close
تبلیغات در اینترنت
تلمیح در نمونه هایی از شعر معاصر فارسی

تلمیح در نمونه هایی از شعر معاصر فارسی

 

تلمیح در نمونه هایی از  شعر معاصر 27 /5/94

  - ندا جلالى:   موضوع این بحث پرداختن به آرایه‌ی تلمیح است، که شناخت و آگاهی کامل شاعر به چگونگی کاربرد آن بسیار اهمیت داره.

   دکتر سیروس شمیسا در کتاب «نگاهی تازه به بدیع» تلمیح رو  اینگونه تعریف می کنه «اشاره به داستانی در کلام است و دو ژرف ساخت تشبیه و تناسب دارد؛ زیرا اولا ایجاد رابطه تشبیهی بین مطلب و داستانی است و ثانیا بین اجزاء داستان تناسب وجود دارد».

بنابراین طبق تعریف دکتر شمیسا برای ارتقا یافتن یک حرف عادی به آرایه ادبی تلمیح، باید از دو خان گذشت؛ اول، شباهت بین کلیت یک مطلب و یک داستان، و دوم یافتن ویژگی­های مشترک بین اجزای داستان است؛ اما آیا داشتن این دو مورد به شاعر این پروانه را می­ده که روی کلامش نام تلمیح بگذارد؟ حال آن‌که هدف اصلی از به خدمت گرفتن آرایه­ ها، ایجاد زیبایی و لذت حاصل از آن است.

  - ندا جلالى: جناب دکتر فدایی و خانم شهریاری

به نظر شما آیا می تونیم فاکتورهای دیگه ای رو هم اضافه کنی؟

  - راحمه شهريارى: اگه بناست صفت "آرايه " رو, روي تلميح گذاشت, پس جنبه ي زيباشناسيش بسيار حائز اهميته.

تعريف دکتر شميسا کامله ولي بد نيست یک شرط دیگر به دو شرط دکتر شمیسا اضافه کنیم و آن هم شرط ایجاد لذت و زیبایی است. و البته اشاره نکردن دکتر شمیسا به این مورد به طور یقین از بدیهی بودن آن میباشد؛

  - مسلم فدايى: به نظر من اطلاق كلمه ي داستان، چندان رسا و بجا نيست، چه بسا اينكه قبل از دكتر شميسا در تعريف تلميح صراحتاً از اشاره به آيه و حديث و ضرب المثل و وقايع ديگري نام برده شده كه نميتوان به آنها لفظ داستان را اطلاق كرد،

- راحمه شهريارى: جناب فدايي

چند تا ايه  فقط هستن که شايد در دلشون داستان به معناي,واقعي داستان نباشه, و الا بيشتر تلميحات قراني , داستان هاي پيامبران و.. هست. به استثناي, ايه ي امانت و حديث قدسي "الست" و ...

(به نسبت ايات بي داستان اشاره شده در ادبيات, تعدادشون از داستاني ها کمتره)

 - مسلم فدايى: با نكته اي كه خانم شهرياري اشاره كردند موافقم و علاوه بر اون فكر ميكنم نكته ي مهم ديگري كه در تعريف از قلم افتاده تازگي و نوآوري داشتن نحوه ي توصيف يا بيان تلميح است،

 - ندا جلالى: تازگی و نوآوری که شرط بقا و ماندگاری شعر می تونه باشه

 - مسلم فدايى: همانطور كه بهتر ميدانيد ما قصه هاي قرآني داريم نه داستان هاي قرآني،

ضمن اينكه همان چند آيه اي كه نه قصه نه داستانند تعريف آقاي دكتر شميسا را از جامعيت مي اندازد

 - راحمه شهريارى: شايد جناب فدايي اين مثال از حافظ شاهد مثال خوبي واسه ي فرمايش شما باشه

من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده ی عصمت برون آرد زلیخارا (حافظ)

نگاه جدید به اصل داستان یوسف و زلیخا دارد که زلیخا را به طور ذاتی مبرا از گناه دانسته و تنها زیبایی افزون یوسف را بهانه ی گناه میداند.

 - مسلم فدايى: بله ممنون از شاهد مثال

 - راحمه شهريارى: البته, اشاره به ايه خاص(خارج از جنبه ي داستانيش), يه اسم خاصي توي علم بديع و بلاغت داشت, که متاسفانه خاطرم نيس

 - ندا جلالى: اصل نوآوری در نگاه شاعر وجود داره و این در تلمیحات حافظ موج می زنه

من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده ی عصمت برون آرد زلیخارا (حافظ)

آگاهی به قصص و روایات و احادیث و جامع بودن اطلاعات شعرا در گذشته در شعرشون با آوردن تلمیح ها نمود پیدا می کنه

در عصر ما و شاعران عصر حاضر چطور؟

ایا مثل گذشته می تونیم از شاعر انتظار آگاهی در حدی وسیع رو داشته باشیم؟

  - فاطمه زيبايى: سلام و سپاس دوستان عزیز

خانم شهریاری اسم اون آرایه که فرمودین فکر کنم آرایه درج و اقتباس باشه

  - مسلم فدايى: منظورتون صنعت اشاره است؟

  - راحمه شهريارى: درج و اقتباس

دقيقا

سلام و بسيار سپاس خانم زيبايي عزيز

- مسلم فدايى: لزوماً هر شاعري بطور عام و هر تلميحي بطور خاص  واجد تازگي و نوآوري نيست،

نمونه بارز آن مضامين تكراري و نخ نما شده اي است كه برخي از شاعران جوان مانند فاضل نظري و مهدي فرجي به آن دچارند

 - راحمه شهريارى: خانم جلالي, حالا که فرمودين شاهد مثال از شعراي معاصر بياريم و حالا که تلميح يوسف رو در شعر حافظ خونديم, در شعر قيصر هم خوبه همين تلميح رو ببينيم.

ناگفته نمونه, قيصر به داستان يوسف از زواياي مختلفي نگاه کرده

 - ندا جلالى: بسیار عالی

 - راحمه شهريارى: از بد بتر اگر هست

این است

         اینکه باشی

در چاه نابرادر، تنها

زندانی زلیخا

چوب حراج خورده بازار برده ها

البته بی که یوسف باشی!

پس بهتر است درز بگیری

این پاره پوره پیرهنِ

                    بی بو و خاصیت را

که چشم هیچ چشم به راهی را روشن نمی­کند!

قيصر

 - راحمه شهريارى:

مرور کنيم شعررو

 - ندا جلالى: یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت

در فکر این نباش که مضمون نمانده است

 - مسلم فدايى: سپاس

به نمونه ي خوبي از شعر قيصر عزيز اشاره شد،

كه نياز به واكاوي و تامل بيشتر دارد

 - راحمه شهريارى: در شعر بالا از قيصر, خلاف همه تلميحات که به بيان شباهتها مي پردازه, تفاوتها رو هم داره پررنگ مي کنه

 - ندا جلالى: هنر شاعر تجلی آگاهانه و نو از تعاریف و رویدادهاییه  که ممکنه تکرارش ملال آور باشه

 - راحمه شهريارى: با تمام مصیبتهای یوسف شباهت دارد، اما با حادثهای خوب و شیرین او شباهتی ندارد و در پس تمام مصیبتها چشم به راهی را برای خود متصور نیست، و پیرهن پاره اش سرمه ای ,برای چشم منتظری نخواهد‌شد.

 - ندا جلالى: شهریار هم از تلمیح زیبا و هنری استفاده ی بسیاری کرده

جناب فدایی تلمیح رو در شعر شهریار چگونه می بینین؟

 - مسلم فدايى: كه چشم هيچ چشم براهي را روشن نمي كند...

يكي از زيباترين كاربردهاي زيركانه تلميح در بخش دردناك مربوط به حضرت يعقوب و سالهاي چشم انتظاري است

 - راحمه شهريارى: نگاه نو, داشتن, در همه ي ارايه ها بايد در نظر گرفته شه, اما در تلميح بيشتر, چون خواننده و شنونده نسبت به داستان حضور ذهن داره

 - فاطمه زيبايى: حالا که از داستان یوسف زلیخا حرف به میون اومد یاد این شعر فاضل افتادم :

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانی ات کنند

 - مسلم فدايى: به جرات ميتونم بگم در معاصرين كسي نتوانسته در بكارگيري تلميح همپاي شهريار و يا نزديك به شهريار شده باشه هم در استفاده از آيات و احاديث،  هم ضرب المثل ها، و داستان ها

 - راحمه شهريارى: اين مثال از فاضل, مثال خوبي بود

جناب فدايي

شايد به خاطر اهتمام شهريار به شعر حافظ بود

- مسلم فدايى: هم تعلق خاطر مريدگونه به حافظ،

هم تعمق شهريار در آيات قرآن بدليل اينكه ايشان حافظ و مفسر قرآن هم بوده اند،

مثلاً:

اشم رايحة يوسفي و كيف شميم...

فغان كه باز نمي آيم از ضلال قديم...

 - ندا جلالى: آشنایی عمیق شهریار با روایات ،آیات قران و داستان اساطیر باعث شده در اشعار فارسی و ترکی خودش از تلمیحات زیبایی استفاده کنه

شعر زیبایی که برای حضرت علی (ع)سروده شده به واقع هر بیتش اشاره ای روشن به واقعی داره

برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن

که گدای پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

 

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب که علم کند به عالم شهدای کربلا را

که تلمیحات آن برای همگان واضح و روشن است

 - راحمه شهريارى: يه سوال

به جز علي که ارد پسري .....

اشاره به امام حسين داره؟

يا حضرت ابوالفضل؟

- ندا جلالى: بفرمایید

- مسلم فدايى: قطعاً اشاره به امام حسين

...

كه علم كندبه عالم شهداي كربلا را...

( اشاره به لقب سيدالشهداء...)

 - راحمه شهريارى: اخه علم کند به عالم کمي منظور رو دو پهلو مي کنه(ايهام تبادر)

علمدار

علمدار لقب حضرت عباس مگه نيس؟

  - ندا جلالى: آفرین نکته ی ظریفی بود شهریاری عزیز

  - مسلم فدايى: شهريار عادت داره براي غناي مطلب از ريزترين المانها هم با وسواس خاصي بهره برداري كند،

در اين خصوص در مجال ديگري ميتوان بحث كرد

مثلاًاين بيت:

به كه خورد شهريار خون دل آري

كوزه گر از كوزه ي شكسته خورد آب

 - راحمه شهريارى: نمونه هايي که در ذهن دوستان ماندگار شده, به خاطر نواوري در تلميحه و در واقع انتظار ما هم از يک ارايه همينه

 - مسلم فدايى: در جواب خانم شهرياري بيت زير هم ميتواند گرهگشا باشد كه اشاره شهريار در "بجز از علي كه آرد پسري..." قطعاً امام حسين هست، :

ولي حسين (ع) علمدارعشق و آزادي

لقب گرفت و شهنشاه ربع مسكون شد

 - ندا جلالى: در بین معاصرین،حسین منزوی ، با خلاقیت و نوآوری خود ، روح تازه ای  دمید که  اتفاقا از مشخصه های آن بسامد بالای تلمیح و تنوع می تونه باشه

 - مسلم فدايى: اين نوآوري هم در اشاره به ليلا خاصه:

چه نوحه داشت سر نعش نوجوان حسين (ع)

هزار حيف كه ليلا ز غصه مجنون شد

 - راحمه شهريارى: حالا که بحث تلميحات شاعران معاصر پيش اومد و داستان حضرت عباس, نواوري عليرضا بديع در اين بيت خالي از لطف نيست

ابروي ترک خورده ي عباس خدايا

شق القمر از لشکر ابليس؟! بعيد است

شق القمر که معجزه ي پيامبر بود رو به قاتل حضرت عباس نسبت مي ده

- ندا جلالى: حجم وسیعی از تلمیحات منزوی رو داستان های پیامبران که در علاوه بر قرآن در کتاب های دیگر آسمانی از جمله تورات به گونه های دیگر نیز داستان و زندگی شون نقل شده ، تشکیل می ده.

نمونه و شاهد مثال از منزوی هم فراوان موجوده

مانند داستان کبوتر و نوح که در تورات آمده

....و نوح چهل سال در من ستیزیده-خسته است-الا ای خجسته کبوتر-نه هنگام آن است که دیگر-به دیدار آرامش و آشتی- پر درآری؟-و از چشمهایت برایم -دو برگ درخشان زیتون بباری؟

تاکید در چهل ،در این شعر نیز در تورات بیان شده

و یا

کبوتر به تکاپوی شاخه ای زیتون

قیاس من نه به سیمرغ می رسد نه مگس

و یا

سیب ممنوعه و سیب زنخدان

من اگر برای سیبی ز بهشت رانده گشتم

به هوای سیبت اکنون به بهشت دیگر آیم

ای نازنین درخت نخستین گناه من

از میوه های وسوسه بارآوری هنوز

مگر تدارک این شور و شر برای بشر

همه به جزیه ی دندان زدن به سیبی نیست

که این ابیات نگاهی داره به آیه ی 20 سوره طه. که شیطان آدم را به خوردن سیب ترغیب می کنه

واین تلمیح با وجود تکرار در شعر ها زیبایی خودش  و حفظ کرده

 - مسلم فدايى: تسلط منزوي به تلميحات در يكي از كتابهايش "اين ترك پارسي گو" كه در مورد شهريار نوشته بخوبي مشهود است،

حيف كه منزوي آنطور كه بايد و شايد شناخته نشد و

جوانترها به جاي واكاوي اشعارش از او بت تراشي كردند و بت پرستي پيشه كردند

 - راحمه شهريارى: تلميح همونطور که براي شاعر خوبه, از اين جهت که با مرور و ياداوري داستاني که مخاطب نسبت بهش حضور ذهن داره, مي تونه يه تاييد غيرمستقيم از مخاطبش بگيره

اما

از طرفي ممکنه شاعر رو تنبل هم بکنه(البته اين بيشتر در تلميحات بي نواوري مصداق داره)

 - محبوبه طاری دشتی : سپاس جناب فدایی به نکته خوبی اشاره کردید

 - مسلم فدايى: اين بيت معروفش هم تلميحي است كه از تورات نقل كرده:

و كلمه بود و جهان در مسير تكوين بود

و دوست داشتن آن كلمه ي نخستين بود

حسين منزوي

*****

در تورات نقل به مضمون آمده است كه:

و در آغاز هيچ نبود

كلمه بود

و كلمه خدا بود

- راحمه شهريارى: البته توي اين تلميح هم دست بردي نداشته

ليلا دوباره قسمت ابن سلام شد

عشق بزرگم اه چه اسان حرام شد

 - ندا جلالى: و یا

تلمیح هایی که کمتر سابقه ی تکرار و اشاره داره:

خلق بی جان،شهر گورستان و ما در غار پنهان

یاس و تنهایی و من مانند لوط و دخترانش

که این روایت تنهایی و در غار پناه گرفتن لوط و دخترانش هم در تورات وجود داره

 - مسلم فدايى: هميشه عشق به مشتاقان، پيام وصل نخواهد داد

كه گاه پيرهن يوسف كنايه هاي كفن دارد...

حسين منزوي

 - راحمه شهريارى: من تا حالا نشنيده بودم, دختراي لوط توي غار چه مي کردن؟

 - ندا جلالى: در کتاب تورات اومده

که از رنج و تنهایی در غار مدتی رو سپری کردن

- محبوبه طاری دشتی : و یا

تلمیح هایی که کمتر سابقه ی تکرار و اشاره داره:

خلق بی جان،شهر گورستان و ما در غار پنهان

یاس و تنهایی و من مانند لوط و دخترانش

که این روایت تنهایی و در غار پناه گرفتن لوط و دخترانش هم در تورات وجود داره

ندا جان مثال زیبایی بود، سپاس

- على حبيبي: در بین استفاده کنندگان

تلمیح در معاصرین علاوه بر شهریار

منزوی هم بسیار تلمیح بکار برده

و نکته ای در تلمیحات او هست که در سایر شعرا

کمتر و در بسیاری دیده نمیشه

منزوی خودش رو به جای بخت،خدا،قهرمان اصلی داستان وغیره میزاره

وبا استفاده از ارکان اصلی داستان معمولا نتیجه رو تغییر میده.

شاید حسد به خاطر حوا دلیل بود

ابلیس اگر که سجده به ادم روا نداشت

یا همینی که فرمودید

خلق بی جان شهر گورستان وما در غار پنهان

یاس وتنهایی من مانند لوط ودخترانش

استفاده از تلمیحات کم کاربرد اما اشنا

یا همذات پنداری کردنای زیرکانه اش

لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد

یا پیوند چند قهرمان بهم

ای خون اصیلت به شتک ها زغدیران

افشانده شرف ها به بلندای دلیران

جاری شده از کرب وبلا امده وانگاه

امیخته باخون سیاووش در ایران

(امام حسین وسیاوش)

سیاوش رانیز گرسیوز گردن می برد ودر طشت طلایی می گذارد!وخب شهره ی مظلومیت است وقبل از امام حسین برای ایشان سوگواری می کردند.

تیری که از فلاخن تقدیر می جهید

بر پشت وپا وپاشنه یکسان خطا نداشت

ومواردی دیگر

تلمیحات غربی اکثرا به این شکل هستند

تغییر نتیجه یا بخشی از ماجرا توسط خالق اثر

 - ندا جلالى: همینطوره جناب حبیبی

و شاهد مثال ها گواه این باور ماست

 - مسلم فدايى: ممنون علي آقا بابت نمونه هاي خوبي كه اشاره كرديد،

نام تمام مردگان يحيي است

محمدعلي سپانلو

اين سطر يكي از درخشانترين نوآوري هايي است كه در اين زمينه داشته ايم

 - راحمه شهريارى: اي که نصيحتم کني, در پي او دگر مرو

در نظر سبکتگين عيب اياز مي کني؟

سعدي در اين بيت نواوري در تلميح نداشته, اما با لحن پرسشي , توجه مخاطب رو به خودش جلب مي کنه و خلا نواوري رو پوشش مي ده

 - ندا جلالى: نمونه هایی از این دست در ادب پارسی ما بی شماره.

امید که همه ی ما  این ظرافت

رو در شعر ها درک کنیم و البته به کار بندیم

 - على حبيبي: استاد شفیعی در موسیقی میگه

ما در افغانستان در حال قدم زدن بودیم

که ناگهان کودکی به سمت ما امد

واز ما طلب کمک کرد.

بعد دوستش بهش گفت

(شرمت باد )! از بیگانه دریوزه می کنی؟

استفاده ازترکیبی در نقش دعایی به. جای ترکیب امری(خجالت بکش)

هردو به یک معنا هستند اما چون شرمت باد

در زبان ما استفاده نمیشه

این هنجار شکنی نوعی رستاخیز کلمات هست.

برخی از تلمیحات منزوی که دوستان از دیدگاه تورات اورده اند

چون در دیدگاه اسلامی به نحو دیگری است

این خروج از نرم وحالت معمول باور ما

زیبایی رو به اثر میده

کما اینکه اکثر شاعران موفق ما از نرم معمول جامعه شون خارج میشدند.واین کار، کار شاعرانه ایست

 - مسلم فدايى: همين تغيير لحن ماجرا هم خودش يك نوآوري است،

- ندا جلالى: اگر دوستان موافق هستن نگاهی به بخشی از شعر های امروز که رواج زیادی هم پیدا کرده داشته باشیم

ما امروزه با شعرهایی مواجه می شیم که نگاهی به اتفاق ها و رویدادهای ملی و جهانی در اونا دیده می شه و چون از نزدیک  ما با هاشون سر و کار داریم برامون ملموسه

پرسش من اینه که این موارد در شعرها رو هم می تونیم تلمیح قلمداد کنیم؟

رفتی و شدم آینه ی عبرت مردم

مهمان شب آخر ماه عسلم من

دهدشتی

ویرانه ز من ساختی اصلا تو چه بودی

من مثل یمن بودم و تو آل سعودی

؟

دیگر خبر از روایت فتح ات نیست

هر هفته دو شنبه ها نود می بینم

سید مهدی شفیعی

بوی گیسویت نمی آید فغان زین روسری

باد را باید که بسپارم رضا خوانی کند

حمزه کریم تباح فر

و

الی آخر که بسیارند از این دست.

  - مسلم فدايى: مثل اين بيت شهريار كه تغيير يافته ي بيتي از حافظ است با تغيير لحن و پارافريز كردن بيت حافظ ايجاد نوآوري كرده:

چه غروري است در اين سلطنت اي يوسف مصري

كه دگر پرسش حال پدر پير نكردي

شهريار

الا اي يوسف مصري كه كردت سلطنت مغرور

پدر را بازپرس آخر كجا شد مهر فرزندي؟

حافظ

 - على حبيبي: تلمیحات عصر ما متاسفانه در سطح موندن

مثلا فکر کن تو ارژانتین، مثلا فکر کن که من ایران

مثلا فکر کن خدا داور ،باخت حقم نبود،می فهمی؟!

(حامد عسگری)

صد سال بعد بر فرض موندگاری شعر وشاعر

این بیت چقدر حس نوستالوژیک خواهد داشت برای ما، واگر ایران وارژانتین ده بار دیگه در این صدسال بازی کنند ایا این تاثیر هرروز کمتر نمیشه؟

تازه به فرض اینکه مخاطب اهل ادب ان روزگار نیز این بازی را در ذهن داشته باشه.

یا تلمیحاتی که این روزها شاعران پست مدرن ما استفاده میکنند

یا حامد ابراهیم پور مثلا به این شکل

در نگاه بیم پیانگو نمیر ای سفرا

(پاورقی شاعر،،پیانگو نام پسر خاله ی بروسلی در فیلم انتهای جاده ی قرمز ،ساخت امیل فرانکی،ساخت۱۷۸۴

وسفرا

نام بچه محل امیل دورکیم،جامعه شناس فقید فرانسوی)

متفاوت گویی دلیل بر خوب گویی نیست

  - شعبانعلی یازرلو:

یکی از اهمیتی تلمیح در این است که باعث ایجاز در کلام میشود؛ شاعران و نویسندگان نیز از تلمیحاتی استفاده کنند که مخاطب سابقه ذهنی دارد. همچون برخی تلمیحاتی سبک هندی دور از ذهن نباشد:

شعله ادراک خاکستر کلاه افتاده است

 نیست غیر از بال قمری پنبه مبنای سرو.

اما نکته مهم در تلمیحاتی ؛تصرف گوینده در اصل واقعه است وگرنه روایت صرف یک ماجرا لذت چندانی ندارد. مرحوم قیصر،استاد کاکایی،فاضل نظری در این زمینه موفق بوده اند البته که جایگاه منزوی والاست

  - ندا جلالى: درود جناب یازرلو

  - شعبانعلی یازرلو:

 عمری اسیر چاه خودم بودم

گودال قتلگاه خودم بودم

 کاکایی.عبدالجبار

  - مسلم فدايى: با نظر آقاي حبيبي در اين خصوص موافقم،

مضاف به اينكه فقط مواردي ماندگار خواهد شد كه تاريخ مصرف نداشته باشه و چندسال و چند دهه ديگر در تاريخ و در اذهان و قلبها مانده باشد،

مثلاً ١٠سال يا ١٠٠ سال بعد چه كسي از برنامه نود چيزي يادش خواهد بود؟؟!!!

  - ندا جلالى: و شاید جناب حبیبی

انتظار شاعر از این بیت یا شعر هم فقط برای زمان محدودی باشه اینطور نیست؟

 - مسلم فدايى: جناب يازرلو مگر كاكايي و فاضل رويهمرفته چندتا تلميح دارن ؟

 - راحمه شهريارى: البته از ميون مثالهاي بالا, باز "رضاخاني" تقريبا قابل قبول تره, به خاطر قدمتش نسبت به موارد ديگه

 - امین رحمتی:

دوک نخ ریسی بیاور یوسف مصری ببر

شهر از بازار یوسف های ارزان پر شده ست

فاضل نظری

 - على حبيبي: چون فاضل رو مثال زدید تلمیح زیبایی از ایشون رو یادم اومد

من رستم وسهراب تو، این جنگ چه جنگی است؟

گر زخم زنم حسرت و گر زخم خورم ننگ!

بسیار زیبا

اما نکته ای هست

تغییرها اگاهانه باشند

اگر تلمیح به ماجرای رستم وسهراب در شاهنامه است.

وقتی قبل از جنگ رستم از کاخ میره بیرون وبرای کاووس قاطی میکنه

وهرکاری میکنن نمیاد

میگن بابا بخاطر ننگ بیا بجنگ

نزار بگن از یه بچه ترسیدی وخب رستم برمیگرده وبخاطر ننگ می جنگه

ننگ به معنای آبرو وشرف بوده.

من اینجا اگاهانه نمیبینم این تغییر رو

 - محبوبه طاری دشتی :

تصرف گوینده در اصل واقعه..

احسنت جناب یازرلو

- محبوبه طاری دشتی : البته از ميون مثالهاي بالا, باز "رضاخاني" تقريبا قابل قبول تره, به خاطر قدمتش نسبت به موارد ديگه

راحمه جان اشاره خوبی کردی به قدمت، در ذهن من هم همین بود که باید شاعر به آن توجه کند

 - شعبانعلی یازرلو: نشمردم چند تاست،ولی هنری است و تصرف خوبی داشتند. ماجرای یوسف در اشعار فاضل از زوایای گوناگون پرداخته شده به نظرم این مهم است .وانگهی شعر فقط تلمیح نیست که بگوییم چند تاست

 - راحمه شهريارى: شعر تلميح نيست, اما موضوع گفت و گوي ما تلميحه

 - مسلم فدايى: "دوك نخ ريسي بياور..." توسط شهريار و شاعران كلاسيك به نحو زيباتري بيان شده

  - امین رحمتی: به نظرتون دوستان هدف فاضل نظری از این بیت که نوشتم پیوند یک تلمیح با شرایط اجتماعی اکنون نبوده ؟

  - شعبانعلی یازرلو: دوستی از بسامد آن در اشعار کاکایی و نظری پرسیدند. گفتم بله موضوع را میدانم گرچه دیر رسیدم. ولی مطلب جالبتان را میخونم

 - محبوبه طاری دشتی : گویی تلمیح هرچه به اساطیر وداستان هایی که قدمت بیشتری دارد، اشاره داشته باشد دلنشین تر است

 - مسلم فدايى: چون از بحث اصلي يعني تلميح دور مي شويم نقد شعر آن دوستان -يعني كاكايي و نظري- را در فرصتي مناسب ميتوانيم داشته باشيم،

 - ندا جلالى:

حتما در فرصتی دیگر به اون هم می پردازیم

 - امین رحمتی: شهر از بازار... اشاره به شرایط اجتماعی نداره ؟ آیا این پیوند زدن به اجتماع نمیتونه نوعی نگاه متفاوت باشه ؟

- شعبانعلی یازرلو: درسته آقای رحمتی کاملا شاعر به جامعه نظر دارد

 - على حبيبي:

جایگاه شعرا فرق کرده

شاعر الان رسانه ی خیلی بزرگی نیست

در قدیم شاعر

بلندگوی دولتیان ووزیران  بود مثلا در ماجرای بوی جوی مولیان اید همی رودکی،با این شعر شاه رو به پایتخت برمیگردونه!

یا در اعراب جاهلی،جنگ می انداخت بین چندقبیله.

یا مثلا مولوی

برای احتمالا عروسی یکی از رفقاش گفته

 عف عف عف همی زند  اشتر من زتف تفی

والی اخر

یا سعدی در اینهمه نصیحت

نقش تعلیمی رادیو‌وتلوزیون الان رو داشته وغیره وغیره

شاعر به زعم من باید این نقش ها رو تا حدی فراموش کنه وبه شعر بپردازه

البته که بی تفاوت نباشه ها

اما موضوعاتی رو انتخاب کنه

که خودش رو‌محدود نکنه

چون خودش هست که ضرر میکنه

مثلا در ماجرای ایاز وسبکتکین

رو راحت میشه از خواندن سنت پیدا کرد

اما پیونگ یانگ ، جاکارتا، پاریس، زوریخ

والی اخر از حامد ابراهیم پور رو از کجا پیدا کنه؟

 - راحمه شهريارى: اقاي رحمتي

نمونه خوبي بود

 - مسلم فدايى: جناب رحمتي خود اين بيت يك ضعف تاليف آشكار دارد،

چون ميخواسته بگه شهر از بازارهاي يوسف هاي ارزان پر شده...

ولي بنا به ضرورت وزن گفته شده شهر از بازار...

  - امین رحمتی: شاید ضعف تالیف داشته باشه ولی هدف غالب شده بر تالیف

یعنی مفهوم بیت مخاطب رو درگیر ضعف تالیف نمیکنه

  - مسلم فدايى: نمونه هايي كه از اشعار اخير جناب حامد ابراهيم پور نقل كرديدجزو همان موضوعات ژورناليستي و تاريخ مصرف دار است كه متاسفانه طرفدار هم زياد دارد

بله مخاطب رو درگير ضعف تاليف نميكنه ولي ضعف تاليف به شدت مشهوده

  - على حبيبي: دقیقا جناب فدایی ومتاسفانه البته

- مسلم فدايى: و چقدر هم گفتن چنين اشعاري راحت است

و نيازي به مجاهدت ندارد

 - شعبانعلی یازرلو: سپاس آقای فدایی دقیقا دور از ذهن. است.مگر آینه شاعر همراه شعرش باشه؟

- مسلم فدايى: در بداهه هايي كه در همين گروه انجام شده چند ديوان شعر توليد شده است

 - شعبانعلی یازرلو: در واقع از تعریف شعر به دور است

 - مسلم فدايى: بله جناب يازرلو همينطوره و گاها تبديل به يك رپرتاژ منظوم يا تبديل به ديالوگ منظوم يك فيلم سياسي ميشود

 - على حبيبي: ایا سعدی یا حافظ

انقدر اسم وشخصیت داستانی بلد نبودند؟؟؟

به زعم‌من بلد بودند قطعا

اما چرا کل کتاب فرهنگ تلمیحات شمیسا از سی ،چهل نهایتا گذر نمیکنه؟

بخاطر اینه که داستان باید در ناخوادگاه جمعی جامعه‌واهل ادب باشد

که تلمیح اون حس وپیام رو منتقل کنه

 - مسلم فدايى: ممنون جناب حبيبي عزيز،

كار اين دوستان مثل اين بود كه شعراي كلاسيك ما راجع به تك تك سردارهاي سپاه پادشاهان عصر خود و تك تك مراسم ها و مجريان آن مراسم ها شعر بسرايند

- شعبانعلی یازرلو: دقیقاً مخاطب سابقه ذهنی داشته باشد به اصل مطلب یا ماجرا

 - امین رحمتی: خب به نظر من اجتماع داره به سمتی میره که مطالعه نسل امروز انقدر نیست که به تلمیحات آشنایی ذهنی داشته باشه

 - على حبيبي: تلمیحات پوشیده هم تاثیر بسیار خوبی دارند

وخب سابقه ی ذهنی به اصل ماجرا

اصلی ترین عامل درک اوناست

 - امین رحمتی: بله ما داریم از آینده میگیم!

 - على حبيبي: امین جان

نیلوفر چرا زیاد دوام نداره؟

چون ریشه اش رو اب هست

تلمیحات شاعران موفق مثل درختان کهنسالی هستند که ریشه در خاک دوانده اند.

وبه این اسونی از بین نمیرن

 - امین رحمتی: ولی آینده ای که به سرعت دگرگون میشه

نسل های بعد شعر را گونه ای دیگر می بینند

- ندا جلالى: البته این که از شخصیت های فیلم و کتاب و ...چگونه در شعر کمک بگیره ،اهمیت زیادی داره.

هنر شاعر در استفاده ی عمیق و اگاهانه در رویدادهای حتی رویدادهای روزمره جلوه می کنه.

مثل مومی در اختیارش قرار داره که یا اثر هنری خلق بشه ازش و ماندگار شه و یا ...

،ر ممنون از لطف دوستان همراه

خدا رو شاکرم که همراهان آگاه و فرهیخته ای  در بحث شبانه داشتیم.

دریای بی پایان شعر و تلمیحات ناب اون انقدر گیرا و جذابه که حیفه در یک برنامه به پایان برسه.

پس در هفته های بعد هم ادامه داره

 - ندا جلالى: دوستان مطالب و مثالهای نابتون رو برای هفته ی آینده هم ذخیره کنید

 - محبوبه طاری دشتی : سپاس دوستان گرامی آموختیم از دانشتان

  - امین رحمتی: ولی من اعتقاد دارم هر چقد هم که قوی باشن شعر های معاصر ماندگاری اشعار کهن رو ندارن.و شاید فقط در بین اساتید باقی بمونه ولی عوام خیر

  - على حبيبي: من چون بیت سعدی یادم نمیاد هرچی فکر میکنم

رباعی که از ایشون تاثیر گرفتم رو تقدیم میکنم

در سینه دلی شرور برمی خیزد

انگار کسی زگور بر می خیزد

آرامش عالم تو را خواهد برد

سیلی که از این تنور برمی خیزد

اشاره به داستان طوفان نوح که از تنور پیرزنی در کوفه اغاز شد

این رو میشه یافت

اما مثال هایی که زدم رو گمان نمیکنم

جسارت نشه ها

بخدا بیت سعدی یادو نیومد

وگرنه ان کجا واین کجا

  - امین رحمتی: چون به هر تغییری به سرعت پاسخ میده جامعه فرهنگی

 - شعبانعلی یازرلو:

جز فلاطون خم نشین شراب

  سر حکمت به ما که گوید باز.

حافظ چه تصرف زیبایی کرده در داستان

 - امین رحمتی: من فکر میکنم آرایه ای که ماندگاری به شعر میده تشبیه

- على حبيبي:

مرگ از شکوه استغنا ، با من چگونه برتابد؟

با من که شوکرانم را با دست خویش می نوشم!

حسین منزوی

تاریخ ارسال: جمعه 30 مرداد 1394 ساعت: 20:2 |تعداد بازدید : 5421 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی