close
تبلیغات در اینترنت
نقد غزلی از خانم ندا جلالی

مطالب مربوط

نقد غزلی از خانم ندا جلالی

 

مثل توام ولی به خدا بی گناه تر

با اینهمه دچار سرشتی تباه تر

مثل منی مذاب و کمی بعد سرد سرد

این هم نشان حادثه هایی سیاه تر

از فاصله چطور نگوییم، گرچه هست

این فاصله ز چیدن گندم گناه تر

تا کی من و تو پشت به خورشید می کنیم؟

تا کی شویم پیش همه روسیاه تر

اما نه، این نهایت ما نیست، شک نکن

این را که هست یک نفر از ماه،ماه تر

یک شب نگاهمان کند و بعد ناگهان

بر دردهای ما شود از ما گواه تر،

یا اینکه راهمان بدهد زیر چتر خود

وقتی نبیند از من و تو بی پناه تر!

وقتی تمام فاصله ها آب شد، شود

وضع من و تو هم پس از آن روبراه تر!

ندا جلالی

 

 

ابتدا نقدی از دوست عزیزمان جناب غلامرضایی را خواهیم داشت

     بطور کلی زبان شعری یکدست و یکنواختی را در اثر مشاهده میکنیم که به کار قوت بخشیده، از دایره واژگانی خیلی وسیعی بهره برده نشده، اما خیلی ملموس نیست، منتها در خواننده این توقع را ایجاد میکند که ارتباط راحت و صمیمانه تری با کلیت شعر ایجاد کند،

وزن در تمام غزل بر مبنای مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن مراعات شده،

 امید به نجات و منجی به اثر اعتبار بخشیده.

 منتها بکار گیری سیاه بعنوان قافیه در دو جا گرچه بصورت منفرد و ترکیب رو سیاه به این شیوه جای گفتگو دارد

و همینطور در مصرع اول اینکه سرشت را تباه بشماریم از لحاظ معنایی کمی تامل برانگیز است

با سپاس

            - فاطمه زيبايى: نقد دوست عزیزمان جناب آریا:

بانو جلالی گرامی.

انتخاب قافیه ای تنگ و جسورانه از نکات خوب این شعر است و مهارت نسبی در حفظ ارتباط نهایی ابیات با هم.

با خواندن دقیق این شعر نکته ی مهمی به ذهنم آمد و آن اینکه زبان کاملا روایی و توصیفی این شعر بر تمام ابیات غلبه دارد و این نمود با ترکیبهای ساده و گاه ناشیانه مانند 'سرشت تباه تر' و 'فاصله ای گناه تر'و... کاملا در مقابل تخیل لازم در موزون سرایی ایستاده و جز توصیف حالات روحی تکراری چیزی را به شاعرانگی اثر نیفزوده است!

ضعف مشهود این اثر به واسطه ی همین صبغه ی روایی محض زبان و نیز عدم تخیل کافی، همین محدودشدن در دایره ی کوچکی از لغات است که منجر به ضعف تالیف نهایی گردیده است.

در آخر چند مقیاس مهم شعریت را به عرض میرسانم

یکی ایجاد فضای منجر به کشف زبانی در شعر یا عبوردادن واژگان از لایه های طولی مفهوم و گستراندن پیام شعر در لایه های عرضی معنا..

دیگری به فراز و فرود بردن ترکیبات با تصورات متخیلانه ی نو که منجر به نوعی ضرب دادن و خطاب و هشدار در شعر میشود و از عناصر زبانی مهم در جذب مخاطب هشیار است.

سوم هنر پرداخت قوی در زبان که بتوان از واژه ها و ترکیبات تکراری چیزی را به نفع  زبان شخصی هر شاعری تصاحب کرد و این نیز جز با مطالعه ی مستمر میسر نیست..

درود فراوان و سپاس از فرصتی که به بهانه ی نقد شعر بانو جلالی در اختیار من و سایر عزیزان گذاشته شد

محسن آریا

            - فاطمه زيبايى: عزیزان حاضر اگر در مورد زبان و ساختار شعر صحبتی دارید در خدمتیم

 

            - على حبيبي: نقد دو عزیز رو خوندم بسیار عالی فقط یک نکته در فرمایشات جناب اریا بود

مبنی بر ضعف تالیف، که خب ضعف تالیف تعریف دیگری دارد. وان شاالله راجع بهش صحبت میکنیم      

                  - محمد حسن زاده: غزل از زبان یکدستی برخورداره کارکرد قافیه به صورت صفت تفضیلی باعث شده افعال در ابتدا یا میانه ی مصراع استفاده  شوند یا اینکه به قرینه ی معنوی حذف شوند  و این موضوع گاه باعث قوت کلام و گاه باعث ضعف خواهد شد

مونولوگ ساختار روایی غزل رو در اختیار گرفته و همان تخاطب سنتی با معشوق است

            - سیروس عبدی: اول اینکه فضای مجازی و گروه مجازی را فضایی مناسب جهت نقد نمی دانم.. و انتظاری هم بنظرم نباید باشه که برابر رعایت تمام اصول و استانداردهای نقد پیش رفت

            - محمد حسن زاده: مضمون حول محور توصیه و پند به مخاطب است و در بیت اول از شگرد هم ذات پنداری استفاده میکند تا تاثیر روانی بهتری روی مخاطب داشته باشد از بیت  5  به بعد شخصیت سومی وارد شعر میشود که گویا به عنوان منجی  توصیف میشود و این ذهنیت بنده رو به سمت شعرذ انتظار میبرد

            - على حبيبي: محمد جان شاید هم در بیت پنجم یه مشکلی هست که این برداشت پیش اومده حالا در نقد بیت به بیت بهش خواهیم رسید

            - محمد حسن زاده: هیچ مشکلی نیست بیت   5 و ابیات بعدی با همین مضمون پرداخت شدند

            - على حبيبي: وسط شعر عاشقانه با اوردن یک مصرع

این را که هست یک نفر از ماه ،ماه تر

نمیتوان گفت که شعر ،شعر انتظاره                  

            - فاطمه زيبايى: دوستان اگر نظر دیگری نیست نقد بیت به بیت را شروع کنیم

مثل توام ولی به خدا بی گناه تر

با اینهمه دچار سرشتی تباه تر

            - سیروس عبدی: زبان غزل از جنس زمان است

ولی من به نوبه خود اختصار "ز" بجای"از" را در روزگار خودمون نمی پسندم :

این فاصله ز چیدن گندم گناه تر

در بیت های مذاب و خورشید  تصویر ایجاد شده بود    

من بشخصه در غزل بر مصراع نخست بیش از مصراع دوم حساسیت دارم چرا که مصراع نخست قوی  می تواند ضربه قافیه و القای محتوا و مضمون و تصویر در مصراع دوم و درنهایت کل بیت را بسترسازی کند

در این غزل مصرع های نخست مرا اقناع نکردند  مثال و دلیل :

اما نه این نهایت ما نیست شک نکن

این را که هست یک نفر از ماه ، ماه تر

ارتباط مستحکمی بین دو مصرع   وجود ندارد... و مصرع نخست بستری مناسب جهت ضربه قافیه و ردیف ایجاد نکرده و ما برای "ماه" در مصراع نخست استناد یا قرینه ای نداریم

نکته دوم که به ذهنم می رسد که بنظرم بر فضای کلی کار حاکم است

فقر موسیقی است  که باعث شده از یکدستی و روانی اثر بکاهد

            - فاطمه زيبايى: ممنون جناب عبدی عزیز

            - فاطمه زيبايى: دوستان نقد بیت اول رو شروع می کنیم

مثل توام ولی به خدا بی گناه تر

با اینهمه دچار سرشتی تباه تر

            - على حبيبي: گلایه ی خوبی است برای مطلع

مقصر این دوری معشوق بوده قسمی که شاعر خورده وقطعیت رو نشون داده به زعم من جالبه

            - محمد حسن زاده: بیت اول بایک پیش زمینه ی ذهنی آغاز میشود

روایتی که شعر از میانه ی آن آغاز میشود و برشی از مکالمه ی شاعر و مخاطبش است

عنصر گناه از بیت اول تا پایان شعر نقش دارد و بعدا به آن ارجاع داده میشود

به طور کلی گناه و فاصله دو کلمه ی محوری در حوزه ی مفهوم غزل هستند

اما منطق اینکه بی گناهتر دچار سرشتی (که احتمالا سرنوشتی باید باشد ) تباه تر است را درک نمیکنم

            - سیروس عبدی: "به خدا"

دو تاثیر ایجاد کرده :

معصومیت و تواضع

که منجر به زنانگی شده

            - على حبيبي: معمولا ونه همیشه در اثار حسی تصاویر ملموس وعینی ترند تا اینکه انتزاعی باشند

            - سیروس عبدی: جانشینی به خدا در این بیت (محور افقی)و در ساختار محور عمودی این حس رو منتقل میکنه

            - محمد حسن زاده: موافقم این عبارت لحن زنانه ای به بیت داده

            - علی غلامرضایی: تنها نکته ای که در این بیت ذهن من را مشغول کرده بکار گیری سرشت همراه با دچار است، گویا بیشتر منظور سرنوشت بوده تا سرشت

            - محمد حسن زاده: بله سرنوشت رو متبادر میکنه به ذهن

            - على حبيبي: محمد جان نکته ی خوبی بود سرشت وسرنوشت چون وقتی مطرح میشه سرشتی(خلقت و زایشی) تباه تر ،ذهن ادمی در جستجوی اینه خب چرا؟ و در ادمه به اون شکل که باید ببینیم نمیبینیم اگر سرنوشت می بود همین بیت مستقلا میتونست بدون نیاز به این موضوع (پیگیری مخاطب برای اینکه با چه دلایلی بفهمه سرشت کسی تباه بوده)به  حیات خودش ادامه بده

            - علی غلامرضایی: اینکه متبادر میکنه یعنی از عهده بر آمده یا فقط متبادر میکنه!؟

            - محمد حسن زاده: نه ساختار جمله سرنوشت رو ترجیح میده

            - على حبيبي: مثل توام ولی به خدا بی گناه تر از تو(و تو باعث این دوری وجدایی شدی)

با اینهمه دچار سرشتی تباه تر از تو بوده ام

با اینهمه که گناهم از تو هم کمتره من سرنوشت تباه تری دارم

این حالت (سرنوشت)بهتره که محمد عزیز اشاره کرد

            - قربان گزمه: سلام.به نظر شما.بی گناه تر پارادوکس ایجاد نکرده؟

            - على حبيبي: استاد گزمه از چه نظر بزرگوار؟

            - قربان گزمه: اگر بپذیریم که پسوند تر برای کثرت بکار می رود و پیشوند بی نفی میکند.آیا با تناقص یا پارادوکس مواجه نیستیم؟

            - محمد حسن زاده: پسوند تر برای تفضیل است جناب گزمه

            - قربان گزمه: بله.برتری.تفاضل و بیشتری

            - على حبيبي: بی گناه تر - مظلوم تر.من مظلوم تر از تو ام.نمیدونم من پارادوکسی رو متوجه نمیشم

            - فاطمه زيبايى: پارادوکس شامل پسوندها و پیشوندها نمیشه جناب گزمه

            - قربان گزمه: چرا بی رو نمیخونید..بیگناهتر را با هم بخونید بزرگوار.

            - سیروس عبدی: پسوند "تر" تفضیلی  برترسازه  همین

            - محمد حسن زاده: جناب گزمه از لحاظ مفهوم بیگناه = بدون گناه است و بیگناهتر دیگر معنی نمیدهد

اما در عرف زبان این عبارت جهت ایجاد اغراق مورد استفاده دارد

            - قربان گزمه: حالا شد.جناب حسن زاده.پس ما ترکیب بی گناهتر نداریم.

            - محمد حسن زاده: نَ...داریم   

            - حميد رستمى: نداریم ولی استفاده میشه استاد گزمه

            - قربان گزمه: پس پارادوکس دارد.

            - فاطمه زيبايى: بی گناه تر صفت عالیه منتها منفی

            - قربان گزمه: تا حالا صفت تفضیلی منفی نشنیده بودم.که شنیدم.

            - علی غلامرضایی: بیهوده و بیمار

            - سیروس عبدی: اسفل السافلین بلحاظ مرتبه پستی ، در دوزخ برترینه مثال صفت تفضیلی منفی

            - على حبيبي: یه نکته جناب گزمه من وشما فرضا در مساله ای به  مشکل میخوریم من میگم خدایی تقصیر منم بود ولی تقصیر شما هم بود قبول کن که من بی گناه ترم ایا اشتباهه؟

            - حميد رستمى: یه مثال دیگه : بی انگیزه تر

            - فاطمه زيبايى:

مثل منی مذاب و کمی بعد سرد سرد

این هم نشان حادثه هایی سیاه تر

            - سیروس عبدی: یکی از سرد ها حشوه .صرف پر کردن وزن بوده

            - فاطمه زيبايى: سلام و درود جناب رستمی عزیز 

            - سیروس عبدی: و بنظرم با مذاب و سرد و سیاه مراعات نظیر خوبی ایجاد کرده  که منجر به تولید تصویر شده

            - علی غلامرضایی: گویا هنوز بر سر کلیت روایت به توافق نرسیدیم، اینکه به انتظار پرداخته یا نپرداخته؟

            - محمد حسن زاده: بیت دوم موازی بیت اول پیش میرود

مثل توام... = مثل منی ... - ترکیب هایی مثل حادثه هایی سیاهتر انتزاعی و کاملا ذهنی هستند

            - سیروس عبدی: موافقم جناب حسن زاده

            - بهمن نشاطی :  ارتباط دو مصراع؟

            - محمد حسن زاده: هردوی این بیتها نیاز به منطقی دارند که پنهان مانده و صرفا در توصیف فضا موفق بوده اند

            - قربان گزمه: انگار این مناظره از وسط شروع شده است. کمی ابتر است

            - خانم کرامی: رویکرد کلی شعر  به نوعی ایجاد امید هست تصویر سازی از نوع آب شدن فاصله ها یا پشت به خورشید کردن بر زیبایی شعر افزوده ارتباط افقی و عمودی در شعر رعایت شده  اما در بیت اول شاعر خودش را در بی گناهی برتر از مخاطب (معشوق) میدونه که این خلاف سنت شعری هست تکرار قافیه ها ی (گناه تروسیاه تر)در شعرکوتاه  هشت بیتی عیب محسوب میشه

            - على حبيبي: سرد سرد رو هم تاکید میبینم اگر حشو هم در نظر بگیریم حشو قبیحی نیست به نظرمن مثل توهستم مذاب وکمی بعد سرد سرد(مانند چه چیزی؟ اتشفشان؟خورشید؟ و...) این هم نشانی است از حادثه هایی سیاه تر(سیاه تر از چه) فرضا ما به ازای اولی خورشید و دومی شب میتوانست ملموس تر و بهتر بیان بشه

            - حميد رستمى: من متوجه حادثه هایی سیاه تر نشدم سیاه تر از چی!؟

            - محمد حسن زاده: تا اینجا ارجاعات صرفا در ذهن شاعر مانده اند

            - سیروس عبدی: مذاب سرد به تنهایی کفایت می کرد. حشو قبیح نیست درسته

            - محمد حسن زاده: ابیات نقش فضاسازی دارند

            - علی غلامرضایی: اگر من قرار باشد به سیاهتر جواب بدم همون اشاره به آتشفشان میکنم که گدازه پس از سرد شدن سیاه میشه

            - سیروس عبدی: دوستمون که فرموند بر خلاف سنتی شعری نبوده ما ممکنه در قواعد علم عروض و قوافی و صنایع ادبی قانون داشته باشیم ولی دز مضمون پردازی و جهان بینی قانون و باید و نبایدی نیست بنظرم

            - فاطمه زيبايى:

 از فاصله چطور نگوییم، گرچه هست

این فاصله ز چیدن گندم گناه تر

            - حميد رستمى: "گناه تر" اینجا به معنی گناه بیشتری دارد آمده؟

            - على حبيبي: ما چطور از فاصله نگوییم گرچه این فاصله حتی از چیدن گندم هم گناه تر است

دلیل شاعر، دلیل محکم وقاطعی است ایا برای گفتن از فاصله؟

شاید به جای گرچه .چون که میگفتند بهتر بود

            - محمد حسن زاده: عنصر محوری غزل وارد شعر میشود (فاصله)

ماهیت آن چیست ؟

فتوایی صادر شده که اندیشه را وارد شعر میکند  (فاصله از چیدن گندم گناه بیشتری دارد) در حقیقت ایجاد فاصله منظور بوده  با اینکه بیت اندیشمندانه ای است و از ابیات قوی غزل است اما در مصرع دوم نوعی ضعف تالیف دارد و پرداخت مناسبی انجام نشده

            - على حبيبي: نگوییم به جای نگویم در واقع چون فرد مقابل حرفی نزده

            - حميد رستمى: "گناه تر" خوب منظوری که جناب حسن زاده میگن رو نمی رسونه .فاصله از چیدن گندم گناه بیشتری دارد

            - على حبيبي: بیت خوب بیان نشده

            - قربان گزمه: گر چه هست دو منظوره می باشد. فاصله هست. این فاصله گناهش از چیدن گندم بیشتر است

            -   خانم کرامی: در شعرسنت هست که همیشه عاشق معشوق را برتر از خودش می دونه مگر در مکتب وقوع و واسوخت

            - على حبيبي: درست میفرمایید خانم کرامی اما در این غزل گلایه ای کرده و در کلیت اینگونه نیست

            - محمد حسن زاده: خوب فاصله داشتن و ایجاد فاصله با معشوق اصلی گناهش بیشتر از نافرمانی و چیدن گندم است و شاید علت العلل نافرمانی ها همین فاصله است

            - علی غلامرضایی: این فاصله مشمول گناه بزرگتریست

            - حميد رستمى: تعبیر قشنگی است فاصله از چیدن گندم گناه بیشتری دارد

            - على حبيبي:

تا کی من و تو پشت به خورشید می کنیم؟

تا کی شویم پیش همه روسیاه تر.

            - علی غلامرضایی: خورشید کیست؟

            - حميد رستمى: این بیت شاه بیت غزل است     

            - محمد حسن زاده: منطق تصویری زیبایی دارد( پشت به خورشید کردن = روسیاهی ) و بهترین ببیت همین بیته به نظرم

            - قربان گزمه: پشت به خورشید کردن.کنایه ی خوبی است. شاید خورشید استعاره از حقیقت باشد. صور خیال قوی دارد

            - على حبيبي: وقتی پشت به خورشید بایستیم سایه ای بر صورتمان می افتد وصورتمان را تاریک تر وسیاه تر نشان میدهد .خیلی خوب

            - حميد رستمى: اون فاصله حجاب شده جلوی خورشید

            - سیروس عبدی: تصویر خوبی ایجاد کرده .درود بر ندا جلالی   

            - قربان گزمه: جالبه که شاعر در عدم اطاعت پذیری , خود و دیگری را در گناه یکسان و برابر تلقی می کند.

            - فاطمه زيبايى: .

  .اما نه، این نهایت ما نیست، شک نکن

این را که هست یک نفر از ماه،ماه تر

            - حميد رستمى: اینجا منظور یکی از ما دو نفر یا یک شخصیت جدید؟

            - حميد رستمى: یک سوشیانت

            - قربان گزمه: شاعر از صنعت رجوع استفاده کرده و حرفش را پس گرفته و نکته ای جدید را مطرح میکند.

اما.نه...

            - على حبيبي: ماه اول کیست .ماه دوم که؟مصرع اول استوار وقاطع حرفی رو مطرح کرده شاعر مصرع دوم رو نمیفهمم

جایگاهش رو وحرفش رو

            - قربان گزمه: معلوم نیست که این نفر برتر یکی از دو نفر است یا شخص سومی.بهر جهت او تفضیل و برتری در ماه بودن دارد

            - حميد رستمى: کسی که از ماه آسمان، ماه تر است .به ‌شعر انتظار نزدیکه

            - على حبيبي: اما نه این نهایت ما نیست شک نکن! پس نهایت من وتو (ما)چیست؟

این را که هست یک نفر از ماه، ماه تر!(یک نفر از ماه اسمان نیز ماه تر است)

خب چه ارتباطی به نهایت ما دارد .ماه تر بودن کسی از ماه اسمان؟؟!

            - قربان گزمه: اگر ماه اول ما بود برتری یکی از دو نفر را میتوانستیم به قرینه ی ضمیر اخذ کنیم ولی احتمالا فرد سومی مطرح است.به قراین ابیات قبلی.

            - على حبيبي: خب چرا شعر انتظار وچرا منجی جویی؟

            - قربان گزمه: برای کم کردن فاصله ها.

و....

            - حميد رستمى: انگار از این بیت شعر از حالت دونفره خارج میشه .شاید یک میانجی

            - سیروس عبدی: مشکل عمده این بیت عدم تناسبه

            - بهمن نشاطی :  تناسب بین چی؟

            - سیروس عبدی: تناسب ارتباط طولی  عرضی و اینجا منظور ارتباط دو مصرع

            - محمد حسن زاده: نهایت ما = نهایت داستان ما و روایت جاری غزل

            - على حبيبي: اگر ماه اول ما بود برتری یکی از دو نفر را میتوانستیم به قرینه ی ضمیر اخذ کنیم ولی احتمالا فرد سومی مطرح است.به قراین ابیات قبلی.

         - حميد رستمى: البته در بیت های بعد کمی از این نفر سوم می گوید

            - فاطمه زيبايى: پس جناب رستمی برای کشف زودتر باید بریم بیت بعد

            - على حبيبي: یک نکته؟منجی در وسط شعر عاشقانه وگفتگویی وعاشق ومعشوق چیکار میکنه؟ میره میانجی گری که دو نفر اشتی کنن با هم؟

            - قربان گزمه: بله.

            - علی غلامرضایی: به عقیده من شعر از آغاز با نگاه به منجی آغاز و در تمام ابیات این نگاه دنبال شده، نشان حادثه های سیاه تر و گناه بر تر از چیدن گندم، پشت کردن به آفتاب و الی آخر

            - محمد حسن زاده: این را ... در مصرع دوم کابرد مناسبی ندارد و ارجاع به نهایت نیست میده

بهتر است اینگونه باشد :  ....شک نکن

 بر این که هست یک نفر از ماه ماهتر

            - على حبيبي: خب از اغاز با منجی؟؟؟

مثل تو ام ای منجی اما بخدا از تو بی گناه تر؟؟؟!

            - علی غلامرضایی: من و تو نوعی را میگوید

            - بهمن نشاطی :  من از ترکیب ماه تر خوشم اومده

            - محمد حسن زاده: علی جان اصلا عاشقانه ای در کار نیست هیچ معاشقه ای اتفاق نیفتاده به نظر من سخن از گناه و فاصله از عنصر سوم و روش نجات و تزکیه است

           - على حبيبي: نفرما محمد جان به یقین که اثری است عاشقانه

            - بهمن نشاطی :  پسوند صفت تفصیلی به اسم بخشیده شده

            - محمد حسن زاده: بیشتر پند و اندرزه و در حوزه ی ادبیات تعلیمی قرار میگیره

            - حميد رستمى: ولی غزل گفتگویی عاشقانه است و نگاه به منجی از ابتدا استنباط نمیشه

            - قربان گزمه: شاعر در مصرع دوم نفر سوم را با آورده ماهی ماهتر با تاکید اعلام میکنه

            

            - محمد حسن زاده: خوب روایت از وسط اغاز شده باید به ارجاعات ابیات بعدی توجه شود حمید جان

            - حميد رستمى: شاید من این طور دریافت کردم محمد جان

            - محمد حسن زاده: معیار های معاشقه (ترجیحا زمینی) رو بفرمایید در این غزل

            - قربان گزمه: بیشتر مناظره ی تربیتی.بنظر می آید تا اینجا که دارد وارد حوزه ی جدیدی می شود شاعر

            - حميد رستمى: همین که با گفتگویی دو نفره شروع شده و از فاصله و گناه بودن اون میگه نوعی معاشقه است

            - على حبيبي: یه نکته ای هست شاعر دنبال نفر سومی است که  بیاد اشتی شون بده که اتفاقا خیلی هم ادم خوبیه وشاعر میگه با اومدنش یه دفعه وضعمون رو به راه تر شه اما این منجی منجی است مثل من کارش اشتی دادن عاشق ومعشوقه نه امام زمان وسوشیانت وغیره خواهم گفت چرا عاشقانه است

            - علی غلامرضایی: در دوبیت بعدی کاملن سمت و سو مشخص میشود

            - حميد رستمى: از نیمه ی دوم غزل با محمد موافقم

            - فاطمه زيبايى:

یک شب نگاهمان کند و بعد ناگهان

بر دردهای ما شود از ما گواه تر،

            - محمد حسن زاده: پس خورشید به عنوان معشوق برتر که نباید به اون پشت کرد و ماه عنصر حیات گرفته از خورشید به عنوان راهنما چه نقشی دارند

در حوزه ی مفهوم نیمه ی دوم غزل در حقیقت نیمه ی اول است

            - على حبيبي: خورشید رو خوشبختی وعشق در نظر بگیر با من بمون ومنو پیش بقیه رو سیاه نکن

            - قربان گزمه: خوب مشخص شد. نگاهمان کند؟ چه کسی.

منجی.دوست.میانجی...........

            - على حبيبي: میانجی گر . دوست

            - محمد حسن زاده: شخصیت سوم کجا باید گواهتر باشد ؟ جز اینکه در محضر عنصر برتر باشد ؟

معاشقه !!!

            -   خانم کرامی:این بیت واج آرایی داره و همین باعث زیبایی شعر شده

            - على حبيبي: فرد سوم یک شب ما رو نگاه کند وبعد ناگهان بر درد های ما گواه تر از خودمان باشد

            - بهمن نشاطی :  البته غیر از عاشقانه بودن از همان بیت نخست از این غزل انتظارنمی ره۰

            - بهمن نشاطی :  حتی با وجود  وارد شدن عنصر سوم ،عاشقانه بودن شعر قوت بیشتری می گیره

            - قربان گزمه: او شبی شاهد دردهایمان باشد.

            - على حبيبي: هدف از امدن منجی به معنای امام زمان ساخت واباد کردن دنیاست نه اشتی دادن دو نفر !!!

            - محمد حسن زاده: عاشقانگی هدف این غزل نیست صرفا پوششی برای گریز از بیان مستقیم منظور است و این هوشمندانه ست .اما بیشتر تعلیمیست

            - قربان گزمه: وقتی صلح باشد.آرامش هست و سپس آبادانی در پی دارد

            - محمد حسن زاده: علی جان تاثیرات شخصی رو شاعر مدنظر داشته

            - على حبيبي: بر درد های ما گواه تر باشد! نصیحتمون کنه بگه ببینید چقدر سخت کشیدید عزیزای من حالا حیف نیست سر یه مساله کوچیک فاصله بیفته بینتونئ اخه این درسته؟ برید سر خونه‌وزندگی تون دیگه

            - على حبيبي: من برداشتم اینه

            - فاطمه زيبايى:

یا اینکه راهمان بدهد زیر چتر خود

وقتی نبیند از من و تو بی پناه تر!

            - محمد حسن زاده: گواه یعنی چی ؟

            - على حبيبي: گواه سختی هایی که داشتیم تا به هم برسیم

            - علی غلامرضایی: دو بیت  6 و 7   را بصورت موقوف المعانی در نظر بگیریم

            - قربان گزمه: گواه.شاهد.شهادت دهنده

            - على حبيبي: مثل منی مذاب وکمی بعد سر سرد خوب عاشق شدی اما چرا یهو انقدر سرد شدی

            - قربان گزمه: مشکلات و گناهانمان را از خودمان بهتر گواهی می دهد.

            - حميد رستمى: شاید منظور از گواه در اینجا شاهد باشد

            - محمد حسن زاده: علی اگر خورشید نبود نظرت رو می پذیرفتم .ولی بگذریم

            - فاطمه زيبايى:  

یا اینکه راهمان بدهد زیر چتر خود

وقتی نبیند از من و تو بی پناه تر!

            - على حبيبي: محمد جان

خورشید رو من محضر عشق در نظر گرفتم چشم بگذریم تضاد بهتری میتونست اتفاق بیفته بین این دو بیت

            -   خانم کرامی: بیت ششم از نظر مضمون مقدمه خوبی هست برا بیت هفتم  چون در بیت شش میگه یک نفر که از ماه هم بهتره  یه وقت به ما توجه میکنه   و به دردمون پی میبره و در بیت بعد میگه این فرد بعد از آگاه شدن به درد ما و به بی کسی ما حتما ما را حمایت میکنه

            - قربان گزمه: زیر چتر کسی رفتن.کنایه ی خوبی است.

            -   خانم کرامی: بیت هفت هم با یه کنایه سخن را ادبی و هنری کر ده (زیر چتر خود راه  دادن)

            - قربان گزمه: مصرع دوم تعلیل است برای مصرع اول. اگر تشخیص دهد که ما بی پناهیم.آنگاه ما را حمابت خواهد کرد. خیلی جالبه.

            - على حبيبي: بریم پیش فرد سوم که خیلی هم خوبه هر چی اون بگه اصلا یا گواه درد کشیدنمان باشد وچه بدونم نصیحت کنه بگه تمومش کنید یا اینکه راهمان بدهد زیر چتر خود وقتی نبیند از من و تو بی پناه تر! هر چند شاعر این حالت رو دوست داره چون در بیت بعد هم خواهد گفت

هی پا به پا نکن که بگویم سفر بخیر

 مجبور نیستی که بمانی ، ولی نرو

مهدی فرجی             

            -   خانم کرامی: نگاه کردن ضعیفه هنری نیست با کلمات معمولی گفته شده

            - محمد حسن زاده: این دوبیت وارد ساختار اصلی این غزل شده اند و غزل تازه شکل گرفته است

کنایه ی زیباییست اما با سیر روایی در بیت بعد و ارجاع اون به بیت قبل تناقض داره

زیر چتر رفتن ایجاد سایه ست در حالی که فاصله در محضر خورشید از بین میره به قرینه ی (آب شدن) و نیازی به چتر نیست خود چتر فاصله ایجاد میکنه در تصویر

اما نزدیکی فاصله  رو اگر به زیر چتر رفتن ارجاع دهیم  مفهوم صحیح است

            - بهمن نشاطی :  آب شدن فاصله و روبه راهتر زیباست البته شد ،شود ضربه زده

            -   خانم کرامی: در بیت هفت و هشت به جای من و تو  اگه میگفت تو و من احترام به مخاطب بود ینی اول ضمیر تو بعد من

            - قربان گزمه: آوردن یا در اول بیت بیانگر این هست که شاید حمایت بشویم شاید حمایت نشویم.

اگر بی پتاهمان ببیند و تشخیص دهد.حمایت می کند.

            - فاطمه زيبايى

وقتی تمام فاصله ها آب شد، شود

وضع من و تو هم پس از آن روبراه تر!

            - على حبيبي: آوردن یا در اول بیت بیانگر این هست که شاید حمایت بشویم شاید حمایت نشویم.

اگر بی پتاهمان ببیند و تشخیص دهد.حمایت می کند.

            - محمد حسن زاده: پایان زیباییست .بنده حرف دیگه ای ندارم

            - حميد رستمى: کاش می گفت آب شدن یخ فاصله چون آب شدن فاصله نداریم!!

            - على حبيبي: پایان بندی خوبیه .فقط موافقم با شد ،شود که خوب نیست     

            - قربان گزمه: منظورش آب شدن مشکلات است.پایان پذیرفتن مسایل و گرفتاریها.

            - حميد رستمى: البته در بیت آخر خورشید یا اون شخص سوم که مثل خورشید است فاصله رو از بین می بره و همه چی به خیر و خوشی تمام میشه   

            - علی غلامرضایی: بنا به دیدگاه  جناب حبیبی این پرسش مطرح است که چرا در تمام شعر دو نفر هم سنگ و هم ارز دیده میشه که هیچکدوم از دیگری نه بیگناه تره و نه گناهکار تر؟

            - حميد رستمى: خوب تمامش کرده..

            - بهمن نشاطی :  آب شدن فاصله،فاصله را استعاره میکند وبهتراز تشبیه بلیغ اضافی یخ فاصله است

            - على حبيبي: مثل توام مثل منی و مضمون این دو بیت از فاصله چطور نگوییم فاصله بین من وتو

 

تا کی من وتو پشت به خورشید میکنیم؟

هان؟تا کی پیش بقیه رو سیاه تر باشیم؟

اما نه این نهایت ما نیست شک نکن!!!

پس نهایت ما چیه؟

اون فرد سوم ما رو حمایت میکنه‌ واشتی مون میده

ومیشه

وقتی تمام فاصله ها آب شد، شود

وضع من و تو هم پس از آن روبراه تر!

اینا بیانگر فضای عاشقانه بود

گفتگوی بین عاشق ومعشوق

این نظر منه محمد جان

شاید هم اشتباه کنم

            - محمد حسن زاده: بی شک دو سوی مکالمه عاشق و معشوق هستند اما هدف و پیام غزل عشق ورزی بین دو نفر نیست و در گفتگوی عاشق سخنی از دوست داشتن میزان علاقه مندی و نشانه های ان نیست بلکه اعتقاد به عنصر سوم و از ماه ماهتر و چهارم    خورشید   است که اوضاع را بسامان و گل و بلبلی میکند

اما تمامی نظرات محترمند و ابهام موجود در شعر اجازه بیان صد در صد نمی دهد

            - قربان گزمه: اگر شاعر از آب شدن یخ فاصله ها استفاده کند.خیلی بهتر میشه.

            - حميد رستمى: در مصرع آخر قوت زبان کمتر شده به قوت سایر ابیات نیست

غزل خوبی است ساده و بی تکلف و روان که حتمن دوستان از خوانش آن لذت بردند

وزن امروزی و زیبایی دارد و قافیه با اینکه زیاد استفاده شده ولی کهنه نیست و خوب در شعر نشسته

زبان شعر امروزی و مضمون و واژه های انتخاب شده نیز مربوط به زمان عصر ماست

معمولا در شعر هایی که ردیف ندارد کار شاعر برای دلنشین کردن و زیبا کردن شعر سخت تر است! که خانم جلالی به خوبی از پس این مهم برآمده

شعر یک سیر منطقی را طی می کند ارتباط افقی و عمودی ابیات به خوبی رعایت شده و از پریشانی و به هم ریختگی به دور است و نمونه یک غزل معاصر است

فقط از المان های تصویری کمتر بهره برده است

اما نکاتی هست که توضیح شاعر را می‌طلبد :

در بیت نخست تناقضی در دو مصرعی که خیلی هم زیبا سروده شده دیده می شود. اگر گفته مثل توام ولی (قسم یاد کرده) بی گناه تر از توام چرا در مصراع بعد گفته سرشت تباه تری از او دارد؟ چطور می شود ذات تباه تری داشت ولی بی گناه تر بود!!؟؟ مگه میشه مگه داریم!؟ 

در دومین بیت این حالت "مذاب و کمی بعد سردِ سرد" اشاره به دم دمی مزاج بودن است یا منظور زود از کوره در رفتن ولی زود فروکش کردن؟ و یا مقصود دیگری دارد؟ و با این همه چرا نشان از حادثه هایی سیاه تر است!؟ توضیح و اشاره ای به این موضوع نشده

در بیت سوم واژه "گناه تر" منظور شاعر رو خوب نرسانده اگر بخواهیم این بیت را به نثر بنویسیم می شود :

چطور از فاصله نگوییم، اگر چه این فاصله از چیدن گندم گناه تر است! اینجا منظور از "گناه تر" این است که "بیشتر گناه دارد" هر چند با توجه به انتخاب و چیدمان درست واژه ها منظور استنباط می شود ولی خود واژه این را به طور واضح نمی گوید!

من بیت چهارم را شاه بیت این غزل می دانم که بسیار زیبا و استوار کار شده و نمونه یک شعر فاخر است

در بیت پنجم "یک نفر" اشاره به که دارد؟ کدام یک نفر؟ اگر منظور یک نفر از ما دوتاست باید می گفت "یک نفر از ما، از ماه، ماه تر است" یا می گفت "یک نفر از ما، ماه تر است" و اگر مراد فرد دیگری و یک نجات دهنده و سوشیانت است کاش کمی در مورد آن توضیح داده می شد در عین حال بیت قوی و خوبی است

در بیت ششم نهاد کدام است؟ آیا اشاره به خورشید در دو بیت بالاتر دارد؟ یا به "یک نفر" در بیت بالا؟

هفتمین بیت نیز چون بیت بالا قوی و قشنگ است فقط همان مورد شفاف نبودن نهاد را داراست البته با خوانش دوباره غزل به نظرم اشاره هر دو بیت به "یک نفر" بیت پنجم می باشد

در بیت پایانی "آب شدن فاصله" تعبیر چندان رایجی نیست و کاش حداقل می گفت "آب شدن یخ های فاصله". می توان پیشنهاد داد به جای "آب شد" از "حذف شد" یا "پاک شد" یا موارد مشابه استفاده شود ضمن اینکه در مصرع آخر استواری زبان کمتر از دیگر ابیات است.

در آخر با وجود مته به خشخاش نهادن بنده غزل روان و زیبایی است و قطعا نقاط قوت زیادی دارد البته چون خانم جلالی همشهری گرامی من می باشد من جسارت کرده رُک گفتم که امیدوارم بر من ببخشایند

            - فاطمه زيبايى: دوستان نازنین ممنون از همراهی

خانم جلالی عزیز سپاس فراوان از اینکه شعرتان را به گروه نقد سپردید اگر صحبتی دارید درخدمتیم

              - ندا جلالى:سپاسگزارم از دوستان بزرگواری که نقد و بررسی این غزل رو از من دریغ نکردن.

           - فاطمه زيبايى: دوستان از لطف همه شما ممنونم

در پناه حق

تاریخ ارسال: سه شنبه 27 مرداد 1394 ساعت: 17:23 |تعداد بازدید : 159 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب

سیامک حیدری
1395/6/8|16:48
لطفا از آثار فروغ فرخزاد استفاده کنین. مرسی

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی