close
تبلیغات در اینترنت
نگاهی به کنایه در بوستان سعدی

مطالب مربوط

نگاهی به کنایه در بوستان سعدی

  - ندا جلالى: دوستان فرهیخته ی پرده ی خیال

با نگاهی به کنایه در بوستان حضرت سعدی،در خدمت شما بزرگواران خواهیم بود.

شکی نیست که شاعران بزرگ و فرهیخته ی ما در هر عصر و دورانی سعی کردن کلام و بیت هاشون، رو با استفاده از ظرافت های هنری بیارایند تا

انقدر زیبا و دلنشین باشه که حتی اگه بعد قرن ها به اون شعرها رجوع می کنیم،دل انگیزی اون برای همگان تازگی داره

بحث کوتاه امشب ما درمورد کنایه ست که می آموزیم در محضر بزرگان

  - فاطمه زيبايى: سعدی در بوستان یا همون مدینه فاضله ش از راه های مختلفی سعی در تعلیم افراد جامعه و پرورش اونها کرده و برای دستیابی به اهداف تربیتی ش از آرایه های ادبی به بهترین وجه استفاده کرده تا بتونه پیامشو   به خواننده منتقل کنه و در این میان کنایه از اهمیت ویژه ای برخورداره و در اکثر ابیاتش به نوعی کنایه رو بکار گرفته

  - ندا جلالى: و اما

استاد همایی درباره ی کنایه فرموده اندکه:در لغت به معنای پوشیده سخن گفتنه،ودر اصلاح سخنیه که دارای دو معنی یکی دور و دیگری هم نزدیک باشه.

یه جوری که انگاری دو تا معنی لازم و ملزوم همدیگه هستن.

پس شاعر یا گوینده ترکیب کنایی رو جوری به کار می بره، که ذهن مخاطب و شنونده از معنای ظاهری نزدیک،به معنای دور منتقل بشه.

مثلا وقتی گفته می شه:

فلانی پشت گوشش فراخه ، یعنی کمتر به قول ها و وعده هاش عمل می کنه.

  - راحمه شهريارى: کسي از کنايه استفاده مي کنه که مسلطه بر زبان و از اين نظر خيلي قابل تامله

  - ندا جلالى: در ابتدا از دیگربزرگان شعر هم شاهد مثال خواهیم داشت،

تا به سعدی بزرگوار برسیم

کنایه در شعر شاعران بزرگ ما جایگاه ویژهی داشته و بسیاری از اونا اتفاقا از کنایه برای بیان هدف اصلی و زیباتر شدن کلام و شعرشون قشنگ استفاده کردن.

  - فاطمه زيبايى: گاهی نمیشه به صراحت مطلبی رو گفت ناچار باید در لفافه و با ایما و تعریض سخن بگیم

  - ندا جلالى: و این هنر شاعره که از این ایما و تعریض چطور کمک بگیره،

که زیبایی کارش رو دوچندان کنه

  - بهمن  نشاطى: اگربه میکده منصوربگذرد داند/که هرکه هست در او چند مرده حلّاج است

  - ندا جلالى: که این چند مرده حلاج بودن الان هم کاربرد دارد

  - بهمن  نشاطى: اگربه میکده منصوربگذرد داند/که هرکه هست در او چند مرده حلّاج است

  - فاطمه زيبايى: این کنایه ها از نوع ایما هستن و درمحاوره هم زیاد بکار گرفته میشن

  - بهمن  نشاطى: عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده / حیران شد و بگرفت به دندان سرانگشت

  - ندا جلالى: قسمت جالب بسیاری از کنایات در شعرهای بزرگان اینه که تا امروز کاربرد خودش رو حفظ کرده

  - فاطمه زيبايى: سر انگشت به دندان یا دهان گرفتن کنایه از حیران شدن

  - بهروز قاسمی: راه بادیه رفت به از نشستن ...

  - راحمه شهريارى: يه نکته قبل از ريز شدن در,شاهد مثالها؛ مردم ايران در مقابل تعريض خيلي حساس بودن و در برخي از کتابهاي "اداب المتعلمين" اومده دانشجو نبايد در مقابل استاد خود از استاد ديگر ستايش کند چون ممکن است استاد ان راتعربضي به خود تلقي کند

  - ندا جلالى: خانم زیبایی عزیز

چطور شده که بسیاری از این کنایات امروزه کاربرد داره؟

راز ماندگاری شون رو در چی می دونین؟

  - بهروز قاسمی: سهل ممتنع بودن

  - ندا جلالى: بسیار خوب جناب قاسمی

بفرمایید

  - فاطمه زيبايى: فکر می کنم از روزگار بسیار دور مردم ما با سعدی و شاهنامه و حافظ و مثنوی اخت بودن و داستانها و کنایات و... شون سینه به سینه منتقل شده و کم کم در بین مردم جا باز کرده

سهل و ممتنع ویژگی اشعار سعدیه

  - راحمه شهريارى: يه نکته ي خيلي مهم راجع به کنايه اينه چون کنايه , استفاده از جنس زبان مردم(عامه), مي تونه علاوه بر مخاطب خاص , مخاطب عام هم جذب شعر بشه و اين يکي از رموز موفقيت باريک کردن مرز بين شاعر و مخاطبه

  - بهمن  نشاطى: ای که برچرخ ایمنی زینهار/تکیه برآب داده ای هش دار

  - راحمه شهريارى: و شايد يکي از دلايل سهل و ممتنع بودن شعر سعدي, استفاده از اين نکته ي ظريفه(استفاده از کنايه)

  - فاطمه زيبايى: بیشتر کنایاتی که سعدی به کار گرفته از نوع کنایاتیه که در بین مردم رایجه و در محاوره استفاده میشه مثل :

سرافکنده، افتاده، گردنکشی، سرپیچی و .....

  - راحمه شهريارى: من از بينوايي نيم روي زرد

غم بينوايان رخم زرد کرد

  - فاطمه زيبايى: آب از دیده پاک کردن:کنایه از دلجویی نمودن

گهش می زند تا شود دردناک

گهی می کند آبش از دیده پاک

  - ندا جلالى: سپاس شهریاری عزیز

زبان محاوره

  - ندا جلالى: از جمله شاعرانی که استفاده ب به جا از کنایه به لطف بیتشون و  سخنشون افزوده می توان به

نظامی

خصمان در طعنه بازکردند

در هر دو زبان دراز کردند

زبان دراز کرد: کنایه از سرزنش کردن

صائب:

بینوایان را به برگی سبز گاهی یادکن

چون ز نیرنگ جهان خرج خزان خواهی شدن

برگ سبز:کنایه از چیزی بی ارزش

حافظ:

چه ساز بود که در پرده می زند مطرب

که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

دماغ پر ز ...کنایه ازسرمست بودن

کلیله و دمنه:

این فصول با اشتر دراز گردن کشیده بالا ،بگفتند.

دراز گردن .... کنایه از نادان بودن

هم اشاره داشت

  - فاطمه زيبايى: آب از سر گذشتن: هلاک شدن

بدار ای خداوند زورق بر آب

که بیچارگان را گذشت از سر آب

  - ندا جلالى: و براستی سعدی از جمله سرآمدینه  گذشته و حاله،در استفاده ی بجا و مطلوب از کنایه

  - فاطمه زيبايى: آب چشم ریختن: گریستن، اظهار ندامت

مخسب ای گنه کار خوش خفته خیز

به عذر گناه آب چشمی بریز

  - حسن حسینی:

احساس می کنم عمده ترین دلیل پرداختن به کنایه درسخن سعدی  سخن گفتن در لفافه است امری که سبب  می شود کراهت در بیان دیده نشود البته این امر به نوعی  می تواند با خصوصیات اخلاقی مردم مشرق زمین  هم  در ارتباط باشد این که ما در بسیاری از جاها گرفتار شرم بیان صریح هستیم و کنایه به ما کمک بزرگی می کند

  - ندا جلالى: اشاره ی زیبایی فرمودید جناب حسینی

: صریح نبودن مردم مشرق زمین

  - راحمه شهريارى: توي تاريخ سيستان اومده که سلطان محمود غزنوي, به فردوسي مي گه "همه ي شاهنامه خود هيچ نيست مگر حديث رستم و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست. ابوالقاسم گفت زندگاني خداوند دراز,باد, ندانم اندر سپاه او چند مرد چون رستم باشد, اما اين دانم که خداي تعالي هيچ بنده چون رستم ديگر نيافريد! اين بگفت و زمين بوسه کرد و برفت.

ملک محمود وزير را گفت اين مردک مرا به تعريض دروغ زن خواند"

  - ندا جلالى: نکته خوبی رو اشاره کردین،

شهریاری عزیز

خود کنایه رو از لحاظ،روشنی و وضوح، در خفا بودن،قلت و کثرت وسایط و سرعت یا کندی انتقال به مواردی  مانند:

ایماء ،تلویح، رمز، تعریض و...تقسیم می کنن که البته در این مجال نمی گنجه.

  - حسن حسینی: این امر تنها یه سعدی محدود نمی شود

نظامی :

خصمانه در طعنه باز کردند

در هر دو زبان دراز کردند

حافظ :

چه  ساز بود که در پرده می زد آن مطرب

که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

صائب :

بینوایان را به برگ سبز گاهی یاد کن

چون زنیرنگ جهان خرج خزان خواهی شدن

قصدم از طرح این نکته اشاره ی روشنی به گستردگی بهره بردن از کنایه در ادبیات ماست

  - راحمه شهريارى: ياداوري اين نکته هم خالي از لطف نيس که کنايه بر دو نوعه "کلمه" و "عبارت"

جناب حسيني دقيقا به خاطر همين گسترگي خانم جلالي امشب رو ويژه ي سعدي اعلام فرمودن تا بحث دچار پراکندگي نشه

کنايه عبارت

بخاک افتادن: تعظیم کردن

بخاک اندر افتاد و بر پای جست           

گهش خاک بوسید و گه پای و دست   

کنايه در واژه

افشاندن: بخشش کردن

بیفشان و بشمار و فارغ نشین              

که از صد یکی را نبینی امین 

کنايه در واژه

ابن سبیل: در راه مانده، فقیر و بی چیز

شنیدم که یک هفته ابن سبیل           

نیامد به مهمانسرای خلیل

  - فاطمه زيبايى: ابرو در هم کشیدن:

قهر و غضب کردن و ترشرویی

حرامت بود نان آن کس چشید     

که چون سفره ابرو به هم درکشید

از بوستان

  - ندا جلالى: خداوندگار سعدی ،اما بدون اغراق با آنچنان کنایات رو در ابیاتش مهندسی کرده که تنها از بزرگی  چون خودش برمیاید و لاغیر

ولیکن خداوند بالا و پست

به عصیان در رزق بر کس نبست

بالا و پست:آسمان و زمین

به خاک اندر افتاد و بر پای جیت

گهش خاک بوسیدو گه پای و دست

به خاک افتادن:تعظیم کردن

برهمن شد از روی من شرمسار

که شنعت بود بخیه بر روی کار

بخیه روی کار افتادن:فاش شدن راز

نه بر باد رفتی سحرگاه و شام

سریر سلیمان علیه السلام

بر باد رفتن:تلف شدن

بر پنبه آتش نشاید فروخت

که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت

بر پنبه آتش افروختن:کار پر ضرر کرد

سخن گفت و دامان گوهر فشاند

به نطقی که شد آستین بر فشاند

آستین برافشاندن:شادی و سرور کردن

زمانی سر اندر گریبان بماند

پس آنگه به عفو آستین بر فشاند

آستین برافشاندن:

کار خیر و ایثار کردن

  - حسن حسینی: آنچه در کلام شیخ فرزانه ی شیراز نمود دارد آوردن کنایه با هدف زیبایی و تاثیر بیشتر در کلام است

یکی پادشه زاده در گنجه بود

که دور از تو ناپاک سرپنجه بود

گرچه سعدی در این بیت به گونه ای ممدوح خود را از بدی آن پادشاه مبرا می کند اما با یه کاربردی عبارت ناپاک سرپنجه بگونه ای خوی درندگی پادشاهان را در نظرگاه مخاطب به نمایش می گذارد

  - فاطمه زيبايى: گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد

اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

در این بیت غیر از آرایه های دیگه چندین کنایه بکار رفته

  - راحمه شهريارى:

  - ندا جلالى: روی سرخ

روی زرد

مس

زر

و...

چه کرده ، حضرت سعدی

  - راحمه شهريارى: به بازو خوردن: به خود متکی بودن

بخور تا توانی به بازوی خویش             

 که سعیت بود در ترازوی خویش    

  - ندا جلالى: یاد باد ان روزگاران یاد باد

سعدی و شعرش چو جان آزاد باد

درود بر این ادبیات غنی

  - فاطمه زيبايى: در پایان غزلی زیبا از سعدی عزیز را تقدیم شما مهربانان می کنم

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن

تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به

که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا

به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا

تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد

چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی

گله از فراق یاران و جفای روزگاران

نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

  - فاطمه زيبايى:

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران

  - راحمه شهريارى:

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران (به نظرم تنها بي دقتي سعدي در همين بيته و در اوردن "الا")

شفيعي کدکني

گفتي به روزگاري مهري نشسته گفتم

 

بيرون نمي توان کرد "حتي" به روزگاران

تاریخ ارسال: چهارشنبه 04 شهريور 1394 ساعت: 19:41 |تعداد بازدید : 1823 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی