنای نابودی اسطوره های پیشینه نیست بلکه گریز از تابوهاست به نظر من که لزوما به شکستن هم نمی انجامد...

    ميثم متاجى:

 گریز دوری از کلیشه است نه لزوما بنیان افکندن.

    سید مهدی جلیلی:

 در تبار شناسی بن افکنی(شالوده شکنی) مقاله دکتر ضیمران بسیار پر بار است و اشاره به همین امر هم دارد که با معادل گزینی اش هم تاکید می کند که در واژه اصلی هم دو ساحت شکستن و ساختن هم زمان مقصود است. لذا بن افکنی هم هر دو ویژگی و ایهام را در خود دارد. برگردیم به هنجارگریزی . همانطور که گفتید گریز از هنجار است با ساخت(واژگانی) در تغییر در ریخت(نحوی) و شکل های دیگرش

    سید مهدی جلیلی:

 مهدی هم با ارجاعی به متنی دیگر در آن متن هنجارگریزی کرده و و آن متن آشنا را آشنا زدایی کرده است

    ميثم متاجى:

 گریزانی وجهی نیو کلاسیک است.نئوکلاسیک از منظر احترام به سنت کلاسیک عرض می کنم.

    وحيده سيستانى:

 خب چقدر در این آشنایی زدایی خلق جدیدی داشته؟

    ميثم متاجى:

 هم احترام سنت را نگه می دارد و هم چشمی به عبور از تار تکرار.

    وحيده سيستانى:

  اولین چیزی که از خانش این متن متبادر می شود همان ضرب المثل معروف خودمان است که خیلی پر رنگ تر جلوه می کند

    سید مهدی جلیلی:

 نامگذاری های زیادی در ارجاع های برون متنی هست از پارودی گرفته تا اصطلاحات و شیوه هایی که در هنر هم هست به فراوانی و تقسیم بندی

    نکته ای باز ماند این است که آیا نباید بر این هنجار گریزی قاعده ای هم باشد؟

    وحيده سيستانى:

  دوستان جان به پایان زمان هم اندیشی رسیدیم..فکر می کنم این مبحث قابلیت گشوده ماندن را دارد و در فرصتی دیگر ادامه اش دهیم.

 دقیقا عزیز،،مهم ترینش همین قاعده است و گرنه هر کسی می تواند چهار تا کلمه را جا به جا کند و چپ و راست ببرد و ادعا کند هنجارگریزی کرده است...

    سید مهدی جلیلی:

  «لیچ برای تمایز میان هر گونه انحراف نادرست از زبان و هنجارگریزی‌هایی که گونه‌ای برجسته سازی به شمار می‌روند، سه امکان را در نظرمی‌گیرد:

 الف) برجسته سازی هنگامی تحقق می‌یابد که هنجارگریزی بیانگر مفهومی باشد؛ به عبارت دیگر، نقشمند باشد.

 ب) برجسته سازی هنگامی تحقق می‌یابد که هنجارگریزی بیانگر منظور گوینده باشد؛ به عبارت دیگر جهتمند باشد.

 پ) برجسته سازی هنگامی تحقق می‌یابد که هنجارگریزی به قضاوت مخاطب بیانگر مفهومی باشد؛ به عبارت دیگر غایتمند باشد.»( صفوی، :)

    صفیه کوهی:

 سپاس دوستان نازنینم از این گشاده دستی در ارایه مطالب.

    سید مهدی جلیلی:

  شفیعی کدکنی معتقد است در هنجارگریزی، شاعر باید دو اصل اساسی را رعایت کند:

 الف) اصل زیبایی شناسی: این اصل بدان معناست که خواننده یا شنونده از هنجارگریزی یا برجسته سازی،نوعی زیبایی را دریابد.

 ب) اصل رسانگی یا ایصال: این اصل بدان معناست که خواننده یا شنونده، شعر را ادراک کند و هنجارگریزی یا برجسته سازی، باعث بروز ابهام، گنگی یا اختلال در فهم نشود(شفیعی کدکنی،:)

 او، میان آسان یاب نبودن و پیچیدگی غیر هنری تفاوت قایل است و در جای دیگرمی‌گوید: ویژگی شعر خوب، در انتظار گذاشتن مخاطب و در واقع، متوقف کردن او با هدف هنری است.(شفیعی کدکنی،:-)

    وحيده سيستانى:

 سپاس از تک تک همراهان و همکلامان عزیز و بزرگوار... نام نمی برم که عزیزی از قلم نیفتد.

    ميثم متاجى:

  نظریات لیچ در راستای همان علم معانی ماست در جاهایی بله مطلبی می خواندم که دو اصل دکتر کدکنی در آنجا هم اشاره شد.البته از دومی به عنوان اصل رسانش.

    سید مهدی جلیلی:

 جناب متاجی عزیز! از منظر لیچ اگر بخواهیم مطالعه کنیم بسیاری از علوم ادبی به میدان می آیند.

 هنجار‌گریزی، رویکردی است که نیازمند فراهم داشتن برخی دانش‌هاست. در محورهای مختلف هشت‌گانه‌ی آن، آشنایی کافی به دانش‌هایی ضروری است.

 در محور نحوی، دستور زبان از اهمیت بسیاری برخوردار است. به‌ویژه برای بررسی متون کهن، تسلط بر دستور تاریخی مهم است.

 در محور واژگانی، پژوهشگر می‌بایست، به حوزه‌ی وسیعی از متون شعری تسلط داشته و با واژگان و زبان دوره های سبکی کاملاً آشنا و مأنوس باشد.

 در محور زمانی، سبک شناسی اهمیّتی به سزا دارد.

 در محور گویشی، باید با آن گویش آشنا بود و از طریق مطالعه‌ی میدانی آن را وسعت داد. بدیهی است که در بررسی متون کهن، دست پژوهشگر، در این محور، کاملاً تهی است.

 در محور سبکی نیز، متون کهن را به علت فاصله‌ی زمانی نمی‌توان مورد سوال قرار داد و لاجرم، نمی‌توان به نتیجه‌ی متقن رسید.

    دكترصادقلو:

 دوستان ان شا الله در جلسات بعد به نمونه های بلاغی از هنجار گریزی و و قاعده افزایی اشاره بشه

 الان بسیاری از دوستان متوجه نمیشن که چه وقت هنجار گریزی اتفاق افتاده مثلا مراعات نظیر و ایهام و استعاره و ... هنجار گریزی هستند یا قاعده افزایی و یا....

    سید مهدی جلیلی:

 درود میثم عزیز!  البته الان که مرور می کردم در بحث نحوی بخش اعظمی مربوط به معانی است چرا که تقدیم و تاخرها در غیر مستقیم بودن جملات به همین علم معانی بر می گرده

    ميثم متاجى:

 به هر شکل سخن باید فصیح و بلیغ باشد مهدی جان

    سید مهدی جلیلی:

 بله دکتر جان! اگرچه قاعده افزایی به موسیقی مربوط میشه آیا میشه موسیقی معنوی رو در شمار قاعده افزایی آورد. این هم بحثی است.

 در قاعده کاهی(هنجار گریزی) هم در واقع دو بخش داریم: معنایی که در سوی خودش و در نام خودش می نشیند و باقی که در سوی لفظی می نشینند

    دكترصادقلو:

  امشب بحث تئوری و نظری بسیار عالی بود و در آغاز هم این بحث لازمه اما امیدوارم شبی دیگر بحث کاربردی و کارگاهی باشد .بپردازیم به نمونه ها ضمنا تمام این مباحث رو زبانشناسان فقط و فقط در زبان میدانند نه در جای دیگریعنی برجسته سازی و هنجار گریزی و ... فقط در عرصه ی زبان است و به قول شفیعی کدکنی ادبیات حادثه ای است که در زبان اتفاق می افتد.

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 15 دي 1393 ساعت: 21:42 |تعداد بازدید : 1969 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب

سارا
1394/10/29|18:28
سلام در مور هنجارگریزی شعر شفیعی هر چی میدونید میه بگید خواهش میکنم موضوفپایان نامه من نقد فرمالیستی اشعار شفیعی آیا کسی میتونه کمک کنه در این زمینه ممنون

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی