close
تبلیغات در اینترنت
گزیده ی بهترین و ناب ترین اشعار از شاعران معاصر

گزیده ی بهترین غزل های شاعر معاصر نجمه زارع

گزیده ی بهترین غزل های شاعر معاصر نجمه زارع

خبـر بـه دورترین نقطه ی جهان برسد(نجمه زارع)

خبـــــر بــــــه دورترین نقطه ي جهان برسد

نخواست او به منِ خسته بــی گمان برسد

شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت

کسی کــــــه سهم تو باشد به دیگران برسد

چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر

بـــه راحتی کسی از راه نـاگهـــــــان برسد،...

رهــــــا کنی بــــــرود از دلت جــدا بـــــاشد

به آن کـــه دوست تَرَش داشته به آن برسد

رهـــــــا کنی بروند و دو تا پرنده شوند

خبر بـــه دورترین نقطه ی جهان برسد

گلایـــه اي نکنی بغض خـویش را بخــــــوري

که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند کــه... نه! نفرین نمی کنم... نکند

به او کـــــــه عاشق او بوده ام زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود

خدا کند کــه فقط زود آن زمان برسد

باقی اشعار را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: چهارشنبه 18 شهريور 1394 ساعت: 18:51 |تعداد بازدید : 3947 نویسنده :

گزیده ی اشعار و غزل های شاعر معاصر مرحوم قیصر امین پور

گزیده ی اشعار و غزل های شاعر معاصر مرحوم قیصر امین پور

حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟

با توام، با تو خدا را! بزنم یا نزنم؟

همه حرف دلم با تو همین است که دوست...

چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم

زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما

کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:

دست بر میوه‌ی حوا بزنم یا نزنم ؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم:

بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟

 

قیصر امین پور

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: سه شنبه 17 شهريور 1394 ساعت: 22:58 |تعداد بازدید : 1705 نویسنده :

گزیده ی شعر معاصر (غلامرضا طریقی )

گزیده ی شعر معاصر (غلامرضا طریقی )

 

این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده است(غلامرضا طریقی)

این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده است

کـــه بـــه عشق تو قمــــر قاری قرآن شده است

مثــل من باغچـــــه ی خانــه هـــــم از دوری تــــو

بس که غم خورده و لاغر شده گلدان شده است

بس کـــه هر تکــه ی آن با هوسی رفت ، دلم

نسخه ی دیگری از نقشه ی ایران شده است

بی شک آن شیخ که از چشم تو منعم می کرد

خبـــــر از آمدنت داشت کـــه پنهان شده است

عشق مهمان عزیزی ست که با رفتن او

نرده ی پنجره ها میله زندان شده است

عشق زاییده ی بلـــخ است و مقیم شیراز

چون نشد کارگر آواره ی تهران شده است

عشــــق دانشـــکده تجــــربـــــه ی انسانهـــاست

گر چه چندی ست پر از طفل دبستان شده است

هر نو آموختــه در عالـــم خود مجنون است

روزگاری ست که دیوانه فراوان شده است

ای که از کوچـــه معشوقـــه ی ما می گذری

بر حذر باش که این کوچه خیابان شده است

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: سه شنبه 17 شهريور 1394 ساعت: 14:34 |تعداد بازدید : 1351 نویسنده :

غزل هایی از فاضل نظری

نیستی کم! نه از آیینه نه حتی از ماه

که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه

من محال است به دیدار تو قانع باشم

کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه

به تمنای تو دریا شده ام! گرچه یکی ست

سھم یک کاسه ی آب و دل دریا از ماه

گفتم این غم به خداوند بگویم، دیدم

که خداوند جدا کرده زمین را از ماه

صحبتی نیست! اگر ھم گله ای ھست از اوست

می توانیم برنجیم مگر ما از ماه!


شعر از فاضل نظری

 

جهت خوانش باقی غزل ها روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: شنبه 02 خرداد 1394 ساعت: 16:21 |تعداد بازدید : 1648 نویسنده :

خالی ام چون باغ بودا خالی از نیلوفرانش ( حسین منزوی )

خالی ام چون باغ بودا خالی از نیلوفرانش ( حسین منزوی )

خالــی ام چون باغ بودا ، خالی از نیلوفرانش

خالی ام چون آسمان شب زده بی اخترانش

خلق، بی جان، شهر گورستان و ما در غار پنهان

یأس  و  تنهایـــی ِ من ، مانند  لوط  و  دخترانش

پاره پاره مغربم، با من نه خورشیدی، نه صبحی

نیمــی از آفاقــم اما ،  نیمه ی  بـــی خاورانش

سرزمین مرگم اینک، برکه هایش دیدگانم

وین دل توفانی ام، دریای خون بی کرانش

پیش رویم شهر را بر سر سیه چادر کشیده

روسری هــای  عــزا  از  داغ  دیـده مادرانش

عیب از آنان نیست من دل مرده ام کز هیچ سویی

در نمــی گیرد مرا ،  افســـون ِ شهـر  و  دلبرانش

جنگجویــــی  خسته ام  بعد  از  نبــــردی  نابرابر

پیش رویش پشته ای از کشته ی هم سنگرانش

دعوی ام عشق است و معجز شعر و پاسخ طعن و تهمت

راست  چـــون  پیغمبری  رو در روی  ناباورانش

حسین منزوی

تاریخ ارسال: شنبه 02 خرداد 1394 ساعت: 16:4 |تعداد بازدید : 670 نویسنده :

متن کامل مثنوی زهره و منوچهر ایرج میرزا

متن کامل مثنوی زهره و منوچهر ایرج میرزا

متن کامل مثنوی زهره و منوچهر ایرج میرزا

صبح نتابیده هنوز آفتاب

وا نشده دیده ی نرگس ز خواب

تازه گل آتشی مشک بوی

شسته ز شبنم به چمن دست و روی

منتظر حوله ی باد سحر

تا که کند خشک بِدان، روی تر

ماه رخی چشم و چراغ سپاه

نایب اول به وِجاهت چو ماه

صاحب شمشیر و نشان در جمال

بنده ی مهمیزِ ظریفش هلال

متن کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید.

 

 

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: یکشنبه 05 بهمن 1393 ساعت: 0:52 |تعداد بازدید : 32610 نویسنده :

گزیده ی اشعار و غزل های شاعر معاصر حامد عسگری

گزیده ی اشعار و غزل های شاعر معاصر حامد عسگری

چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست

لطف خط شکسته بــه شیب کشیده هاست

هرکس که روی ماه تو را دیده، دیده است

فرقـی کـه بین دیده و بین شنیده هاست

مـوی تـــو نیست ریختــه بر روی شانه هات

هاشور شاعرانه ی شب بر سپیده هاست

من یک چنار پیـــرم و هر شاخــه ای ز من

دستی به التماس به سمت پریده هاست

از عشق او بترس غزل مجلسش نرو

امروز میهمانی یوسف ندیده هاست

 
حامد عسگری  
 باقی اشعار شاعر را در ادامه مطلب بخوانید
 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: سه شنبه 16 دي 1393 ساعت: 14:13 |تعداد بازدید : 1192 نویسنده :

گزیده ی غزلیات استاد محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار)

گزیده ی غزلیات استاد محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار)

 شهریار

گزیده غزلیات

غزل شماره ۹-  حالا چرا

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

============================

جهت مطالعه ی 160 غزل شهریار به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: جمعه 04 مهر 1393 ساعت: 21:58 |تعداد بازدید : 5874 نویسنده :

اشعار سعید بیابانکی

اشعار سعید بیابانکی

 

اي نم نم باران چه خبر آن سوي پرچین

از مزرعه ي گندم و صحرايُ پر از چین

اينجا همه لب تشنه ي يک جرعه بهارند

اي باد بهاری چه خبر از ده پايین؟

اي شعر ز ما بگذر و بگذار که امشب

لختي سر راحت بگذاريم به بالین

تا مثل غزل فاش شوم بر در و ديوار

اي کاش که صد تکّه شوي اي دل خونین

بر جامه ي من بوي تو جا مانده از آن شب

عمري است که مي ترسم از اين باد خبرچین

هر روز هوالباقي و باقي همه ديوار

نفرين به تو اي کوچه ي نفرين شده، نفرين

هان کیست که می آید و شهنامه و یاهو

انداخته بر شانه و جا داده به خورجین

اين مرد که کشکولش، سرشار ترانه است

اين مرد که آورده هزاران گل آمین

شايد که ببارند بر اين کوچه، ملائک

شايد بگريزند از اين خانه، شیاطین

نّقال نشسته است کناري و سیاوش

آرام فرو مي چکد از پرده ي چرمین...

شعر از سعید بیابانکي 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: پنجشنبه 03 مهر 1393 ساعت: 20:47 |تعداد بازدید : 5620 نویسنده :

اشعار محمد علی بهمنی

اشعار محمد علی بهمنی

 زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد

زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد

 اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

 اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم

 کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: شنبه 21 تير 1393 ساعت: 10:25 |تعداد بازدید : 20768 نویسنده :

یکبار هم نشد که بیایی و بگذری- محمد علی علیزاده

تاریخ ارسال: شنبه 21 تير 1393 ساعت: 9:39 |تعداد بازدید : 1113 نویسنده :

سید مهدی موسوی

سید مهدی موسوی

این روزهــا  کـــــه آینه هم فکــر ظاهر است

هرکس که گفته است خدا نیست کافر است

خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته است

 خـودم و جـدّم و جــدّ پـــدرم سوختـــه است

نماندست چیزی به جزغم ... مهم نیست

 گــرفته دلـــم از دو عالم ... مهـــم نیست

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت: 21:55 |تعداد بازدید : 2252 نویسنده :

گزیده ی اشعار و غزل های شاعر معاصر محمد سلمانی

گزیده ی اشعار و غزل های شاعر معاصر محمد سلمانی

 ردیف این غزل دشــوار می شد با بیندازم !

 ولی با وامی از چشم تو شاید جا بیندازم!

در نگاهت  رنگ  آرامش  نمایان  می شود

 آه می ترسم که دارد باز طوفان می شود

ببین در سطر سطر صفحه ی فالی که می بینم

 تــو هـــم پایان تلخـــی داری ای آغــــاز شیرینـم

 

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت: 21:3 |تعداد بازدید : 2103 نویسنده :