close
تبلیغات در اینترنت
نقد غزلی از محمد نجفی

مطالب مربوط

نقد غزلی از محمد نجفی

من آسمانم را، زمینم را عوض کردم

انگشتری هستم نگینم را عوض کردم

پا می شوم از جایم و راهم مشخص نیست

باور ندارم چون یقینم را عوض کردم

پشت چراغ قرمزی ماندم که طولانی ست

صبرم سرآمد تا که دینم را عوض کردم

در جنگ تحمیلی نبود اما قسم خوردم

سربازی ام که سرزمینم را عوض کردم

شرمنده ام که دست و پا دارم هنوز اما

محدودۀ میدان مینم را عوض کردم

آزادی ام را هرزگی تعبیر می کردند

تا اینکه فرهنگ معینم را عوض کردم

تا اینکه در کارم نباشد هیچ تزویری

آن نصفه ی زیر زمینم را عوض کردم

من عاشق کی هستم این را هم نفهمیدید

از بس که اسم نقطه چینم را عوض کردم

آه ای کمان ابرو بیا از خانه ات بیرون

من نیستم، جای کمینم را عوض کردم

حتما تصور می کنی از ظاهر افتاده م

اسبم سر جاش است، زینم را عوض کردم

تو بهترینی عشق من! مردم نمی فهمند

من شاه بیت، این بهترینم را عوض کردم

شش سمت دنیای من از عطر تو خالی شد

من از لجت هر هفت سینم را عوض کردم

محمد نجفی

  - محمد رضا رستم پور:

غزل زیبایی از جناب نجفی عزیز خوندم و با وجود سرخوردگی از صد ها شعر سطحی و کم محتوا در دنیای مجازی بخصوص گروههای واتس اپی و تلگرامی بالاخره یه غزل زیبا تونستم پیدا کنم

اگر چه این غزل به نوعی تاثیر گرفته از غزل طنز عوض کنم ناصر فیض هست و جا داشت جناب نجفی به هین تاثیر اشاره می کردند

البته به شرطی که ایشان شعر رو بعد از جناب فیض گفته باشن و ناصر فیض تحت تاثیر ایشان نبوده باشه

  - ندا جلالى: اولین مشخصه ی این غزل

ردیف نسبتا بلند اونه

  - علی غلام رضایی: در بین  وزن و بحر رایج که جستجو کنیم به نظرم این وزن را نمیبینیم گرچه وزن و ریتم زیباییست

مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن

  - سید باقر طباطبایی:به نظر این حقیر همین طولانی بودن ردیف بر کیفیت ارتباط عمودی تاثیر منفی گذاشته

  - على حبيبي: این وزن

در دوره ی معاصر کاربرد بیشتری داشته

هر چند که با مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع

اشعار بیشتری میتوان یافت

  - علی غلام رضایی: شاعر با قاطعیت غزل را شروع میکند

من آسمانم را ،  زمینم را،  عوض کردم

  - ندا جلالى: و همون چیزی که نجفی بزرگوار بهش اشاره داشتن،یعنی غزل طنزی که ناصر فیض سروده بودن.

اما ما اینجا این غزل رو یک غزل مستقل از جناب نجفی می دونیم و با معیارهای شعر ایشون کار رو نقد می کنیم.

  - حميد رستمى: وزن سنگین و مناسبی انتخاب شده و برای محتوا و حرفی که شعر دارد مناسب است

  - على حبيبي: یا من از محمد نجفی

خیلی متوقع هستم که شعرهای با سطح بالاتری بخونم

چون مسلما شعر خوب ازش خوندم اون اوایل

که این برداشت در ذهن من مونده

یا نه

اشعار در این سطح بوده

ومن اشتباه تاریخی حافظه ای دارم

چون در نقد شعر قبل محمد عزیز هم خاطرم هست

که مصرع ها انچنان که باید پیوند نداشتند باهم.

اینجا که کلا ارتباطات چه عمودی وچه افقی

دارای اشکالات عدیده ای هستند.

  - ندا جلالى: شاعر در این غزل حرف های زیادی برای گفتن دارد،

اما ایا از پس یک ارتباط منطقی در کلیت اثر برومده؟

  - حميد رستمى: غزل زیبا، روان و در عین حال محکمی است.

از نوع غزل اعتراض است و مشخص است شعر رسالت دارد و شاعر در نقش حقیقی خود که وجدان بیدار جامعه است قرار دارد.

  - على حبيبي: فقط یه سوال

محمد نجفی چند سال است که شعر کلاسیک می گوید؟

  - ندا جلالى: جناب حبیبی ارتباط عمودی رو قوی نمی دونن

اما جناب رستمی محکم می دونن

  - ندا جلالى: دوستان شاهد مثال؟

  - محمد نجفی: از سال 85 علی جان!

  - حميد رستمى: شعر با مخاطب رابطه برقرار می کند و تا پایان این ارتباط هست

  - علی غلام رضایی: رابطه دوبیت نخست چگونه است؟

  - ندا جلالى: سپاس جناب رستمی پس شما مخاطب شعر رو از خود شعر جدا ندیدید.

ممنونم

  - حميد رستمى: من ارتباط افقی شعر را درست میدانم ولی در ارتباط عمودی دچار لغزش است

چون غزل بشکل اعتراض شروع میشه ولی بیت های پایانی به سمت عاشقانه رفته

  - علی غلام رضایی: حتی تا پایان هم مخاطب را نمیشه کشف کرد

گاهی من، گاهی تو ، گاهی او

  - ندا جلالى: پس با اجازه ی دوستان

برای بررسی محور افقی

، نقد بیت بیت رو آغاز کنیم

تا به سئوال جناب غلامرضایی هم پاسخ داده بشه

  - حميد رستمى: زبان محکم است ولی در بعضی مصرع ها استحکام کم شده

  - ندا جلالى: من آسمانم را، زمینم را عوض کردم

انگشتری هستم نگینم را عوض کردم

  - على حبيبي: من اسمان و زمینم را

تغییر داده ام

ان انگشتری که نگینش را تغییر داده

  - حميد رستمى: ‌شروع محکمی است و غزل خیلی صریح شروع شده

  - على حبيبي: شاعر هست ونیست وظاهر وباطنش رو عوض کرده

و عامدانه

  - حميد رستمى: اگر هم آسمان و هم زمین عوض شده پس باید هم انگشتر و هم نگین عوض می شد!!

  - ندا جلالى: شاعر از ابتدای غزل فضای متفاوتی را ایجاد می کند،

و اعتراضی که جناب رستمی به اون اشاره داشتن در دو مصراع ،دیده می شود

  - حميد رستمى: چرا انگشتر عوض نشده؟

  - ندا جلالى: اصل همون نگینه و ذات و شاعر به پوسته و انگشتری تنها به عنوان یه قالب نگاه داره

  - حميد رستمى: ولی داره میگه زمینم را عوض کردم یعنی پوسته و قالب عوض شده خانم جلالی

  - بهمن محمدزاده: سلام دوستان عزیز

غزل که خوندم

محاسنی داره و معایبی

دوستان به ایرادات کار اشاره کردند تاحدودی.

تمام مصرع های اول به جز چند مصرع در اواخر غزل، زیبا و دارای ساختار محکمی هستند و به نوعی معیارهای لازم برای خلق شعری قوی را دارند اما مصرع های دوم معمولا از این قوت برخوردار نیستند و حتی از قوت مصرع اول هم می کاهند.

از خوبی های قابل تحسین شاعر، تلاشی است که برای نو آوری و خلق تصاویر جدید انجام داده است هرچند در مصرع های دوم نتوانسته به خوبی از عهده این کار بر بیاد.

بیت اول زیباست، البته بنده دوست داشتم مصرع دوم اینگونه باشد: انگشتری ام که نگینم را عوض کردم

  - علی غلام رضایی: بله در  بیت دهم هم چنین اشاره ای دارند

  - فاطمه زيبايى: علی جان من مشغول کارهای پشت صحنه ام و بیت به بیت کردن اشعار

  - على حبيبي: حتما والزاما نباید دو مصرع باهم به این شکل مرتبط باشند

گاهی دو مصرع همدیگه رو پوشش میدن

وارائه دهنده ی فضای جدیدی هستند

که در مطلع ها بیشتر دیده میشه این شکل

و اینکه الزامی نیست

که مراعات خاصی هر بیت داشته باشه

یا در اینجا

لف ونشر

اول ادعایی مطرح شده زمین واسمانم را

ان چیز هایی که در دسترس من هستند .نیستند را عوض کردم

بعدا میگه من مانند انگشتری هم هستم

که نگینش را عوض کرده

  - ندا جلالى: معنای دو مصراع دور از هم نیست

اما فرمایش جناب رستمی ،متین

  - حميد رستمى: میتونست بگه:

انگشترم را و نگینم را..

  - حميد رستمى:

  - بهمن محمدزاده: جناب رستمی نگین خودش یا نگین انگشترش را؟

  - علی غلام رضایی: البته به عقیده من مصرع اول نیاز به باز بینی دارد

  - على حبيبي: نگین بر روی انگشتری سوار میشه

اما

انگشتر به تنهایی میتواند نگین نداشته باشد

وانگشتر بی نگین باشد

  - علی غلام رضایی: آسمانش را عوض کرده باشد و زمینش را نه

  - حميد رستمى: میتونست بگه:

انگشترم را و نگینم را عوض کردم

  - على حبيبي: یه مقدار دوستان زودتر نظر بدیم

که به ابیات بعد هم برسیم

ودیر هم نشه

مرسی

  - حميد رستمى: جناب محمدزاده شاعر میگه هر دو رو عوض کرده

  - ندا جلالى: پا می شوم از جایم و راهم مشخص نیست

باور ندارم چون یقینم را عوض کردم

  - بهمن محمدزاده: من روی سخنم به پیشنهاد شما بود جناب رستمی

اینطور که شما فرمودین ایراد معنایی پیدا میکنه

  - حميد رستمى: از چه لحاظ؟

  - على حبيبي: انگشتری ای هستم که نگینم را...

  - بهمن محمدزاده: البته شاعر از عوض کردن نگین میگه

  - حميد رستمى: منظورم تناقضی است که در دو مصرع بود

  - مرتضى حالى:دوستان سلام

 بنظرم بد نباشد نگاهی که به این غزل محمد جان انداخته می شود را گاه تا قسمتی به سمت طنز سوق دهیم ،زبانی که بنظرم چند وقتی است ایشان برای بیان دردها از آن استفاده می کند و طبیعتن با لحن فاخر شعرهای کلاسیک ایشان فاصله ها دارد

  - فاطمه زيبايى: .با می شوم از جایم و راهم مشخص نیست

باور ندارم چون یفینم را عوض کردم

  - ندا جلالى: اصل برای شاعر نگین بوده و هست که با عوض شدنش دنیاش عوض می شه.

و به نظر من از عهده ش براومده

  - فاطمه زيبايى: .پا می شوم از جایم و راهم مشخص نیست

باور ندارم چون یفینم را عوض کردم

  - بهمن محمدزاده: مصرع اول بیت دوم زیباست

اما مصرع بعدی نتونسته همراه خوبی در ادامه مسیر باشه

  - حميد رستمى: من مصرع دوم رو ترجیح میدم

پا می شوم کمی سست است از لحاظ تالیف

  - ندا جلالى:

 پا می شوم از جایم و راهم مشخص نیست

باور ندارم چون یقینم را عوض کردم

  - حميد رستمى: مصرع دوم محکم تره

  - بهمن محمدزاده: باور ندارم چون یقینم را عوض کردم یعنی چی؟

چه اتفاق شاعرانه ای در این مصرع افتاده؟

  - ندا جلالى: دو بیت رو باهم نقد می کنیم

  - على حبيبي: پا می شوم از جایم و راهم مشخص نیست

خب

بعدش

باور ندارم!چرا؟چون یقینم را عوض کردم.

به چه چیزی باور ندارد

ارتباط دو مصرع

فضا سازی جدیدی است؟

  - ندا جلالى: دوستان لطفا با تامل تایپ بفرمایید تا بحث ها کامل خونده بشه

ممنون

جناب حبیبی

تا یقین نباشه

راه و مسیر مشخث نیست

  - بهمن محمدزاده: در مصرع قبل اصطلاح راه به شعر عمق داده و به مفهوم کلی بیت کمک خوبی کرده اما مصرع دوم کلامی است عادی

  - ندا جلالى: یقینه که به راه جهت و مسیر می ده

که در بیت کاملا مشخصه

  - على حبيبي: به چه باور ندارد

  - حميد رستمى: شاعر به چیزی معترض است شاید به خیلی چیزها بلند می شود ولی راه مشخصی ندارد دچار تردید شده و باور خود را از  دست داده است

خیلی چیزها را باور ندارد

  - ندا جلالى: دقیقا جناب رستمی

و نیاز به بازگویی باور ها نیست

  - حميد رستمى: اشاره مستقیم نکرده ولی باورش از دست رفته است

  - على حبيبي: پا می شوم از جایم و راهم مشخص نیست

باور ندارم چون یقینم را عوض کردم

لطفا معنی کنید

و اتفاق شاعرانه ای اگر افتاده را به من هم بگید

به طور مثال

سه بیت پشت سر هم رو یه بار بردارید

از هر جا که دوست دارید

 

ایا اتفاق خیلی خاصی میفته؟

  - علی غلام رضایی: باید پذیرفت که دو مصرع هر کدام مستقل معنا پذیرند

  - بهمن محمدزاده: وقتی چیزی را باور ندارد به چه چیزی معترض است... اعتراض برخواسته از باور و خواسته ی قوی است هرچند باوری غلط باشد

  - حميد رستمى: میخواد کاری کنه ولی نمیدونه باید چکار کنه

  - على حبيبي: وقتی چیزی را باور ندارد به چه چیزی معترض است... اعتراض برخواسته از باور و خواسته ی قوی است هرچند باوری غلط باشد

 

  - حميد رستمى: باور داشته ولی الان دیگه باور ندارد

  - بهمن محمدزاده: البته باور ایهام هم میتونه داشته باشه یعنی یقین و ایمان نداشتن

  - حميد رستمى: دقیقا جناب محمدزاده

  - ندا جلالى: خب

هر بیت سعی کرده معنا و ارتباط افقی شو حفظ کنه، هرچند

شاید بشه بعضی از بیت ها رو به قول جناب حبیبی جابجا کرد

اما مهم اینه حتی در این جابجایی شاعر چیزی رو از دست می ده یا نه.

  - على حبيبي: چون برای بیان دلیل است

وخب دلیل محکمی حس میکنید؟

خانم جلالی

نظرم خلاف اینه

شاعر با نوشتن بیت

چه چیزی را به دست می اورد

و چه مفهوم وپیام و تصویر وچیزی را انتقال میدهد؟

  - حميد رستمى: غزل های زیادی هستند که اگر بیت ها رو جابجا کنید و یا حذف اتفاقی نمی افتد جناب حبیبی فقط از زیبایی اثر کم می شود!!

  - على حبيبي: رستمی

جان

یه غزل خوب اگر خاطرت اومد

بهم بگو

که بشه چهار تا بیتش رو به این راحتی برداشت

  - ندا جلالى: باور نداشتن با اعتراض آغاز می شه.

وگرنه که همه ، در آغاز در قبول خیلی چیزا مشترکن.

اما اعتراض که شروع بشه و عصیان،نا باوری هم نمود پیدا می کنه

  - محمد حسن زاده:

کلیت غزل بر اساس روایت پنهان بنا شده لذا زیاد نمیشود روابط علی و معلولی را در شعر در نظر گرفت و انتظار داشت هربیت به صورت تک بیت مفهومی را القا کند ابیات با توجه به هدف نهایی و پیام غزل قابل تاویل هستند انچه از سه بیت اول قابل دریافت است احساسی است ضد دین و عصیانگرانه شاعر تنها به بیان نمادین دست زده . لذا اتفاق شاعرانه تنها در حوزه اندیشه قابل بحث است .

  - حميد رستمى: این سه بیت حس اعتراض رو میرسونه و اگه حذف بشه به نظرم غزل ناقص میش به خدا حبیبی جان

  - علی غلام رضایی: تا همین بدو بیت در یک کلمه نتیجه مشخص شد که شاعر به باوری تازه رسیده یا به ناباوری؟

  - بهمن محمدزاده: پشت چراغ قرمزی ماندم که طولانی ست

صبرم سرآمد تا که دینم را عوض کردم

چرا «صبرم سر آمد»؟

من فکر میکنم صبر در جای عمر نشسته... اگه میگفت عمرم سرآمد تا که دینم را عوض کردم ارتباط بهتری با مصرع قبل برقرار میکرد

  - على حبيبي: با بخش اخر صحبت محمد حسن زاده نیز کاملا مخالفم.

اتفاق شاعرانه تنها در حوزه ی اندیشه قابل بحث است!

  - حميد رستمى: حسن زاده عزیز

البته میتونه صرفا ضد دین نباشه و ضد یک باور باشه که لزوما دینی نیست

  - محمد حسن زاده: سپاس دوستان

بله حمید جان درسته صرفا به خاطر اشاره مستقیم واژگانی عرض کردم

ردیف حاکم بر اندیشه ی غزل است و مفهوم را جهت میدهد .عوض کردم خودش حامل اعتراض و تغییر بنیادین در هر حوضه ای چه جزئی و چه کلی است شاعر از بیت اول با تغییرات کلی آغاز کرده و از جزء به کل حرکت کرده است

  - على حبيبي: پشت چراغ قرمزی مانده ام (ماندم خیر)که طولانی است

صبرم سر امد ومن  دینم را عوض کردم

هر جا چراغ قرمز طولانی شد دینمان را عوض کنیم؟

هر چند چراغ قرمز در معنای استعاری وایهامی خطوط قرمزی است که اجازه ی حرکت را از انسان گرفته باشد.

  - حميد رستمى: شاید منظور خطوط قرمز است!!!!

  - محمد نجفی: هرجا چراغ قرمزی طولانی شد دینمان را عوض کنیم

  - محمد حسن زاده: ماندم - سربازی ام - نصفه ی زیر زمین-عاشق کی هستم-از ظاهر افتاده م -من از لجت

عباراتی است که از محاوره به معیار وارده شده و در طول اثر پخش شده به نوعی زاویه زبانی شاعر را برای ما مشخص می کند

  - على حبيبي: در ایهام

باید به هر دو معنی توجه کرد

رستمی جان

قطعا منظور شاعر خطوط قرمز است و پیام رو در پشت این کلمات پنهان کرده

اما معنی اول ما چه کارکردی دارد؟

  - حميد رستمى: باید می گفت راهم را عوض کردم

نه دینم!!

  - حميد رستمى: محمد جان به نظر ‌شما کلماتی که اشاره کردید به زبان ‌شعر لطمه نزده!؟

  - محمد حسن زاده: چرا برخی ها ممکن است به خاطر اجبار وزنی باشند اما بی شک عبارات و ترکیبات انتخابی هستند .از طرفی شاعر کسی میست که نا اگاهی و اجبار وزنی اورا موظف به تن دادن به این مسائل کند مگر در موارد خاص

  - على حبيبي: ماندم

بخاطر وزن است به زعم من

ونه مثل کلمات دیگری که محمد عزیز فرمود

  - حميد رستمى: معنی اول ظاهری است

  - محمد حسن زاده: چراغ قرمز اشاره به ممنوعیتهاست و مسلما هر جا که ممنوعیتها طولانی و فراوان باشند میزان عصیان هم افزایش میابد

اصولا همیشه افرادی هستند که پشت چراغ قرمز ها نمی ایستند هر کدام هم دلیلی دارند

بسیاری هم پس از طولانی شدن خطوط را می شکنند

اعتراض به محدودیتهاست

  - ندا جلالى: اشاره ی خوبی داشتین جناب حبیبی،

این اتفاق قرار نیست برای هر شاعری بیفتد،

چراغ قرمز ،خطوط قرمزو ...

حالا آقای نجفی فرمودن دینم را..

جناب رستمی می فرمایند ،راهم را.

و من ممکنه بگم...

که این باز هم به اعتراض شاعر برمی گرده،می خواسته همه چیز رو به غایت برسونه.

  - ندا جلالى: در جنگ تحمیلی نبود اما قسم خوردم

سربازی ام که سرزمینم را عوض

کردم

  - على حبيبي: کاسه ی صبر لبریز می شود صبر تمام می شود حوصله سر می اید

  - حميد رستمى: این "نبود" اشاره به چیه؟

  - بهمن محمدزاده: در جنگ، تحمیلی نبود اما قسم خوردم

سربازی ام که سرزمینم را عوض

کردم

  - على حبيبي: در جنگ ، تحمیلی نبود اما قسم خوردم(می خورم  احتمالا)

سربازی ام که سرزمینم را عوض کردم

  - حميد رستمى: من با مصرع اول خوب ارتباط برقرار نکردم

  - ندا جلالى: این که من بخواهم سرزمینم را عوض کنم در جنگ تحمیلی اتفاق نیفتاده بود

  - على حبيبي: در جنگ  تحمیلی نبود اما قسم خوردم(می خورم  احتمالا)

سربازی ام که سرزمینم را عوض کردم

  - حميد رستمى: پس باید به قول علی جان می خورم باشه

  - امین رحمتی:

شاعر در این بیت ستیز با جهان بینی خودش رو در نظر داره و میخواد بگه با روشنگری پذیرفته

  - حميد رستمى: البته خانم جلالی نگفته بخواهم عوض کنم گفته عوض کردم

  - على حبيبي:

شرمنده ام که دست و پا دارم هنوز اما

محدودۀ میدان مینم را عوض کردم

این بیت رو هم ضمیمه کنید

  - ندا جلالى: همینطوره

جناب رستمی

  - محمد حسن زاده: از لحاظ دستوری دومصرع نمیتوانند در ادامه هم قرار بگیرند به خاطر ناهمگونی و نا همزمانی فعلها

  - على حبيبي: دو بیت بعدی نیز در امتداد این موضوع است

  - حميد رستمى: چرا ‌شرمنده؟؟

از لحاظ دستوری دو مصرع نمیتوانند در ادامه هم قرار بگیرند به خاطر ناهمگونی و نا همزمانی فعلها

  - امین رحمتی: من از طرفی با جناب حسن زاده موافقم که این غزل رو نباید بیت به بیت نقد کرد. و باید جهان بینی و فلسفه ى وجودی طغیان کرده ى اونو نقد کرد. از طرف دیگه با جناب حبیبی موافقم که میتونست شاعر موجزتر حرفشو بزنه

فلسفه ى وجودی طغیان کرده شعر رو

  - محمد حسن زاده: بعد از قسم خوردم معمولا با عبارت ( مثل مانند) و فعل (کنم) میتوان این مفهوم را بیان کرد

  - ندا جلالى: در جنگ تحمیلی نبود اما قسم خوردم

سربازی ام که سرزمینم را عوض کردم

  - على حبيبي: یعنی من سرزمینم را عوض کردم وزین پس زیر پرچم وبیرق کشورتان نخواهم جنگید

شرمنده

حالا باز بیت بعد توضیح خواهد داد

  - على حبيبي: .آزادی ام را هرزگی تعبیر می کردند

تا اینکه فرهنگ معینم را عوض کردم

  - ندا جلالى: شرمنده ام که دست و پا دارم هنوز اما

محدودۀ میدان مینم را عوض کردم

  - محمد حسن زاده: برای تکمیل مفهوم نیاز به تغییر دستوری و یا آوردن عبارتی بین دو مصرع است

اما این بیت ( در جنگ ...)حس خوبی دارد و زاویه دید خاصی را ارائه م یدهد و در راستای جزئی نگری شاعر در خدمت شعر است

  - على حبيبي: من بعدش حرف ها شنیدم

این ازادی ام را هرزگی خواندند

ومن کلا فرهنگ لغاتم رو عوض کردم

که دیگه نفهمم چی میگن

چون ما برداشتمون از یک حرکت یکی نبود

من یک تعبیر داشتم ومردم تعبیر دیگری

  - محمد حسن زاده: ابیات پنج و شش ابیات لحنی خوبی هستند

  - على حبيبي: موافقم محمد جان

  - حميد رستمى: شاعر طغیان کرده و چیزی را باور ندارد و حتی برای سرزمین دیگر می جنگد پس چرا یکدفعه شرمنده شده؟؟؟؟

  - على حبيبي: شرمنده ام

شرمنده ی کنایی است

شرمنده ام داداش

تو راه خودتو‌برو

ما راه خودمون رو

  - حميد رستمى: آها

  - ندا جلالى: تا اینکه در کارم نباشد هیچ تزویری

آن نصفه ی زیر زمینم را عوض کردم

  - محمد حسن زاده: در جواب خواسته های مخاطب است حمید جان

مخاطب زیر بار این عصیانها نمیرود

  - ندا جلالى: استفاده ی کنایه ای خوبی دراین بیت هست

نصفه ی زیر زمینم !!!

  - محمد حسن زاده: متلک حافظ واری در این بیت بیان شده و طنز جالبیست عبارت محاوره ای هم به صمیمیت آن افزوده است

  - حميد رستمى: ولی بازم اون نصفه زیرِ زمین است!!!! فقط عوض شده

  - ندا جلالى: قطعا بهتر شده

  - على حبيبي: ولی بازم اون نصفه زیرِ زمین است!!!! فقط عوض شده

 

  - ندا جلالى: تا از تزویر دور باشه

دو مصراع مکمل همند

  - حميد رستمى: اگه بخواد انگ تزویر نخوره باید نصفش زیر زمین نباشه

  - محمد حسن زاده: خوب  وقتی نصفه ی زیر زمین عوض شود که مسلما به خاطر تزویر حالت عکس نصفه ی دیگر را دارد یکرنگی حاصل می شود

  - حميد رستمى: بازم نصفش زیر زمینه محمد جان

  - ندا جلالى: همینطوره

  - امین رحمتی: من موافقم با جناب رستمی. در این بیت تناقض وجود داره

  - ندا جلالى: این  دیگه از رندی شاعره جناب رستمی

من عاشق کی هستم این را هم نفهمیدید

از بس که اسم نقطه چینم را عوض کردم

  - على حبيبي: میگن منو اینجوری نگاه نکن

من نصفمم زیر زمینه

یعنی

من ادم بزرگ تری هستم وقوی تر و زیرک تر

منو سطحی وضعیف نبین

برای اینکه تزویر و ریایی نباشد

من ان نصفه ای که ادعا میکنم دارم(وشاید هم نداشته باشم چون ادعای منه نه طرف دیگری که بگه فلانی نصفش هم زیر زمینه) را عوض کردم.؟؟

  - حميد رستمى: البته کنایی بودنش جالبه

  - محمد حسن زاده: اعتراف به پنهان کاری ها ضد تزویر است نمونه اش را در حافظ بسیار داریم

  - علی غلام رضایی: البته این خاصیت غزله که هر نوع دفاع یا ردی را ممکن میکنه

  - على حبيبي: نمونه ها متفاوته قطعا

  - ندا جلالى: من عاشق کی هستم این را هم نفهمیدید

از بس که اسم نقطه چینم را عوض کردم

  - على حبيبي: طرف نصفش زیر زمینه

ریاکاری است؟

  - حميد رستمى: من توجیه نشدم علی جان

  - على حبيبي: من نیز نشدم

  - امین رحمتی: یعنی قبلا ریاکار بوده و الان یکرنگ شده! ؟

 یا تقیه کرده اول الان دیگه جایز نمیدونه ؟

  - على حبيبي: صراحی می کشم پنهان ومردم دفتر انگارند

  - حميد رستمى: بلاخره بازم طرف نصفش زیر زمینه هنوز

  - على حبيبي: شراب دارم حمل میکنم زیر لباس و مردم فکر میکنند قران زیر لباسمه

این متفاوته با این بیت

  - حميد رستمى: یعنی این ضرب المثل هنوز براش صادقه

  - على حبيبي: اگر نیمه ی پنهان رو از بین می برد

مشکل حل بود

  - على حبيبي: اما عوض کردنش؟؟؟

  - حميد رستمى: پس مشکل باقی ست

  - محمد حسن زاده: من نمیدونم واقعا علت ارتباط برقرار نکردن با این بیت که به نوعی شاهبیت هم هست .چیه!

خوب نصفه زیر زمین باشد اما ماهیتش مشخص شده و نمتونه معنای تزویر داشته باشه

  - امین رحمتی: از این بیت به بعد، دچار تشویش مضمونی شده غزل

  - ندا جلالى: این همه سئوال ایجاد کرد

خداییش حیف نبود ،نیمه ی زیر زمین از بین بره،

  - حميد رستمى: نیمه ی اصلی

  - على حبيبي: بخاطر کارکرد کنایی ومعنایی

نصف کسی زیر زمین بودن

با معنای مد نظر شاعر

  - ندا جلالى: من عاشق کی هستم این را هم نفهمیدید

از بس که اسم نقطه چینم را عوض کردم

  - على حبيبي: بخاطر تفاوتش

کلا دلش نیومده

قافیه ای رو نیاره انگار

  - حميد رستمى: از این جا سمت و سوی غزل هم عوض میشه

  - محمد حسن زاده: درسته غزل از اینجا سمت و سوی عاشقانه می گیرد و گویا ابیات بالا زمینه سازی بوده تا به یک عاشقانه اجتماعی تبدیل شود

  - حميد رستمى: از این بیت شاعر اعتراض رو بوسید گذاشت کنار!! رفت سراغ زندگیش..

  - على حبيبي: من که خیلی چیزا رو نفهمیدم

از بس که با دلایل شخصی عوض کردی

 

  - علی غلام رضایی: اینکه کل معنا را از ذهن خواننده بخواهیم استخراج کنیم کار را قطعن درستی نیست مثلن الان من دلم میخواهد این اسم نقطه چین را الله تصور کنم که اغلب برای حرمت مرسوم است ا... بنویسند، بعد هم میتوان به تعدد اسامی خداوند استناد کرد

  - محمد حسن زاده: البته ساختار اجازه می دهد ابیات بالا را مقدمه چینی و مکالمه ی شاعر با معشوق دانست

  - حميد رستمى: به نظرم اگه توی همین حال و هوا غزل تمام می شد قوی تر بود

  - ندا جلالى: این بیت رو من مستقل در تظر گرفتم

خود نقطه چین معمولا  پنهان کاری با خودش به همراه داره، حالا شاعر یه پله بالاتر می ایستد و اسم نقطه چین ها رو هم عوض می کنه .

با توجه به اینکه در نقطه چین اسمی نوشته می شود، شاعر پارادکس ایجاد کرده.

  - حميد رستمى: ولی بعضی بیت ها این رو نمیگه محمد جان

  - محمد حسن زاده: واژه ی کی در سلیقه من بهتر بود (که ) باشد

  - ندا جلالى:

آه ای کمان ابرو بیا از خانه ات بیرون

من نیستم، جای کمینم را عوض کردم

  - حميد رستمى: فکر کنم منظورش اسامی معشوق یا معشوق ها بوده خانم جلالی

  - امین رحمتی: به نظر من نباید غزل رو خیلی تفسیر موسع کرد. کاملا واضحه دچار تشویش مضمونه شده

  - محمد حسن زاده: من بیشتر فضای غزل را رجز خوانی در یک جمع مثل میدان شهر یا محله معشوق میدانم . و باتوجه روایت پنهان به موضوع پرداختم

  - امین رحمتی: از بیان اعتقادات طغاینگر رو به سوی یک مضمون انتقادی آرامتر

  - ندا جلالى:

حتما تصور می کنی از ظاهر افتاده م

اسبم سر جاش است، زینم را عوض کردم

  - حميد رستمى: بیت نسبتا ضعیف تری است

  - محمد حسن زاده: تغییر مخاطب هم بیشتر به همین خاطر است

  - امین رحمتی: اینجا هم تناقض داره با بیان های صریح ابیات قبلی برای تغییر دین

تو این بیت میگه فقط تغییر تفکر ایجاد شده

به قول ظریف اسبشو بین راه عوض کرده

البته زینشو عوض کرده

  - حميد رستمى: بله با بیت "سرباز" هم تناقض داره

  - امین رحمتی: با اسب دیگه ای میتازه با همون مسلک

  - ندا جلالى:

تو بهترینی عشق من! مردم نمی فهمند

من شاه بیت، این بهترینم را عوض کردم

  - امین رحمتی: این تشویش جهان بینی شاعره

احسنت جناب رستمی. پس فقط ظاهر رو عوض کرده

باز هم ریا کاری

  - محمد حسن زاده: آیا شاعر تعریفی از دین ارائه کرده که دنبال تناقض ها باید بگردیم

ما با یک متن فلسفی روبرو نیستیم

اصولا میتوان عوض کردن دین را تنها در ظواهر دانست واصالت دین را هم مد نظر شاعر دانست

هرچند که معتقد به این نیستم که هدف غزل بیان تغییر دین است از این واژه تنها برای رسیدن به هدف استفاده شده است

  - امین رحمتی: پس بدتر شده

  - على حبيبي: تو از خانه بیا بیرون ای کمان ابرو

اما من دیگه اونجا نیستم جای کمین ام را عوض کردم

خب کجا بیاد طرف؟

چرا بیاد طرف؟

  - علی غلام رضایی: ابتدا قرار بود هم انگشتر و هم نگین عوض شود، در اینجاست که عرض کردم زین عوض شده

  - حميد رستمى: بله جناب غلامرضایی با بیت اول تناقض داره

تو بهترینی عشق من! مردم نمی فهمند

من شاه بیت، این بهترینم را عوض کردم

  - امین رحمتی: یک اعتقاد محکم نباید تظاهر داشته باشه

باید محکم و استوار باشه

این غزل فقط تفکر شعاری مطرح کرده

  - على حبيبي: حرف همان است که در ابتدا گفتم محمد نجفی عزیز فریب قافیه و ردیف رو خورده و بی ویرایش است این اثر چون اگر خودش شعر رو نقد میکرد متوجه خیلی از این اشکالات میشد

  - محمد نجفی: به گمانم این گره کور با کمی همزادپنداری باز شود عزیزانم...

  - امین رحمتی: و یک هیجان آنی بوده

به نظرم زمانی همزاد پنداری میشه که تفکری مشابه وجود داشته باشه

  - محمد حسن زاده: در ضمن جناب غلامرضایی در بیت اول فقط نگین عوض می شود نه هردو

  - محمد نجفی: من تابحال در نقد اثر خودم وارد نشدم... ولی فکر میکنم برخوردها سلیقه ای ست.. این غزل رویکرد اندیشه ای داره و همونطور که حالی عزیزم گفت از زبان کنایه و متلک برای بیان مقصود استفاده کرده

  - علی غلام رضایی: بنده که همانجا هم عرض کردم

منتها دوستان آنجا آنطور دیدند و اینجا طور دیگری

  - محمد حسن زاده: شما فرمودید هم انگشتر و هم نگین

  - علی غلام رضایی: ابتدای گفتار عرض کردم مصرع اول باید باز بینی شود

  - امین رحمتی: به نظر من نگین انگشتر تعبیر مناسبی نبوده .یک انگشتر تمام ماهیتش بستگی به نگینش داره وگرنه چی ازش میمونه

البته در یک انگشتر نگین دار

من که فکر میکنم غزل حرف خودشو زده. نیازی به برخورد سلیقه ای نیست. اساسا هر نقدی سلیقه هم چاشنی اون میشه

- امین رحمتی: اگر منظور از سلیقه ای بودن سنگ اندازی و غرض باشد معنای دیگریست

- ندا جلالى: دوستان هریک از نگاهی به نقد این غزل نشستند که طبیعیه شاید انتظار جناب نجفی برآورده نشه.

ولی تا غزل فراتر از یک کار عادی پیش نره و جای بحث نداشته باشه،هرگز این بحث و نقد و نظرها شکل نمی گیره.

که این اثر قطعا جای حرف داشت

: - ندا جلالى:

 شش سمت دنیای من از عطر تو خالی شد

من از لجت هر هفت سینم را عوض کردم

 - امین رحمتی: خب اینجا از لج کی باید همه چیز عوض بشه ؟

- حميد رستمى: جناب نجفی همانطور که در ابتدا گفتم غزل خوب و محکمی است و من شخصا لذت بردم فقط باید بگم با این که بیت های خوبی داشت ولی جای بعضی از آنها در یک غزل نبود( به نظر من البته)

سپاسگزارم

 : - بهمن محمدزاده: دوستان استفاده کردم

از همه ممنونم

جناب حبیبی، به نظر بنده نقدتان عالی بود... نکته سنجی و دقت خوبی دارین... دقیقا به جاهایی اشاره کردین که جای بحث داشت... البته با سلیقه ای بودن نقد شما موافق نیستم چرا که اصل حرفها، نقد صحیح بود، شاید نوع گفتنها و مطرح کردنها، تداعی سلیقه ای بودن بکنه اما بیان نقاط قوت و احیانا ضعف تا حد بالایی صحیح بود.

از جناب نجفی هم بابت شعرشان سپاسگزارم

 

و همینطور خانم جلالی و خانم زیبایی بابت مدیریت نقد امشب

تاریخ ارسال: چهارشنبه 04 شهريور 1394 ساعت: 19:36 |تعداد بازدید : 150 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی