close
تبلیغات در اینترنت
بداهه سرایی و شعر طنز - شوخی با ابیات حافظ

مطالب مربوط

بداهه سرایی و شعر طنز - شوخی با ابیات حافظ

مزاح با ابیات حافظ

  - بهمن نشاطى:

بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر

هرچه سیلی می زنم یا آب می پاشم بر او

حافظ+نشاطی

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی

پی برده ام امروز که یک عمر کری تو

حافظ+نشاطی

  - بهمن نشاطى:

 شراب خورده و خوی کرده می روی به چمن

فقط مواظب نیروی انتظامی باش

حافظ+نشاطی

  - على حبيبي:

مبهوت نشسته ام که در حافظه تان

شعری ننوشته اید از حافظ تان

(گویند مرا چو زاد مادر از کیست؟)

تا گشت نیامده ، خدا حافظتان

  - بهمن نشاطى:

کنون به آب می لعل خرقه می شویم

ولی چه فایده در خانه بند رختی نیست

حافظ+نشاطی

  - محمد حسن زاده:

 فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم

عاشق دخترک توی ون ارشادم

شمس الدین محمد حسن زاده

  - بهمن نشاطى:

خرقه ی زهد مرا آب خرابات ببرد

لاجرم چاره جز این نیست که برگردم لخت

حافظ+نشاطی

ساروان! بار من افتاد خدا را مددی ـ

تا بگیرم ، که کمردرد شدیدی دارم

حافظ+نشاطی

  - محمد حسن زاده:

 تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده ست

همه گفتند به تو عاشق همجنس گرا

  - بهمن نشاطى:

 تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده ست

گفت باید که به قیچی بکنم کوتاهش

حافظ+نشاطی

خوشا نماز و نیاز کسی که از سردرد

نخواند و گفت خدایا ببخش، بیمارم

حافظ+نشاطی

  - محمد حسن زاده:

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

گفت ای میخوارگان توبه کنید و صد حیا

شمس الدین محمد حسن زاده

  - محمد حسن زاده:

گر دست دهد خاک کف پای نگارم

پرتش بکنم توی دوچشمان رقیبم

ایضا شمس الدین محمد حسن زاده

  - امین رحمتی:

حق  مهدی اگر آن سکه ى آزادی بود

"وقت آن ست که بدرود کند زندان را "

  - مرتضى حالى:

از بس که تنه! به شعر حافظ زده ایم

ماییم که شاعریم و او «گانیه» باز

  - محمد حسن زاده:

دعا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که تا نتِ شب لیلا ضعیفتر نشود

شمس الدین محمد حسن زاده

بداهه سرایی

  - حميد رستمى:

ای مظهر مدارا، ای دوست ای نگارا

وقت بداهه آمد، دریاب حال ما را..

  - مرتضى حالى:

دستی به گردش آور، با رِنگ شیش و هشتی

یعنی به شکل مشتی،تغییر ده فضا را

  - فاطمه زيبايى:

این دل هوای مرغ و ماهی و بره دارد

گر تو نمی پسندی تغییر ده غذارا

  - حميد رستمى:

امشب اگر بداهه دلچسبتان نگردید

طرح سؤال باید دیگر مدیرها را

  - فاطمه زيبايى:

گفتم چگونه ای؟ گفت:ول کن! بیا بداهه

ورنه حمید گوید الفاظ  ناسزا را

  - مرتضى حالى:

 وقتی که رستم ما اینگونه ناله دارد

باید که چوب ها زد بد جوور مرتضا را!!!

  - بهروز قاسمی:

ای ناظم مروت ای مظهر ذکاوت

وقت بداهه گفتن تغییر ده فضا را

  - حميد رستمى:

وقتی دکل بدزدند رندان پارسی گوی

آخر چگونه بندیم ای شیخ! چشم ها را؟

  - فاطمه زيبايى:

ای مرتضای زیرک ! شعری بگو تو اینک

تا رستمی نگوید رفتی کجا تو یارا ؟

  - ندا جلالى:

ما و سیاست اصلا!دزدی و غارت اصلا!

دولت که خوش ندارد اینگونه کارها را!

  - امین رحمتی:

ای شیخ حالی امشب,  در مجلس بداهه

شلاق را بینداز بر دووش کن عبا را

  - ندا جلالى:

بوی گل است هرجا،قمری نشسته برجا

پروانه می زند دف،کی دیده دارها را؟

  - فاطمه زيبايى:

ادمین خوب سابق (محمدحسن زاده) رفت و دگر نیامد

گویا خوشش نیامد این خنده و صفا را

  - حميد رستمى:

 ادمین خوب سابق ادمین حال حاضر

هر دو عزیز هستید بیش از هزار بارا

  - محمد حسن زاده:

 در فصل برگریزان ما پادوی عزیزان

حتی اگر ببارد ابری کند هوا را

  - فاطمه زيبايى:

خوش آمدی حسن جان زودی بیا به میدان

بی تو صفا ندارد این جمع با وفا را

  - بهروز قاسمی:

این دل نامروت آیینه ملامت

دیگر سخن ندارد این جمع با صفا را

  - محمد حسن زاده:

 ما ماندگار هستیم ، بر خر سوار هستیم

پایان نمی دهد کس تحریم سایپا را

  - فاطمه زيبايى:

من در جوار آقا (ع)دیگر غمی ندارم

گر این نت ضعیفم امشب کند مدارا

  - محمد حسن زاده:

آنکس که لنز دارد ماشین بنز دارد

ما خواستار اوئیم آن یار خوش ادا را

  - حسن رفیعی:

احساس می کنم که خوابم ولی نه ،الله

امشب نصیب ما کرد دیدار آشنا را

  - مرتضى حالى:

«از گوشه ای برون آ ای کوکب هدایت»

ول کن عزیز من این بیچاره کافکا را

  - ندا جلالى:

بردند دوغ ما را،ماشین و بوق مارا

اما نبرده افسوس این درد و داغ مارا

  - فاطمه زيبايى:

 سجاد خان صافی هی می کند نگاهی

برخیز ودر بداهه یاری بکن تو مارا

  - بهروز قاسمی:

من باز کنج خانه ملتمس دعایم

عرض ارادت از ما  هدیه نما رضا را

  - ندا جلالى:

ای آنکه چلچراغت نورافکن است هر شب

در خاطرت گذر ده،شبهای تار ما را

  - محمد حسن زاده:

قالیچه ی پرنده بی ترمز است و دنده

بالاتر از سهند  و هم وانت وصبا را

  - فاطمه زيبايى:

این مام همسر من؛ کاری دگر ندارد

دستور می دهد هی ، فاطی بی نوا را

  - حسن رفیعی:

انّی اُحِبُ خیلی مِستر علی حبیبی

رنجانده اید آیا این بنده ی خدا را؟!

  - محمد حسن زاده:

این بنده ی خداوند پای بساط قلیان

گویا زغال داغی سوزانده دست و پا را

  - فاطمه زيبايى:

این بنده خداوند، برادرم علی جان

کرده است خواستگاری گویا میسیز هما را

  - محمد حسن زاده

 شاید هم از قضا او رفته به خواستگاری

دارد به جای گوشی بر دستها حنا را

  - مرتضى حالى:

 تو : یوسف و جواد و هوشنگ و آل عمران

 من هم رقیه بانو با خاله جان سارا

  - فاطمه زيبايى:

به به جناب حالی!!! با ساره و رقیه !!!

با همسرت بگویم من شرح ماجرا را

  - ندا جلالى:

یادت میاید آن سال، با مادر عزیزت!

از دور آمدی و کردی سوار ما را

حالا به جای ماشین تقدیم کرده همسر

روز تولد من زیباترین عصا را!

  - امین رحمتی:

دانی چرا که ملت,  دایم فقیر گردد ؟

از بس که اقتصادش,  دارد فقط ربا را

ای عالمان دینی,  ای مرشدان قرآن

اکنون بس است دیگر,  این جنگ با خدا را

  - مرتضى حالى:

مردان آن زمانه:پس کو غذا ضعیفه؟

مردان این زمانه:دریاب پیتزا را...

  - حسن رفیعی:

 من که پراید دارم اما خریده ام در

رویای دیشب خود ماشین آزرا را

  - محمد حسن زاده:

من رفته ام به بالا طی طریق کردم

عرفان ؟ نه بلکه کِشتم یک دانه لوبیا را

  - ندا جلالى:

من که ملول گشتم بیزار پول گشتم

تاکی به بانک هر دم!تا کی برو بیا  را

  - فاطمه زيبايى:

 آه ای رفیع(ی) دانا ! غصه دگر ندارد

گر آزرا نداری برگیر آزیتا را

  - محمد حسن زاده:

داد و هوار کردیم یک عمر توی دنیا

آخر به بوسه بستیم دستان کدخدا را

  - حسن رفیعی:

امشب عیال می گفت ما را سفر نبردی

ما را ببر اقلا تا مرز آستارا

  - محمد حسن زاده:

 در سجده فکر مستیست یک زاهد ریاکار

یا سمت اشقیا  رو یا راه کربلا را

  - ندا جلالى:

 این رسم دور گردون،هر لحظه اش به افسون

یا خسته ایم از هم یا پیر کرده ما را

  - مرتضى حالى:

 من زن ذلیل و ایضاً بچه علیل هستم

دریاب این هماره رند طبا طبا را...

  - مرتضی روحی:

من دیرتر رسیدم،اما چه عیب دارد

یاران درود امشب،لختی بمان تو یارا

  - فاطمه زيبايى:

 ما که گنه نداریم گر دیر کرده ای تو

باید که دربیابیم اینک دگر لالا را

  - مرتضى حالى:

 ای دوستان قلیان این you و این علی جان

ما راست میل مزه... یا ایها السکا را...

  - مرتضی روحی:

ما دلخوشیم با تو،ای عشق چاره را تو

بر چاه پا نهادیم،دیدی دو کله پا را

: ای بهمن نشاطی،امشب کجایی ای دوست

با بمب خنده رفتی ویران کنی کجا را

  - مرتضى حالى:

انگشتهای خود را... ول کن در این پیانو

هم سی دو فا ر می زن، هم لا ر  می دو فا را

  - بهمن نشاطى:

تب دارم اگر چه دیپلم دارم من

سودای رسیدن به رم دارم من

دلپیچه گرفته ام، فشار افتاده

ای دوست بیا که یک سرم دارم من

وصف الحال اکنون من

  - محمد حسن زاده:

 لیلا نیامد اکنون مجنون شعر اوئیم

گویا پرانده نت را ابن سلام یارا

  - لیلا محمودی:

من رفتنی شدم باز ،  زودتر بگو دو بیتی

از شعر طنز با من ، دریاب وای فا را 😜

بابا نشسته با من در انتظار بیتی

باید بگویم اما احوال سبک ها را

من یک غزل نبودم حتی دوبیت بی جان

شاید کمی رباعی  مرفوع کند بلا را

سعی صفا تو بودی در مروه جان گرفتم

من زاءری که باید پیدا کند خدا را

من شعر تلخ بودم ،باید کمی بطنزم

اما نمی کند گوش، دریاب غصه ها را

من نت ندارم ای جان، شب بر شما گوارا

فردا مرا که خواندی، شعری سرا سر آرا

خوابی مرا نبرده ، بی خواب مانده ام من

ای دوست کن تحمل ، بی خواب خواب ها را

  - فاطمه زيبايى:

کم کم رسیده پایان وقت بداهه، گویا

گردیه جمع ، پریشان، یاران خوب ما را

  - محمد حسن زاده:

 از چشمه های شعری نوشیدم و چشیدم

 

یاران خدا نگهدار شب برهمه گوارا

تاریخ ارسال: جمعه 13 شهريور 1394 ساعت: 15:28 |تعداد بازدید : 425 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی