close
تبلیغات در اینترنت
بداهه سرایی و شعر طنز از شاعران معاصر مربوط به 29-5-94

مطالب مربوط

بداهه سرایی و شعر طنز از شاعران معاصر مربوط به 29-5-94

 

  - بهمن نشاطى:

شب که آن پنجره بر روی تو وا می گردد

ماه می آید و در بام خدا می گردد

- امین رحمتی:

قاضی شهر اگر قاتل کهریزک بود

پس چرا در همه جا مثل خدا می گردد

  - على حبيبي:

مادرم گفت که بابای تو و ولخرجی؟

سنگ خارا مگر از صخره جدا می گردد؟!

  - ندا جلالى:

وای از آن روز که در شهر بچرخد چشمش

پیچ از مهره به یک لحظه جدا می گردد

  - حميد رستمى:

در(ب) خوشبختی ما بسته شده انگاری

هرچه هم می زنم اصلا مگه وا می گردد

  - ندا جلالى:

 خاطرت هست که آن روز به من می گفتی

من که باشم دلت از غصه رها می گردد؟

  - على حبيبي:

بگذر از قاضی شهری که عیان است که کیست

روزی این طنز به جان تو بلا می گردد

  - بهمن نشاطى:

 ای خدا شکر که در روز معلم هرسال

لوح تقدیر به این بنده عطا میگردد

  - ندا جلالى:

من نه آنم که کمر خم کنم از جور فلک

پشتم از بار گرانی ست که تا می گردد!

  - حميد رستمى:

گفته بودم که توافق چو شود حاصلمان

بی شک این کهنه پرایدم سوناتا می گردد

  - امین رحمتی:

مرد ولگردی اگر دربه در قلیانیست

او جوانی ست بدنبال دوا می گردد

  - على حبيبي:

با دوسیبی به فضا رفته ام از اول شعر

خواجه در نقشه ی ایوان وبنا می گردد

  - محمد رضا رستم پور:

 هر کلاغی که پی لذت شیرین کاری است

همه جا در پی روی سر ما می گردد

  - على حبيبي:

 انقدر کم شده گنجشک که مردی می گفت

گربه ای در ده ما روی هوا می گردد

  - بهمن نشاطى:

 اخم پر کرده تمامی جهان را ایدوست

با حضور تو فقط خنده روا می گردد

  - ندا جلالى:

 گفته بودند که ارزان بشود خودرو کمی

گفته بودند ولی جان شما،می گردد

منم آن موسیِ گم کرده رهش را، که فقط

همه ی عمر به دنبال عصا می گردد

  - بهمن نشاطى:

تا کمی قیمت خودرو بشود ارزانتر

قامت ماست که از غصه دوتا می گردد

  - حميد رستمى:

 این چه سری ست که بدبختی هر جا برسد

جستجوی منِ بی برگ و نوا می گردد

  - ندا جلالى:

تا که چشم تو کمین کرده همین نزدیکی

دل ما دستخوش خوف و رجا می گردد

  - بهمن نشاطى:

 آدرس منزل ما کوچه ی بن بست غزل

ای خدا شانس بگویید کجا میگردد

  - امین رحمتی:

گرچه یک روز علی طنز بلا می گردد

عاقبت بند اوین پر وزرا می گردد

  - مهتاب:

پسرک پشت سبیلش نشده سبز ولی

جلوی مدرسه دنبال ندا می گردد

  - حميد رستمى:

او که پشت لبشم سبز شده باور کن

در پی لیلی و سوزان و هدا می گردد

  - على حبيبي:

خوشگلم ! در همه افاق کسی چون من نیست!

در پی ام دوست جدا ،شهر جدا می گردد!

نخندید دوست داشتم اینجوری باشه خب نشد دوست وشهر از روبه روم جدا جدا در میرن

  - علی غلام رضایی:

 آنکه در شهر به دنبال خدا میگردد

لاجرم از دل و دلدار جدا میگردد

  - مهتاب:

وضع او توپ و طلا از سر و کولش باران

پس چه سری است که او مثل گدا می گردد !

  - مرتضی روحی:

گر چه بر حنجره ی چلچله ها قفل زدند

باز هم چلچله ای محض صدا می گردد

  - على حبيبي:

 آه از این دل بی منطق من -چون- او رفت

راه افتاده و دنبال چرا می گردد

  - مرتضی روحی:

 چه بهاریست که در گوشه-کنارش پاییز

مثل یک آدمک بی سر و پا می گردد

  - بهمن نشاطى:

گرچه امروز کمی ساکت و بی رونق هست

عاقبت پرده سرا غرق صفا میگردد

  - ندا جلالى:

 ای که سنجاق شده حرز تو در دامانم

دلخوشم تا که بیایی تو،بلا ،می گردد

  - امین رحمتی:

عاقبت هیئت دولت طی یک طرح عجیب

راهی محکمه ى دادسرا می گردد

  - علی غلام رضایی:

ناله ای از دل فرهاد نپیچید ولی

ضربه تیشه در این کوه صدا میگردد

  - على حبيبي:

گفتم آن گردن واین پا به خدا در بندند

ناصحم در پی زنجیر طلا می گردد

  - ندا جلالى:

 تا که پیدا شدی و قبله ی این شهر شدی

مدتی هست نمازم که قضا می گردد

  - بهمن نشاطى:

مهر می آید و بر فرش اتاقم،دختر!

قلم و دفتر تو پخش و پلا میگردد

گرمی و آب خنک باز به پایان آید

فصل سرما و خوراک لوبیا میگردد

  - حميد رستمى:

ای معلم برو خوش باش که یک ماه دگر

مهـر می آید و هنگام عــزا می گردد

  - بهمن نشاطى:

 مهر می آید و دور از همه ی غبطه خوران

رقص در مدرسه ها باز به پا میگردد

  - ندا جلالى:

رقص در مدرسه ها باز به پا می داری؟

حاکم شهر در اطراف شما می گردد

  - على حبيبي:

 پدرم گفت که این شیخ به منبر رفته

اشک می ریزد و دنبال غذا می گردد

  - حميد رستمى:

گرچه چشم تو بلای دل ویران من است

دل من باز به دنبال بلا می گردد

  - على حبيبي:

گفتم از کوچه ی معشوقه ی ما رد نشو ،هان

حال معشوق تو‌در کوچه ی ما می گردد

  - مرتضی روحی:

کوچه-باغ دل ما رنگ خزان می گیرد

بس که چندیست غمت در پی ما می گردد

  - حميد رستمى:

 ای که از کوچه معشوقه ما می گذری

با خبر باش که فرق تو دوتا می گردد

  - بهمن نشاطى:

ای که از کوچه ی معشوقه ی مامیگذری

بگذر! امروز ولی نوبت ما میگردد

  - ندا جلالى:

غم نخور بهمن خان،زودتر از فرداها

دل ما از غم و از غصه رها می گردد

  - على حبيبي:

بارها رد شدم از کوچه ی ایشان ، اری

بارها ! گرچه شماریم ، ریا می گردد

صحبت گشتن معشوقه ی ما شد یاران

باز گویید که ان ماه کجا می گردد؟!

ادرسشو به منم بگید خوو

  - بهمن نشاطى:

 بهمنا موقع خواب است رهاکن اشعار

صبح آدینه نماز تو  قضا میگردد

  - ندا جلالى:

 نیست از کوچه و معشوقه خبر،مدتهاست

کوچه ویران شده معشوقه رها،می گردد

  - حميد رستمى:

 منم از کوچه معشوقه تان.. ای بابا!

نه نمی گویم عزیزم.. که فنا می گردد

  - مرتضی روحی:

بس که "بارانه"گرسنه ست،توجه "بهمن"

شعر بی شعر، که دنبال غذا می گردد

  - امین رحمتی:

گرچه یک روز خدا حلق پیمبر نبرید

گاه با پنبه سری زود جدا می گردد

حلق پیمبر,  قضیه قربانی کردن حضرت اسماعیل...

 - مرتضى حالى:

 پیش از اندام من و تو ز غم دهر دنی

روزنامه ست که ماتم زده...تا می گردد

- امین رحمتی:

 هر که در دهر دنی پیرو پیغمبر بود

عاقبت هم طبق آل عبا می گردد

- حميد رستمى:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم..

قطع،کی مبلغ یارانه ما می گردد!؟

شب خوبی شد و احسنت به این طنازان

 

به بداهه غم ما نیز دوا می گردد.

تاریخ ارسال: شنبه 31 مرداد 1394 ساعت: 14:14 |تعداد بازدید : 232 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی