close
تبلیغات در اینترنت
نقد غزلی از سید جواد طباطبائی

مطالب مربوط

نقد غزلی از سید جواد طباطبائی

- ندا جلالى: همراه شما خوبانیم با نقد غزلی از  جناب سیدجواد طباطبایی

دلم گرفته از شما, که نامتان عروسک است

و قصه گوی لال هر کدامتان عروسک است

شما امامزاده نیستید و مثل قصه ها

کبوتر و فرشته و امامتان عروسک است

نگاه شیشه ای تان, به دستهای آهنین

سپس جوابگوی هر سلامتان عروسک است

و قلب کوکی شما, شبیه بمب ساعتی ست

میان سینه های هر کدامتان عروسک است

اگرچه دست منزوی,! در آرزوی ماه ماند

ولی شما فقط خیال خامتان عروسک است

پس از هبوط سیزده, در انتظار معجزید

و بی خبر که حامل پیامتان عروسک است

دوای دردهایتان, دخیل و آب و دانه نیست

کبوتر نشسته روی بامتان عروسک است

  - على حبيبي: خب نظر کلی تون

عزیزان

  - مرتضى حالى: حقیر سید جواد عزیز را شاعری پاک با اندیشه های مناسب می دانم که  احساس  وجه غالب در شعرهای ایشان است این غزل نیز حکایت از دردهایی دارد که روح شاعر را آزار می دهد

  - على حبيبي: ردیف وقافیه ی جدیدی رو میبینیم در اثر ردیفی دشوار که خب شاعر در ابیاتی از پس کار برامده و در ابیاتی هم به زعم من خیر، ردیف وقافیه ی جدید وسخت دارای معایبی است ومحاسنی معایبش اینه که بشه از پسش بر اومد ومحاسنش این که اثار متوسط رو به بالا بیشتر در اذهان افراد میمونن طوری که

از این به بعد اگر جایی شعری با ردیف عروسک است بخونم لاجرم وناخواداگاه یاد این اثر خواهم افتاد

  - علی غلام رضایی:

غزلی بر وزن مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن

بحر را نمیدانم

ردیف ؛عروسک است

گرچه هجای بلند و کشیده در تقطیع این شعر در واژه "است" برابر است اما به عقیده و نظر من میشد بجای هجای کشیده، هجای بلند اما خوش آهنگ تری انتخاب شود.

  - ندا جلالى: استفاده از ردیف عروسک که فقط زیبایی ظاهری دارد و خالی از احساس است،به عنوان ردیف این غزل هم از اندوه شاعر حکایت می کند

  - مرتضى حالى: به نظرم شاعر در بیت اول و دوم این حس نامناسب را خرج کرده و در ابیات دیگر وقتی کمی آرام گرفته است به همراهی قافیه پرداخته و سعی در ساختن تک بیتهای زیبا کرده است

  - ندا جلالى: و موافقم که ردیف متداولی نیست اما شاعر انتخاب خودش را کرده است و در بسیاری از بیت ها هم از عهده ی پرداخت برآمده است

به نظرم شاعر در بیت اول و دوم این حس نامناسب را خرج کرده و در ابیات دیگر وقتی کمی آرام گرفته است به همراهی قافیه پرداخته و سعی در ساختن تک بیتهای زیبا کرده است

  - على حبيبي: یه نکته مخاطب شعر کیست؟

  - مرتضى حالى: بله ...این نیز مشکلی است که مرا نیز درگیر خود کرده است علی جان

  - ندا جلالى: نکته ی خوبی ست

  - سجاد صافی: من هر چقدر ميخونم مخاطبش رو نميفهمم دوستان شما هم اشاره كرديد؟

  - ندا جلالى: جامعه  و بی تفاوتی ها ی مردمانی با قلب عروسکی

  - على حبيبي: من مخاطب رو زائری دریافت میکنم که به حرم رفته

  - علی غلام رضایی: قبل از نقد و بررسی بیت به بیت چون از کلیات گفته شد لازم میدانم یادآور شوم که تنها در مصرع سوم بنظرم وزن شکسته شده

  - على حبيبي: اما عروسک است دچار اشکالاتی میکنه اثر رو

  - سجاد صافی: عروسك اثر كمي درگير ميكنه مخاطبو علي جان

  - على حبيبي: من مشکل وزنی حس نمیکنم

  - ندا جلالى: جناب حبیبی

در برخی از بیت ها،مخاطب زائر است اما در دوسه بیت اول ،نشانه ای نداریم.

  - ندا جلالى:

دلم گرفته از شما, که نامتان عروسک است

و قصه گوی لال هر کدامتان عروسک است

شما امامزاده نیستید و مثل قصه ها

کبوتر و فرشته و امامتان عروسک است

  - علی غلام رضایی: حق با شماست جناب حبیبی

  - على حبيبي: حقیقتا عدم درک مخاطب در همین ابتدا جلوی دریافت معنای مورد نظر شاعر رو میگیره

وذهن من رو دچار تضادهایی میکنه اگر مخاطب زائر باشه اشکالاتی است وگر صاحب حرم اشکالات دیگر

  - على حبيبي: دلم از شما گرفته است شما که نامتان عروسک است(بیکاره اید برخلاف نظر دیگران)

وقصه گوی لال هر کدامتان عروسک است

(و راوی الکن ولال هرکدام از شما بیکاره ها نیز عروسک است.)

عروسک ها وبیکاره های مدنظر شاعر

چند نفرند،هر کدامتان!

شما امامزاده نیستند ومثل قصه ها(انگونه که به ما گفتند مقدس نیستید)

کبوتر و فرشته و-- امامتان(صاحب حرم رو نمیشه دیگه در نظر داشت)

عروسک است

  - ندا جلالى: شاعر به مخاطبش می گوید که امام زاده نیست،پس زائر هم نمی تونه باشه

  - على حبيبي: امامزاده کنایه است  یعنی مقدس نیستید

در دو بیت بعد زائر بودن رو بیشتر حس میکنیم  باتوجه به علاقه های موجود انگار دلش از زائران ریاکار گرفته اما عروسک است مناسبات رو در ذهن مخاطب بهم میریزه

  - علیرضا طباطبائی: فکر میکنم امام هم منظور پیشرو باشه  ببخشید یهو اومدم

  - سجاد صافی: واژه ها گيج كننده ان علي جان من رو درگير كرده

  - علیرضا طباطبائی:  عروسک را اگه یه دروغ شبیه به راست بدونیم

  - على حبيبي:سجاد جان بار کلمات ،ذهن ما رو از رسیدن به چیزی که شاعر مدنظر داشته باز می دارد

اما قطعا تسامحات وسهل انگاری های در بیان وجود داشته که ما دچار تعقیدات معنوی شدیم ما در دریافت ژرف ساخت(ان چیزی که میخواسته بگه) هم مشکل داریم چه برسه به روساخت (چیزی که می خوانیم)

  - على حبيبي: سید جان

بالاهم گفتم  از شماامازاده نیستند ومثل قصه ها دقیقا این منظور برداشت میشه اما خب این چه کمکی میکنه به درک ما

نگاه شیشه ای تان به دست های اهنین

سپس جوابگوی هر سلامتان عروسک است

وقلب کوکی شما ، شبیه بمب ساعتی ست

  - ندا جلالى: شاعر هم عمل مخاطب و عکس العمل مخاطب رو در این دو بیت منفعل و بی روح و احساس می دونه. نگاه شیشه ای در مقابل دست یا پنجره های آهنی

  - على حبيبي: نگاه شیشه ای وشکننده ی شما به -دست های اهنین(میله های ضریح احتمالا) وبعد از ان جوابگوی (جواب دهنده ی) هر سلامتان ، عروسک است؟؟!!

مدحی است بدتر از ضم؟

یا نه ضمی است در جلد مدح؟

وقلب کوکی شما، شبیه بمب ساعتی ست(دل بیقرار شما اماده ی انفجار است) میان سینه های هر کدامتان عروسک است (درون سینه ی هر کدوم از شما ها عروسک وفرد بیکاره ایست؟ پس چرا قلب هاشان مثل بمب ساعتی است؟ )

ونکته ی بعد سینه ی هر کدامتان نه سینه های

  - علی غلام رضایی: به گمانم از دریچه نگاه عروسک این بار گفته چشم شیشه ای عروسک و دستهای مصنوعی و احتمالن آهنی

  - ندا جلالى: از نگاه عروسک هم اصل موضوع فرقی نمی کنه نگاه شیشه ای وشکننده ی شما به -دست های اهنین(میله های آهنی ضریح

  - سجاد صافی: دقيقا من همين به ذهنم اومد

  - ندا جلالى: اگرچه دست منزوی,! در آرزوی ماه ماند

ولی شما فقط خیال خامتان عروسک است

پس از هبوط سیزده, در انتظار معجزید

و بی خبر که حامل پیامتان عروسک است

  - على حبيبي: خانم جلالی بحث همینه بزرگوار التفات ها وتغییر شخص وموضوع اشکار و البته با بیان مناسب اتفاق نمیفته کما اینکه عروسک ها هم گاهی  عروسک به معنای اسباب بازی است و گاهی فرد بیکاره و گاهی رو من نمیفهمم در اخر ماجرا به حرم برمیگرده وحرم به تنهایی در ذهن من حرم امام رضاست کما اینکه مثلا گل در بخش عظیم ادبیات به تنهایی یعنی گل سرخ حالا فرضا کنایه ای هم به صاحب حرم زده باشند عروسک به تنهایی

اسباب بازی است با تندیس دخترانه واقعا گیجم ومتحیر

  - مرتضى حالى:

اگرچه دست منزوی,! در آرزوی ماه ماند

ولی شما فقط خیال خامتان عروسک است

  - ندا جلالى: کارکرد های متفاوت عروسک

در ردیف

حال چفت و بست این ردیف و کارکرد در بعضی از بیت ها خوش نشسته و یا ممکنه از دید مخاطب این اتفاق در همه ی بیت ها نیفتاده باشه

اگرچه دست منزوی,! در آرزوی ماه ماند

ولی شما فقط خیال خامتان عروسک است

پس از هبوط سیزده, در انتظار معجزید

و بی خبر که حامل پیامتان عروسک است

  - مرتضى حالى: اگرچه دست منزوی,! در آرزوی ماه ماند  ولی شما فقط خیال خامتان عروسک است

آیا این منزوی مخاطب شعر را مشخص می کند؟ آیا اینها درد دل شاعر با خود نیست؟ این منزوی و آن منزوی؟؟!!!

  - ندا جلالى: آرزوهای بزرگ و ناکانی انسان های بزرگ در مقابل دلبستگی های حقیر

این معنای ظاهری بیت

درد دل های شاعرانه

  - على حبيبي: اگر چه دست های منزوی در ارزوی ماه ماند

ولی شما فقط خیال خامتان عروسک است

(خیال خام کسی عروسک بودن یعنی چه؟؟)

خیال خام دارید که ممدوح را به دست می اورید وجز عروسک نصیب شما نخواهد شد؟؟

خیال خام پلنگ ذهن شما

عروسک است وبیکاره؟؟

قبلا تلاش ها وبی قراری هایی بوده مثل همان قلبی که بمب ساعتی بود وبی قرار یا چه مفهوم دیگری؟؟

پس از هبوط سیزده(پس از پایان نحسی) در انتظار وقوع معجزه اید اما بی خبر که حامل پیام شما عروسک است؟؟

حامل پیام؛حمل کننده وکسی که پیام را می برد

حامل پیام؛ پیام شما حامل عروسک است؟؟

و کلمه ی هبوط .هبوط سیزده ونحسی از کجا به کجا؟ و به چه علت؟

  - علی غلام رضایی: ذهن میخواهد بین دروغ و هبوط ارتباط برقرار کند

  - على حبيبي: ماه دور از دستان پلنگ هست

به خاطر اون می جهه

با شتاب وقدرت بیشتری

  - ندا جلالى: هبوط سیزده گذر از نحسی و  انتظار گشایش و معجزه ارتباط جشن ملی با باور مذهبی

اما ملت غافلن که این منجی اون منجی نیست😃

  - مرتضى حالى: خیال شما بجای ارتقاء عروسکی و خشک است

نمی شود آیا؟؟

پس از هبوط سیزده, در انتظار معجزید؟

و بی خبر که حامل پیامتان عروسک است

  - على حبيبي: تعقیدات لفظی تعقیدات وپیچیدگی هایی هستند که بر اثر جابه جایی الفاظ اتفاق میفتند معمولا دریافت میشن اما دچار اشکال میشه ذهن و ذوق تعقیدات لفظی پیچش در بیان مفهوم ومعناست که عمدتا براثر عدم درک ما

از ماجراست شما فقط خیال خامتان عروسک است در ذهن من این حالت رو داره در واقع واسطه های ذهن ما

برای دریافت معنی مورد نظر شاعر واسطه های کمی است ومعنای احتمالا کنایی شاعر دور از دسترس ذهن مخاطب

  - مرتضى حالى: بله علی جان...مقداری دور از ذهن می نماید پس از هبوط سیزده, در انتظار معجزید؟

و بی خبر که حامل پیامتان عروسک است

  - على حبيبي: بیان خوب بیانی است که شاعر دست مخاطب رو بگیره و دقیقا از همون مسیری عبور بده که خودش عبور کرده در برخی جاها با ابهام وایهام شاعر دو تا راه مثلا برای عبور نشون میده واز هر دو راه عبور میکنیم اما به اون جایی میرسیم که شاعر رفته بوده اصلا انگار شاعر از هر دو راه عبور کرده خودش دیده منظره خوبی هم داره راههای خوبی هم هستند خواسته مخاطب هم در این لذت شریک باشه اما در این شعرمن نمیدونم شاعر از کدام راه رفته به کجا رسیده به خاطر اون مونده ام در بیراهه ها

  - علی غلام رضایی: مشکل اینجاست که هبوط عددی بی سابقه مینماید

هبوط سیزده

  - مرتضى حالى: شاعر احتمالن انتقال معنی هبوط سیزده را توأمان فرود آمدن نحسی سیزده کرده است

پس از فرود آمدن نحوست سیزده حال در انتظار معجزه نشسته اید؟؟

  - على حبيبي: یه نکته کلمات دارای بارهای معنایی هستند ما ممکنه از رفتن، جدایی، او، غم ،شب،تنهایی من، ارزوی مرگ الان به یه قصه ی عاشقانه برسیم که خب اغاز و پایانی هم میتونیم براش متصور شیم اما نقش هنرمند چی میشه اینجا؟ چه چیزی را خلق کرده؟ خب اگه قراره همیشه ذهن من دنبال افرینش به جای شاعر باشه که نگاه میکنم به چند کلمه یا میزارم ذهنم ازاد بشه وبره از بیغوله ها وپستوهای ناخوداگاهم چیزی رو برام به غنیمت بیاره

معنی پس از هبوط سیزده و در انتظار معجزه نشستن معلومه بقیه ی ماجرا چیه؟

  - مرتضى حالى: بله خب علی جان اما اونجوری که همه ی شاعران سعدی و حافظ می شوند

  - على حبيبي:

چو مهتر سراید سخن سخته به

 ز گفتار بد کام پردخته به

  - مرتضى حالى: بقیه ماجرا؟؟؟

پس از هبوط سیزده, در انتظار معجزید؟

و بی خبر که حامل پیامتان عروسک است

احتمالن

 خبردار نیستید که راوی این خبر به شما عروسک است

خب ردیف سخته برادرم...

  - ندا جلالى:

دوای دردهایتان, دخیل و آب و دانه نیست

کبوتر نشسته روی بامتان عروسک است

  - على حبيبي: حامل پیام حمل کننده ی پیام؟ یا در بین پیام شما؟

  - علی غلام رضایی: دخیل و آب و دانه؟

  - مرتضى حالى: حامل پیام

  - على حبيبي: خب الان عروسک حامل چه پیامی است واز کی به کی؟ اینجاست که میگم

التفات وتغییر زاویه اشکارا اتفاق نمیفته در بخش هایی تازه به جای معجزید معجزه

دوای دردهایتان, دخیل و آب و دانه نیست

کبوتر نشسته روی بامتان عروسک است

دوای دردهای شما دخیل بستن یا اب ودانه دادن به کبواتران نیست

چرا که کبوتر نشسته روی بام شما نیز عروسک است

کبوتر نشسته روی بام شما نیز عروسک است

عروسک پرواز میکنه؟ طرف اشتباهی عروسک رو کبوتر میدیده اصلا گیرم معنی هم درست این کبوتر چه کار باید کنه که کبوتر نباشه‌و دوای درد شاعر رو برطرف کنه؟

وسوالات دیگری

  - مرتضى حالى: دخیل نیز اینجا در صدد پر کردن واژه دخالت بر آمده تا با کبوتر ارتباط پیدا کند...!!

دوای دردهای شما پای بندی به آب و دانه ندارد

چرا که کبوتری که بر روی بام عقاید شما نشسته عروسک است

  - ندا جلالى: چرا که کبوتری که بر روی بام عقاید شما نشسته عروسک است

  - على حبيبي: ماجرا قبلا هم گفتم مثل وجود   ایسبرگ ها در دریاهاست بخشی از ماجرا (سطح وان چیز که می توانم)رو میبینم .بخشی از این یخ عظیم در زیر اب( ذهن شاعر) هست وای برمن که با تایتانیکم رد بشم مرگم حتمی میشه

  - علی غلام رضایی: جناب حالی

و البته میشود اینطور فکر کرد که دوای دردها را شاعر "دخیل" دانسته  و آب و دانه جهت پر کردن آمده

  - مرتضى حالى:

دوای دردهایتان, دخیل و آب و دانه نیست

کبوتر نشسته روی بامتان عروسک است

  - ندا جلالى: اینکه عروسک پرواز می کنه یا نه که مسئله نیست

شاعر می گه اون کبوتری که توی ذهن شماست مثل  عروسکی بی روح و بی جانه.

و کاری ازش بر نمیاد.

آقای حبیبی اینجا نیازی اصلا به اینکه ببینیم عروسک می تونه پرواز کنه یا نه دیده نمی شه.

  - على حبيبي:

دوای دردهایتان, دخیل و آب و دانه نیست

کبوتر نشسته روی بامتان عروسک است

عقاید و ذهن رو اضافه نکنید فقط همین حالت رو بخونید بعد کبوتر نشسته یعنی کبوتری که پرواز کرده و روی بام نشسته مفهومی که شما میگید درسته کاملا ومشکلی ندارم باهاش

میگم این چیزی که بیان شده به پرداخت دقیق تری نیاز داره

 

 

تاریخ ارسال: پنجشنبه 12 شهريور 1394 ساعت: 13:31 |تعداد بازدید : 114 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی