close
تبلیغات در اینترنت
نقد غزلی از شاعر معاصر سعید خاکسار

نقد یک غزل از شاعر معاصر :سعید خاکسار

نقد یک غزل از شاعر معاصر :سعید خاکسار

غزلی از سعید خاکسار

چیزی شبیه چشمهایت وقت بیداری

ویرانگری هایی همه بی تاب عیاری

با نازهایت در هجوم ناب چشمانت

تا آفتاب خاطراتی خوب و تکراری

تا بی حضوری های امیدی که دل دارد

از من بسوی عشقمان از هردومان عاری

ناگه زند در سینه ام تک سرفه ای خش دار

چون پیر مردان هزاران سال سیگاری

گیجم که درگیرم میان فکر چشمانت

این فکرهای درهم و پرزور اجباری

 آن کوچه باغ و لحظه های ترس و بوسیدن

در حسرت یک بوسه ماندن وقتِ دیداری

تا چشم می بندم تمام صحنه ها دردند

هر شب که با یادت نمی خوابم ، تو بیداری ؟

   ندا جلالى: غزلی در وزن مستفعلن مستفعلن مستفعلن فعلن، بدون ردیف با قافیه هایی آشنا.قافیه هایی که آهنگ روان و ساده ای در این غزل ایجاد کرده است.

 در غزلی که قرار است  عاشقانه باشد.

   على حبيبي: طبق روال گذشته ابتدا نقد کلی وبعد بیت به بیت

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: سه شنبه 24 شهريور 1394 ساعت: 13:52 |تعداد بازدید : 261 نویسنده :